#تیغ#براندولینی چیست؟تیغ براندولینیBrandolini’s Lawکه گاهی به آن اصل عدم تقارن مزخرفات هم میگویند، میگوید:برای رد کردن یک ادعای نادرست، معمولاً چندین برابرِ ساختن و پخشکردن آن ادعا، زمان و انرژی لازم است.صورت مشهور آن چنین است:{انرژی لازم برای ردّ یک ادعای نادرست}{انرژی لازم برای تولید آن}این مفهوم را آلبرتو براندولینی، برنامهنویس و نویسنده ایتالیایی، مطرح کرد.چرا «تیغ»؟واژه «تیغ» در اینجا مشابه «تیغ اوکام» است: یک قاعده یا ابزار فکری برای تحلیل است، نه یک قانون علمی دقیق با فرمول ثابت.نام دیگرش، «اصل عدم تقارن مزخرفات»، به این اشاره دارد که تولید یک حرف بیپایه میتواند بسیار ساده باشد، اما پاسخ مستند به آن نیازمند بررسی منبع، داده، منطق، تعریف مفاهیم و توضیح جزئیات است.مثال سادهفرض کنید کسی در شبکههای اجتماعی بنویسد:«فلان خوراکی باعث درمان قطعی همه بیماریها میشود.»▫️نوشتن این جمله فقط چند ثانیه طول میکشد؛ اما رد کردنش ممکن است نیازمند این کارها باشد:- بررسی پژوهشهای پزشکی معتبر؛- توضیح تفاوت «همبستگی» و «علّیت»؛- بررسی کیفیت و محدودیت مطالعات؛- روشنکردن خطرهای پزشکی و استثناها؛- پاسخ به برداشتهای نادرست بعدی.▫️پس یک ادعای کوتاه و نادرست میتواند ساعتها کارِ کارشناسی برای اصلاح ایجاد کند.کاربرد عملیاین اصل یادآوری میکند که هنگام مواجهه با ادعاهای جنجالی یا عجیب:۱ - بار اثبات بر عهده مدعی است، نه کسی که به آن شک دارد.۲ - هر ادعایی ارزش صرف زمان نامحدود برای پاسخدادن ندارد.۳ - پیش از بازنشر، باید منبع، شواهد و امکان راستیآزمایی آن را بررسی کرد.۴ - پاسخ خوب، گاهی فقط این است: «منبع معتبر و شواهد قابل بررسی برای این ادعا چیست؟»نکتهی مهم : تیغ براندولینی به این معنا نیست که هر ادعای تازه یا غیرمتعارف قطعاً۸ غلط است؛ بلکه میگوید نباید انتظار داشت ردّ ادعاهای بیپایه، به همان سادگیِ مطرح کردنشان باشد.⚛ @AndisheKonim
#مغز چگونه بین #عادت و تصمیمگیری #آگاهانه تعادل برقرار میکند ؟گاهی مشکل ما برای انجام یک کار دشوار، خودِ کار نیست؛ بلکه شروع کردن آن است. وقتی یک فعالیت برایمان سنگین، مبهم یا ناخوشایند به نظر میرسد، ممکن است مدام آن را عقب بیندازیم و سراغ کارهای سادهتر برویم. یکی از ایدههایی که میتواند به فهم این مسئله کمک کند، مفهوم قاببندی کار یا Task Bracketing است؛ یعنی مشخص کردن یک مرز روشن برای آغاز و پایان یک فعالیت.پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند وقتی یک رفتار بارها تکرار میشود، مغز بهتدریج میتواند مجموعه مراحل آن را مانند یک واحد رفتاری سازماندهی کند. در این حالت، فعالیت عصبی در اطراف شروع و پایان رفتار برجستهتر میشود و مراحل میانی میتوانند با دخالت و تلاش ذهنی کمتری انجام شوند. به بیان ساده، مغز یاد میگیرد یک کار را بهعنوان یک «بسته رفتاری» اجرا کند؛ شروع مشخصی دارد، مراحلی را پشت سر میگذارد و در نقطهای مشخص تمام میشود.اما نکته مهم پژوهش این است که مغز همیشه نباید خودکار عمل کند. در محیطهای ساده و قابل پیشبینی، عادتها بسیار مفیدند و باعث میشوند برای کارهای تکراری انرژی ذهنی کمتری مصرف کنیم. اما وقتی شرایط پیچیده یا غیرقابلپیشبینی میشود، مغز باید دوباره اطلاعات را بررسی کند، تصمیم بگیرد و در صورت نیاز روش قبلی را تغییر دهد. بنابراین، عادت و تصمیمگیری آگاهانه رقیب یکدیگر نیستند؛ مغز بسته به شرایط بین این دو روش جابهجا میشود.از این یافته میتوان یک کاربرد عملی برای کارهای روزمره برداشت کرد: اگر کاری را مرتب به تعویق میاندازید، به جای اینکه فقط منتظر انگیزه باشید، برای شروع و پایان آن یک الگوی ثابت بسازید. مثلاً یک نشانه کوتاه و مشخص برای ورود به کار داشته باشید و در پایان نیز با یک اقدام ساده، کار را ببندید و نقطه ادامه آن را مشخص کنید.تکرار این الگو میتواند شروع فعالیت را برای مغز آشناتر و قابل پیشبینیتر کند.البته هدف این نیست که برای هر کاری یک مراسم طولانی بسازیم یا همه فعالیتها را کاملاً خودکار کنیم. اصل مهم، کاهش ابهام در شروع و پایان کار است. وقتی مغز بداند یک فعالیت دقیقاً از کجا آغاز میشود و چه زمانی تمام میشود، ممکن است ورود به آن آسانتر شود.در نهایت، پیام اصلی پژوهش این است که برای شرایط آشنا، عادت میتواند کار را سادهتر کند؛ اما برای شرایط جدید، انعطافپذیری و تصمیمگیری اهمیت بیشتری دارد. بنابراین میتوان برای کارهای تکراری یک چارچوب مشخص ایجاد کرد، اما باید آماده باشیم هر زمان شرایط تغییر کرد، از الگوی قبلی فاصله بگیریم و روش تازهای انتخاب کنیم.خاستگاه :sciencedirect.com/science/article/pii/S08…@Andishekonim
اسکرینشات گرفتن ممکن است باعث شود اطلاعات را بیشتر فراموش کنیم.پژوهش جدید روانشناسان دانشگاه بینگهمتون نشان میدهد گرفتن عکس یا اسکرینشات برای به خاطر سپردن اطلاعات، لزوماً به حافظه کمک نمیکند و ممکن است حتی آن را تضعیف کند.در مجموعهای از ۷ آزمایش، پژوهشگران از شرکتکنندگان خواستند از آثار هنری عکس بگیرند یا از آنها اسکرینشات تهیه کنند و سپس حافظه آنها را آزمایش کردند. در برخی آزمایشها نیز از مسائل ریاضی برای بررسی میزان درگیرشدن منابع شناختی استفاده شد. نتایج، مزیت مشخصی برای ثبت تصویر نشان نداد و در مقابل، نوعی افت حافظه برای اطلاعات ثبتشده مشاهده شد.یکی از توضیحات احتمالی، «برونسپاری شناختی»Cognitive Offloadingاست: وقتی مغز میداند اطلاعات در جایی بیرونی ذخیره شده، ممکن است منابع کمتری را برای رمزگذاری و نگهداری آن در حافظه اختصاص دهد.توضیح احتمالی دیگر توجه تقسیمشده است؛ یعنی خودِ فرایند گرفتن تصویر بخشی از منابع شناختی را از تجربه یا اطلاعات اصلی منحرف میکند. پژوهشگران همچنین احتمال میدهند ثبت تصویر باعث نوعی فاصلهگیری ناخودآگاه از تجربه شود.با این حال، اسکرینشات گرفتن الزاماً بد نیست. اگر تصاویر محدود و هدفمند باشند و بعداً واقعاً مرور شوند، میتوانند مانند یک سرنخ برای بازیابی حافظه عمل کنند. مشکل زمانی بیشتر میشود که تعداد زیادی تصویر و اسکرینشات بدون مرور جمع شوند.برای یادگیری، یادداشتبرداری فعال روی کاغذ نیز میتواند مفیدتر باشد، زیرا فرد را وادار میکند اطلاعات را پردازش، سازماندهی و میان مفاهیم ارتباط برقرار کند؛ فرایندی که با مفهوم «دشواری مطلوب»Desirable Difficultyدر یادگیری مرتبط است.اگر چیزی را صرفاً برای اینکه بعداً به آن مراجعه کنیم اسکرینشات بگیریم، ممکن است مغز آن را کمتر به خاطر بسپارد. ثبت اطلاعات زمانی بیشتر به حافظه کمک میکند که هدفمند باشد و بعداً از آن برای بازیابی و مرور فعال استفاده کنیم.خاستگاه :Memory & Cognition (2026)DOI: 10.3758/s13421-026-01921-2⚛ @Andishekonim
امروز ، دلتنگی دوباره زبانه کشید. دختر کوچکی که روزی از شدت داغ ، سنگ سرد مزار مادرش را در آغوش گرفته بود، امروز کیک تولد مادر را روی همان مزار چیده. تصویری تلخ و جانسوز از دختری که جمهوری اسهالی مادرش را از او گرفت. فرزند ایران و جانفدای میهن جاویدنام #پریسا_لشکری ، بیستم دی در جریان تجمعات نورآباد ممسنی به دست مزدوران جنایتکار رژیم کشته شد. زادروزت خجسته و فرخنده باد قهرمان ایرانایران را پس میگیریم.#ریدم_تو_اسلامنه فقط ریدم به این اسلام بلکه ریدم به اون اسلامی که میگید اون این نیست و خوبه !⚛ @AndisheKonim
جوانان بیش از نسلهای پیشین نگرشهای خصمانه نسبت به زنان دارند؛ هشدار یک پژوهش استرالیاییپژوهشی جدید از دانشگاه ملبورن نشان میدهد که نوجوانان و جوانان استرالیاییبیش از نسلهای مسنتر گرایش به نگرشهای زنستیزانه و خصمانه نسبت به زنان دارند؛ نگرشهایی که به گفته پژوهشگران نهتنها بر رفتارهای روزمره در مدارس اثر گذاشته، بلکه قویترین پیشبینیکننده حمایت از افراطگرایی خشونتآمیز نیز محسوب میشود.این پژوهش که نخستین پژوهش گسترده از این نوع در استرالیاست، دیدگاههای ۱۱۲۲ نوجوان ۱۳ تا ۱۷ ساله، ۲۳۰۷ بزرگسال و همچنین بیش از ۵۰۰ معلم را بررسی کرده است. هدف پژوهش، مقایسه نگرشها درباره زنان، برابری جنسیتی، تأثیر فضای آنلاین و رابطه این عوامل با گرایشهای افراطی بوده است.یافتههای نگرانکنندهنتایج نشان داد در میان پسران ۱۳ تا ۱۷ ساله:۳۱٫۸٪ معتقدند تلاش برای ایجاد فرصتهای برابر برای زنان در استرالیا «بیش از حد پیش رفته است».۳۰٫۱٪ باور دارند در شرایط کمبود شغل، مردان بیش از زنان حق داشتن شغل دارند.۲۴٫۷٪ معتقدند فمینیسم به جامعه آسیب میزند و در صورت لزوم باید حتی با خشونت با آن مقابله کرد.به گفته دکتر «سارا مِگِر»، سرپرست پژوهش، از میان تمام متغیرهای بررسیشده، نگرشهای خصمانه نسبت به زنان قویترین عامل پیشبینیکننده حمایت از افراطگرایی خشونتآمیز بوده است.نقش فضای آنلاینپژوهشگران دریافتند ارتباط معناداری میان مصرف برخی محتواهای آنلاین و افزایش دیدگاههای زنستیزانه وجود دارد. در این میان، بیشترین ارتباط با موارد زیر مشاهده شد:محتوای «مانوسفر» (Manosphere)؛مجموعهای از جوامع آنلاین با محوریت هویت مردانه که برخی شاخههای آن به زنستیزی شهرت دارند.(نمونه این جوامع در تلگرام و اینستاگرام فارسی نیز هستند/سام)پورنوگرافیاپلیکیشنها و فرهنگ قرارهای آنلاینبه گفته پژوهشگران، این محتواها میتوانند در شکلگیری نگرشهای منفی نسبت به زنان نقش مهمی ایفا کنند.بازتاب در مدارسبیش از ۵۰۰ معلم شرکتکننده در پژوهش گزارش دادهاند که دانشآموزان بهطور فزایندهای از ادبیات و استدلالهای رایج در جوامع «مانوسفر» استفاده میکنند. برخی معلمان گفتهاند دانشآموزان از چهرههایی مانند اندرو تیت نقلقول میکنند و حتی از اجرای دستورات معلمان زن خودداری میکنند، در حالی که همان دستورات را از معلمان مرد میپذیرند.گزارشها نشان میدهد این رفتارها حتی در میان کودکان ۶ ساله نیز مشاهده شده است.زنان جوان نیز تحت تاثیرهستندیکی از یافتههای جالب پژوهش این بود که برخی نگرشهای سنتی یا نابرابر تنها در میان پسران دیده نمیشود. برای نمونه، زنان نسل Z بسیار بیشتر از زنان نسلهای پیشین با این گزاره موافق بودند که ازدواج به شوهر حق رابطه جنسی با همسرش را میدهد، حتی اگر زن تمایلی نداشته باشد.این نتیجه نشان میدهد تأثیر فضای فرهنگی و آنلاین میتواند بر هر دو جنس اثر بگذارد و صرفا محدود به مردان نباشد.چرا این موضوع مهم است؟پژوهشگران تأکید میکنند مسئله فقط برابری جنسیتی نیست. به باور آنان، زنستیزی میتواند بخشی از فرایند رادیکالیزه شدن افراد باشد و با پذیرش خشونت سیاسی و اجتماعی ارتباط پیدا کند(نتیجهی پستی که بالاتر فرستادم؛ زن ستیزی روی سیاست حاکم تاثیر دارد/سام)به همین دلیل، نویسندگان پژوهش پیشنهاد کردهاند که آموزش احترام و روابط سالم از سنین پایینتر آغاز شود.زنستیزی در برنامههای مقابله با افراطگرایی به رسمیت شناخته شود.نظارت و تنظیمگری بیشتری بر الگوریتمها و پلتفرمهای آنلاین اعمال شود.این پژوهش تصویری نگرانکننده از بخشی از نسل جوان استرالیا ارائه میدهد؛ نسلی که در محیطی اشباع از شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها و محتواهای الگوریتمی رشد کرده است. یافتهها نشان میدهد نگرشهای خصمانه نسبت به زنان صرفاً یک مسئله فرهنگی یا اخلاقی نیست، بلکه میتواند با گرایش به خشونت و افراطگرایی نیز پیوند داشته باشد.از دید پژوهشگران، مقابله با این روند نیازمند آموزش زودهنگام، سواد رسانهای و توجه جدیتر به تأثیرات فضای آنلاین است.خاستگاه :Phys⚛ @AndisheKonim