از آن سالها که دزد خانه ما را خالیتر از خالی کرد؛ آنقدر گذشته که نه با یاد کردنش خانی بیاید و نه…
انتشار: 2026/08/18 20:14 UTCدریافت: 2026/08/19 10:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 10:46 UTC
از آن سالها که دزد خانه ما را خالیتر از خالی کرد؛ آنقدر گذشته که نه با یاد کردنش خانی بیاید و نه با مرورش خانی برود. تنها چند چیز غمانگیز را دنبال کردیم. آلبومها، دفترهای خاطرات. که نتیجهاش، گفتن ندارد. امروز به دلیلی یکی از قدیمیترین گوشیهایی را که داشتم به شارژ زدم. نتیجهاش شگفتانگیز بود، عکسهای قدیمی؛ ثبت خاطرات زنده.پدرم در قاب چهلمش، حلواهای نهتنتنانی، شمعهای سیاه و خاموش، پردههایی با روبان سیاه، خانه در غیاب پدر، گلهای یادبود، غمبادهای تزیینشده. رفتگانی که هنوز نرفته بودند، انگار این گوشی فقط یک روز روشن بوده آنهم چهلم و باز هم قاب دیگری از پدرم. این یکی داستان هم داشت. حتی نمیدانم چه کسی سفارشش داده بود اما جملهای از پدرم با صورتش قاب را متفاوت کرده بود.«هر بودنی همانقدر واقعی نیست که هر نبودنی»حالا همه جا عکس پدرم آویزان شده؛ بدون آنکه آویزان شده باشد. صدایش همان هر «نبودنی واقعی نیست» است بدون آنکه صدایم کرده باشد.این جایزه روبانپیچ شده را، این مرور خاطرات را مدیون گشتن برای پیدا کردن یک شماره تلفن بودم و درس امشب:«هر بودنی همانقدر واقعی نیست که هر نبودنی».با تشکر پدر و دختری. #مارال_دوستی @anhaaparat