🎨🎨🎨📣 زمـــــانی که «ونسان ونگوگ» با افسردگی و تنهایی عمیقی دست و پنجه نرم میکرد، یک روز بعد از یک…
انتشار: 2026/07/01 14:45 UTC
🎨🎨🎨📣 زمـــــانی که «ونسان ونگوگ» با افسردگی و تنهایی عمیقی دست و پنجه نرم میکرد، یک روز بعد از یک جنگ لفظی با یکی از دوستانش، گوشش را برید و برای یک روسپی فرستاد. در آن لحظه ونگوگ فکرش رو هم نمیکرد که دهها سال بعد، از این اتفاق به عنوان کانسپتی برای طراحی دکمه لباس بشه. فکر کنم این پیرهن در میان دانشجویان هنر طرفداران زیادی داشته باشه!🔔 روایـــــت است که «ونگوگ» به یک روسپی به نام «راشل» دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او پیشکش کند، به معشوقهی خود قول داد که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند. «ونگوگ» در آخرین ساعات آن شب به روسپیخانه رفت. دستمالی به دور سر خود پیچیده بود که هنوز خونی بود. او چیزی به طرف «راشل» گرفت و با صدایی بیرمق به او گفت: «از این خوب نگهداری کن». هدیه همان گوش بریدهاش بود. معشوقه با دیدن گوش خونآلود، از هوش رفت...#خلاقیت💡@AR_NOSRATI 💡

