چرایی اورمیه به جای تهران؟ پرسشهای بیپاسخ درباره راهبرد احزاب مسلح کُرد ✍️خاقان توران عضو شورای م…
انتشار: 2026/07/06 17:44 UTC
چرایی اورمیه به جای تهران؟ پرسشهای بیپاسخ درباره راهبرد احزاب مسلح کُرد ✍️خاقان توران عضو شورای مرکزی تشکیلات دیرنیش تحولات مرتبط با جنگ چهل روزه میان ایران، آمریکا و اسرائیل، علاوه بر پیامدهای نظامی و امنیتی، بار دیگر مباحث مربوط به آینده سیاسی ایران،…در این برنامه، فهیمه خضر حیدری مدعی شد که بر اساس اطلاعاتی که در اختیار این رسانه قرار گرفته، در جریان جنگ اخیر، برخی گروههای مسلح کُرد از مشارکت در یک عملیات زمینی به سمت تهران خودداری کردهاند. در مقابل، بنا بر این روایت، آمادگی خود را برای حرکت به سمت اورمیه و در اختیار گرفتن مناطقی که از آنها با عنوان «مناطق مشترک کردی ـ آذری» یاد شده، اعلام کردهاند. آنچه باعث برجسته شدن این ادعا شد، این بود که مصطفی هجری در جریان گفتوگو به صورت مستقیم این موضوع را رد نکرد و تلاش کرد پاسخهای خود را در قالبی کلی و غیرصریح ارائه کند. در بخش دیگری از این گفتوگو، هجری در پاسخ به پرسشهایی درباره مبارزه مسلحانه حزب دمکرات کردستان ایران، موضعی دوگانه اتخاذ کرد. از یک سو تأکید نمود که شرایط فعلی برای اقدام نظامی مناسب نیست و از سوی دیگر اعلام کرد که نیروهای حزب همچنان برای آینده حفظ خواهند شد. این سخنان، پرسشهای جدیدی درباره اهداف راهبردی این نیروها ایجاد کرد. اگر مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی در دستور کار نیست، این نیروها برای چه سناریویی حفظ میشوند؟ اگر هدف صرفاً دفاع از مناطق کردنشین است، محدوده این دفاع تا کجا تعریف میشود؟ و اگر شرایط بحرانی در ایران به وجود آید، این نیروها چه نقشی در تحولات آینده ایفا خواهند کرد؟نخستین پرسش مهمی که از دل این رویداد بیرون میآید این است که چرا در روایت مطرحشده، حرکت به سمت اورمیه به عنوان یک گزینه قابل بررسی مطرح شده اما حرکت به سمت تهران نه؟ تهران نماد ساختار سیاسی متمرکزی است که طی دهههای گذشته از سوی بسیاری از نیروهای اتنیکی مورد انتقاد قرار گرفته است. اگر مسئله اصلی برای نیروهای مخالف کُرد، ساختار حاکمیت مرکزی است، طبیعی به نظر میرسد که تمرکز راهبردی بر مرکز قدرت باشد. از همین رو این پرسش مطرح میشود که چرا در محاسبات سیاسی این گروهها، آذربایجان و به طور مشخص اورمیه، به عنوان هدفی راهبردی مطرح میشود؟پرسش دوم به پیامدهای احتمالی چنین سناریویی مربوط است. اگر فرض کنیم که در شرایط بحرانی، گروههای مسلح کُرد به سمت اورمیه حرکت میکرد و واکنش متقابل نیروهای تورک آذربایجانی را برمیانگیخت، نتیجه چه میتوانست باشد؟ احتمال شکلگیری یک درگیری اتنیکی گسترده تا چه اندازه واقعی بود؟ آیا منطقهای میتوانست به صحنه جنگی خونین تبدیل شود؟ و اگر چنین اتفاقی رخ میداد، مسئولیت سیاسی، اخلاقی و انسانی آن بر عهده چه کسانی قرار میگرفت؟این پرسشها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که از زاویهای صریحتر به موضوع نگاه کنیم. اگر گروهای سیاسی کُرد طی یک قرن گذشته خود را قربانی سیاستهای تمرکزگرایانه و تبعیضآمیز حاکمیتهای مستقر در تهران میداند، چرا به جای تمرکز بر منشأ اصلی این تبعیضها، نگاه خود را متوجه آذربایجان میکنند؟بنابراین این پرسش کاملاً مشروع است که حرکت به سوی اورمیه و ایجاد تنش با تورکهای آذربایجان چه نسبتی با مبارزه علیه جمهوری اسلامی و ساختار سیاسی حاکم دارد؟اگر هدف، مقابله با نظامی است که حقوق ملتهای غیرفارس را محدود کرده، چرا به جای تهران، اورمیه به عنوان مقصد مطرح میشود؟ باید صریح پرسید که در صورت وقوع چنین سناریویی، دستاورد آن برای ملت کُرد چه می توانست باشد؟ آیا حرکت به سوی اورمیه میتوانست حقوق ملی کُردها را تأمین کند؟ آیا میتوانست تبعیضهای ساختاری اعمالشده از سوی حکومت مرکزی را از میان بردارد؟ یا آنکه تنها به یک جنگ اتنیکی میان دو ملت غیرفارس منجر میشد؛ جنگی که برندگان اصلی آن نه مردم کردستان و نه مردم آذربایجان، بلکه همان ساختار قدرتی بودند که سالها از شکاف و اختلاف میان ملتهای غیرفارس سود بردهاند؟ادامه مطلب👇👇👇 🌎 آرازنیوز، خبرین دوغرو یئری 🔗 @ArazNews


