پستهای تلگرام @ansar_hossin
انتشار: 2026/07/25 13:38 UTCدریافت: 2026/08/11 00:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 00:25 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — هیئت انصارالحسین ع
فیل از خوک دوری نکرداز کثیفی دوری میکردفیلی در رودخانه حمام کرد و با آرامش در امتداد جاده قدم زد.همین که به یک پل باریک نزدیک شد،خوکی را دید که از جهت مخالف میآمد،از سر تا پا پوشیده از گل.فیل بیسروصدا کنار رفتو اجازه داد خوک کثیفبدون هیچ حرفی یا کاری رد شود.سپس به مسیر خود ادامه داد، آرام و بیدردسر.بعداً، خوک به دوستانش لاف زد:«دیدیدش؟ حتی فیل هم از من میترسید!کنار رفت تا من بتونم رد بشوم.»فیلهای دیگر داستان را شنیدندو از دوستشان پرسیدند:«چرا کنار کشیدی؟از آن خوک کثیف ترسیدی؟»فیل لبخند زد و گفت:«میتوانستم آن خوک را به راحتی له کنم،اما پوشیده از گل بودو اگر با آن مبارزه میکردم، خودم هم کثیف میشدم.»«بنابراین من کنار رفتم،نه از روی ترس، بلکه به این دلیل که حفظ آرامشم مهمتر از اثبات قدرتم بود.»خرد به معنای پیروزی در هر نبردی نیست.بلکه به معنای انتخاب این است که کدام نبردهازیر پای شما هستند.لازم نیست به هر توهینی پاسخ دهید،به هر اظهار نظری، به هر تحریکی.برخی موقعیتها سزاوار سکوت هستند.برخی افراد سزاوار فاصله گرفتن هستند.آرامش شما ارزشمندتر از سر و صدای آنهاست.
آزادی به این معنا نیستکه هر کاری دلت میخواهد انجام دهی!بلکه بدین معناست که:مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی، که دلت نمیخواهد.-ژان ژاک روسو
به هدف نرسیدن «شکست» نیست.شکست اونجاست که اصلاً دست به کار نشیم.بیشتر ما نه از باخت، که از شروعنکردن ضربه میخوریم.اشتباه همبخشی از مسیره.
🌀در بحران روان، بعضی جملهها از روی دلسوزی گفته میشناما ناخواسته درد رو عمیقتر میکنن!❌ «مثبت فکر کن»❌ «قوی باش، بگذره»❌ «دیگران بدترش رو هم تحمل کردن»❌ «زیادی حساس شدی»❌ «این که چیزی نیست»🔹 چرا این حرفها آسیبزنندهان؟چون در بحران روانی، مغز در حالت هشدار قرار داره.سیستم عصبی فعال شده و فرد دسترسی کافی به منطق، تحلیل و امیدِ کلامی نداره.در این شرایط، مقایسه، نصیحت یا کوچکنماییِ دردباعث شرم، انزوا و بستهشدن بیشتر فرد میشه🫱🏻🫲🏽بهجاش چی بگیم؟– «میبینم چقدر برات سخته»– «حق داری اینقدر خسته باشی»– «کنارت هستم، لازم نیست الان درستش کنی»-« هرکمکی که حس میکنی از دستم برمیاد بهم بگو»
در شهری قدیمی، نعلبندی بود که همه او را استاد میدانستند. 🏡امیری نعلبند را برای رسیدگی به اسبهایش خواست. 🐎نعلبند را به خانه امیر بردند و اسبها را از مقابلش گذراندند.در آن میان نعلبند صدایی شنید و گفت:«همان اسب را نگه دار.» 🛑وقتی سُم اسب را بالا گرفتند، معلوم شد یکی از میخهای نعل شل شده است. 🔩امیر پرسید:«میگویند تو در کار خود استادی؛ حال بگو چرا همیشه نعل معیوب صدا میدهد؟» 🤔پیرمرد تبسمی کرد و گفت:«چون نعلی که همه میخهایش سر جایش است، محکم به سُم نشسته و بیصدا کار خودش را میکند. اما همین که یک میخ کم شود، شروع میکند به سروصدا. 🔊آدمها هم همینطورند.آن که واقعاً داناست، کمتر از دانش خود سخن میگوید. 🤫آن که واقعاً ثروتمند است، کمتر ثروتش را به رخ میکشد. 💰آن که واقعاً شریف است، کمتر از شرافت خود حرف میزند.اما هر جا دیدی کسی مدام فضیلت خود را فریاد میزند، خوب گوش کن؛ شاید آنجا یک میخ کم باشد.» 🧐امیر به صدای نعل لقشده گوش داد و با خود اندیشید که بعضی صداها، نشانهٔ قدرت نیستند؛ نشانهٔ کمبودند. 🌟از آن روز میان مردم افتاد که:«نعلی که صدا میدهد، یک میخ کم دارد.» 🔨
