دوستم در ادامه بحث گفت:«در حدیث هم هست: صورتِ پهن، چشم کوچک. دقیقاً وصف چینیهاست.»«عِرَاضُ الْوُجُ…
انتشار: 2026/07/15 07:31 UTC
دوستم در ادامه بحث گفت:«در حدیث هم هست: صورتِ پهن، چشم کوچک. دقیقاً وصف چینیهاست.»«عِرَاضُ الْوُجُوهِ صِغَارُ الْعُيُونِ صُهْبُ الشِّعَافِ … كَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطَرَّقَةُ»ترجمه: «صورتهای پهن، چشمان ریز و موهای سرخفام دارند… گویی چهرههایشان سپرهای چکشکاریشده (یا شبیه سپر چند لایه است) است.»📚 مسند احمد و طبرانی، رجال آن صحیحیادآوری کردم:برادر من، ادامهٔ حدیث ویژگی «صُهْبُ الشِّعَاف» یعنی موهای سرخفام ( نزدیک به سرخ-طلایی یا بلوند مسی) را بیان میکند. این صفت در چینیهای معاصر دیده نمیشود بلکه اکثر رنگ موی پیشانی چینی ها سیاه است. جالب است که جمع «صورت پهن، چشمان ریز » بر برخی از اقوام ترک مثل مغول خیلی بیشتر تطبیق میکند؛ صورت آنها گرد تر و چشمان آنها نیز کوچک تر از چشمان چینی هاست. به همین خاطر بعضی از علما مفسر گفتهاند ترکها و تاتارها از نسل همان یأجوج و مأجوج هستند که در بیرون سد ماندند، ولی اصل قوم همچنان پشت سد گرفتار اند.البته اینکه امروزه گفته میشود برخی از چینی ها ریشه های ترک دارند نیز ممکن است استدلال شما را تقویت کند ولیکن همچنان ادله کافی ندارد. دوستم عقل محورانه پرسید:«امروز ماهوارهها کل زمین را دیدهاند و هیچ سدی با چنان جمعیتی وجود ندارد. اسلام که با عقل مخالف نیست.»گفتم:درست است که اسلام با عقل سلیم تعارض ندارد؛ اما هرجا عقل ما با نقل صریح اصطکاک پیدا کرد، به حکم قاعدهٔ اهل سنت عقل خود را متهم میکنیم، نه نقل را.خداوندی که اصحاب کهف را قرنها از نظرها پنهان داشت، میتواند این سد و ساکنانش را نیز تا روز موعود مخفی کند. دیده نشدن دلیل بر نبودن نیست.دوستم دغدغهای را مطرح کرد:«اگر آنها پشت سد باشند و نتوانند دعوت حق را بشنوند، چطور خدا آنها را مجازات میکند؟ این با عدل الهی نمیسازد.»پاسخ دادم:ما نمیدانیم خداوند پیش از بسته شدن سد، در زمان ذوالقرنین یا بعد از آن، حجت را بر آنها تمام کرده است یا نه. حبس آنها هم به خاطر فسادشان در زمین بوده و این کیفری عادلانه است. ضمن اینکه در قیامت نیز خداوند قادر است پیش از حساب، حجت را بر آنان تمام کند. ما دلیل قطعی نداریم که هدایت الهی برایشان ناممکن بوده است. در امور غیبی معمولا به ظاهر نصوص اعتماد میکنیم و باقی و کیفیت امور را به خدا میسپاریم مگر اینکه قراینی وجود داشته باشد که معنای ظاهری را سلب کند! دوستم با لطف گفت:«بزرگانی مثل ابن باز، سعدی و ابن عاشور نظر دادهاند که یأجوج و مأجوج از چین و نواحی آن خروج میکنند. این دیگر شوخی نیست و جای خنده ندارد!»عرض کردم:دقت کنیم که ابن باز فرموده «يَخْرُجُونَ مِنَ الصِّينِ الشَّعْبِيَّةِ وَمَا حَوْلَهَا» یعنی از ناحیهٔ چین خارج میشوند، نه اینکه چینیهای کنونی دقیقاً همان قوم باشند. این دو فرق دارد.از سوی دیگر، مفسّران بزرگی مانند امام طبری، قرطبی، ابن کثیر، آلوسی و بغوی و طحاوی و رازی با تکیه بر جغرافیای قرآن، مکان سد را در کوههای قفقاز میدانستند.هر چند دلیل قدرتمندی بر این قولشان نداشتند! حال فرض میکنیم که قول آنها را قبول کردید و گفتید چینی ها از منطقه قفقاز خارج شده اند، باز میگویم اگر سد آنجا بوده و فرو ریخته، طبیعیتر این بود که بازماندگان در همان حوالی ساکن شوند، نه صد ها کیلومتر دورتر(چین). این اختلافات نشان میدهد که مسئله قطعی و اجماعی نیست و از متشابهات است. نمیتوان یک نظر اجتهادی را به عنوان حقیقت قطعی ارائه کرد.🌿 پایان شیرین بحثهر دو میپذیریم که یأجوج و مأجوج از غیبیات الهیاند و کیفیت دقیقشان روشن نیست. از نظر من (که البته چندان مهم نیست ) و برخی دیگر از علما و مفسرین قرآن، تطبیق چینیهای امروز بر آن قوم با ظواهر نصوص و اعداد و صفات همخوانی ندارد، اما همچنان باب اجتهاد برای مفسران باز است.هدف ما از این گفتوگو اثبات برتری نبود؛ گشودن پنجرهای برای تدبّر در کلام خدا و سنت رسولش بود. امید که چنین گفتوگوهای برادرانهای میان ما فراوان شود.📌 والله أعلم بالصواب.و السلام علیکم و رحمة الله