«خفتهی دره»آنجا سرسبز درهای است که در آن، رودخانهای نغمه میسراید و دیوانهوار، ژندهجامههایی…
انتشار: 2026/07/17 20:49 UTC
«خفتهی دره»آنجا سرسبز درهای است که در آن، رودخانهای نغمه میسراید و دیوانهوار، ژندهجامههایی سیمین را به علفها میآویزد؛جایی که آفتاب، از فراز کوهسار سرافراز، پرتو میافشاند:آنْ کوچکدرهای است که از پرتوهای آفتاب کف میزند. سربازی جوان، با دهانی باز و سری برهنه، که قفای گردنش در میان شاهیهای آبیِ خُنک غوطه میخورد،به خواب فرورفته است. روی علفها، زیر ابرها، غنوده، و رنگپریده، بر بستر سبزش آرمیده، آنجا که نور چون باران فرو میبارد.پاهایش میان گلهای گلایول است؛ او خفته، لبخندزنانبه سان کودکی بیمار که لبخند بر لب دارد. به خوابی سبک فرورفته است؛ای طبیعت، گرم در گهوارهاش گیر: او سردش است.عطر گلها دیگر پرههای بینیاش را به لرزه در نمیآورند؛او در دل آفتاب خفته، دست بر سینه، آرام و آسوده.بر پهلوی راستش دو سوراخ سرخ نقش بسته است. ترجمهی دکتر مهدی مهاجرمنبع: Rimbaud, Arthur. Poésies. Une saison en enfer. Illuminations. Préface de René Char, Paris, Gallimard, coll. « NRF Poésie », 1984, p. 53. آرتور رَمبو (۱۸۵۴–۱۸۹۱) از درخشانترین و رازآلودترین چهرههای شعر فرانسه است. شاعری که در کمتر از بیست سالگی، افقهای تازهای را در زبان و تخیل شاعرانه گشود و با آنکه عمر شاعریاش از چند سال فراتر نرفت، تأثیری ماندگار بر ادبیات مدرن جهان بر جای نهاد. شور عصیان، نبوغ زبانی، تصویرپردازیهای شگفت و نگاهی نو به جهان، از او چهرهای یگانه ساخته است؛ چنانکه بسیاری از جریانهای بزرگ ادبی، از سمبولیسم تا سوررئالیسم، خود را وامدار تجربهی شعری او میدانند.شعر «خفتهی دره» (Le Dormeur du val) که رمبو آن را در شانزدهسالگی سرود، از شاهکارهای بیبدیل شعر ضدجنگ در ادبیات فرانسه به شمار میرود. شاعر، در آغاز، خواننده را به درهای سرسبز و آکنده از نور، آب و طراوت میبرد؛ طبیعتی که گویی خود مظهر آرامش و زندگی است. در میان این همه زیبایی، سربازی جوان در خوابی عمیق آرمیده است و همهچیز، تا واپسین مصراع، این گمان را برمیانگیزد که او تنها از خستگی به خواب رفته است. اما پایان ناگهانی شعر، که به نظر این حقیر یکی از زیباترین شوکهای شاعرانه در کل ادبیات جهان است، با تصویر «دو سوراخ سرخ بر پهلوی راست»، تمامی این آرامش را فرو میریزد و روشن میکند که در دل آن همه سرسبزی آرامشبخش، این خواب نیست بلکه خار اجل است که در پای آن سرباز فقیر (فقیر به معنای لکی کلمه!) فرو رفته و ناچیدهگل در گلزار گیتی، به کام مرگ افتادهاست. همین تقابل هنرمندانه میان شکوه طبیعت و خاموشی مرگ، این شعر کوتاه را به یکی از تأثیرگذارترین مراثی ضدجنگ در تاریخ ادبیات بدل کرده است.نکته: واژهی pauvre در زبان فرانسه، افزون بر معنای «فقیر» (از نظر اقتصادی)، در معنای «بیچاره»، «مظلوم» یا «نگونبخت» نیز به کار میرود. به گمان من، واژهی «فقیر» در زبان لکی هر دو بار معنایی را بهخوبی در خود جای میدهد، در حالی که در فارسی امروز، این واژه بیشتر به معنای تنگدستی مالی فهمیده میشود و آن گسترهٔ معنایی را ندارد. اگر این برداشت نادرست است یا دوستان آگاهی بیشتری در این زمینه دارند، خوشحال میشوم مرا اصلاح کنند. سپاس از توجه و همراهی شما.t.me/anjoman_torkamir
