می ترسی به عقب نگاه کنیچون بره ای ترسیده از چراغهای آبادیکه طعم ریواس ها را از دهانش بگیرندبر صندلی…
انتشار: 2026/08/19 22:55 UTCدریافت: 2026/08/20 12:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 12:01 UTC
می ترسی به عقب نگاه کنیچون بره ای ترسیده از چراغهای آبادیکه طعم ریواس ها را از دهانش بگیرندبر صندلیهای های این میز که تو رابه گوشه آشپزخانه کشانده اندیورتمه می رودهر صبحدر سرتتنهایی کودکیو چونکلیدی سرخورده از چرخاندنمی ترسی به عقب نگاه کنیاز بکارتی که بنام عشق بر باد رفتونفس های تند بارداریکه نطفه اندام حراج شده ات را می بستدست می بریبر چمدانیاز وزنه های ده سالهبا خلعتی هاییکه بی بهره ترینشان دست های زنی استکه حتی قلبش او را نمی پذیرد#نرکس_اسفندیاری



