نامت را بلند میخوانیم تا فراموش نشوی: عماد امیرپور... 🥀قصه تو، قصه پاییز و زمستانی است که سوزش تا…
انتشار: 2026/07/10 22:40 UTC
نامت را بلند میخوانیم تا فراموش نشوی: عماد امیرپور... 🥀قصه تو، قصه پاییز و زمستانی است که سوزش تا ابد در مغز استخوانمان باقی میماند. ۲۱ آذرماه، رقص نور بود و کل کشیدن به پای قدمهایت در لباس دامادی؛ و چند روز بعد، تیر بیرحم جوانیات را نشانه رفت. به جرمی نامشخص، رگ شریانی پایت در افسریه شکافت و در صف بیانتهای اتاق عمل، نفسهایت به شماره افتاد...تو را بردند و در غربت چوکا، نزدیک خمام به خاک سپردند، در حالی که خانوادهات در بهت و ناباوری، در میان کابوسهای کهریزک به دنبال پیکر بیجانت میگشتند.امروز شش ماه از آن روزهای شوم میگذرد و نام تو تازه به گوش ما رسیده است. چقدر غریبانه رفتی و چقدر غریبانه ماندیم در کشوری که هر روزش با نامی جدید و داغی تازهتر آغاز میشود.پدری که آرزوی پیر شدن پسرش را داشت، حالا ضجه میزند که مرگ میخواهد و مادری که نابودی تنها پسرش را به چشم دیده، دیگر نایی برای گریستن ندارد.عماد جان، تو جانفدای این میهن شدی. نامت در قلب ما و تاریخ این سرزمین حک شد. آرام بخواب تازه داماد ۲۴ ساله... 🖤🕊️