
مطالب روز هنر؛ معماری و شهرسازی هنرهای تجسمی، هنرمندان ، سینما، موسیقی و سبک های مختلف
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 102 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 105 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
.🔹 ماگریت با آثارش، ما را وادار کرد به آن چه واقعی میپنداریم، دوباره نگاه کنیم.🔳 ۱۵ اوت، سالروز درگذشت رنه ماگریت، نقاش برجستهٔ بلژیکی و یکی از مهمترین چهرههای جنبش سوررئالیسم است.ماگریت با قرار دادن اشیای آشنا در موقعیتهایی ناممکن و غریب، مرز میان واقعیت، تصویر و خیال را به چالش کشید. در جهان او، یک سیب میتواند چهرهای را پنهان کند، یک لوله الزاماً «لوله» نباشد و آسمان از دل دیوار بیرون بیاید.اهمیت آثار ماگریت تنها در عجیببودن تصاویرش نیست؛ او مخاطب را وادار میکرد درباره چیزی که میبیند، چیزی که میداند و حتی معنای واژهها دوباره فکر کند.🔸 رنه ماگریت | ۱۸۹۸–۱۹۶۷نقاشی که نشان داد گاهی برای دیدن واقعیت، باید به آن شک کرد.یادش در تاریخ هنر زنده است.💟🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 «آنِمویا»🔳 نوستالژی به معنی احساس دلتنگی یا حسرت برای زمان یا مکانی از دست رفتهاس. اما مفهومی وجود داره به نام «آنِمویا» که به معنی نوستالژی برای زمان یا مکانیه که هرگز تجربهاش نکردیم. فضاهای تصویری مارسل راینکه اغلب شبیه خاطراتی دور، رؤیاهایی ازدسترفته یا صحنههایی از جهانی موازی به نظر میرسن، اما در عین حال آشنا یا صمیمی نیستن. نقاشیهای او حس و حال جنگلی دارن و بیننده رو در موقعیتی بین تماشاگری و پنهانشدگی نگه میدارن.🔸 instagram.com/marcelle.reinecke/%F0%9F%94… «آنِمویا»🔳 نوستالژی به معنی احساس دلتنگی یا حسرت برای زمان یا مکانی از دست رفتهاس. اما مفهومی وجود داره به نام «آنِمویا» که به معنی نوستالژی برای زمان یا مکانیه که هرگز تجربهاش نکردیم. فضاهای تصویری مارسل راینکه اغلب شبیه خاطراتی دور، رؤیاهایی ازدسترفته یا صحنههایی از جهانی موازی به نظر میرسن، اما در عین حال آشنا یا صمیمی نیستن. نقاشیهای او حس و حال جنگلی دارن و بیننده رو در موقعیتی بین تماشاگری و پنهانشدگی نگه میدارن.🔸 instagram.com/marcelle.reinecke/%F0%9F%94…
🔸 ایران پیش از هخامنشیان🔳 شوش ( حدود ۴۰۰۰ پیش از میلاد)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 ایران پیش از هخامنشیان🔳 تپه سیلک ( حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 ایران پیش از هخامنشیان🔳 شهر سوخته ( حدود ۳۲۰۰ پیش از میلاد)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 ایران پیش از هخامنشیان 🔳 جیرفت (حدود ۳۰۰۰ پیش از میلاد) 🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔳 وقتی از تمدنهای باستانی ایران حرف میزنیم معمولاً تخت جمشید و هخامنشیان به ذهنمان می آیند؛ اما داستان شهر نشینی در ایران هزاران سال پیش از هخامنشیان آغاز شده بود.در هزاره های چهارم و سوم پیش از میلاد در بخشهای مختلف ایران جوامعی شکل گرفته بودند که نشانه هایی از شهرنشینی معماری تولید ،تخصصی تجارت و ارتباط با سرزمینهای دور دست در آنها دیده میشود🔸 جیرفت در حوزه رود هلیل محوطه هایی مانند کنار صندل از یک مرکز مهم شهری و هنری در هزاره سوم پیش از میلاد خبر می دهند؛ منطقه ای که با سرزمینهایی مانند بین النهرین و حوزه سند نیز ارتباط داشته است.🔹 تپه سیلک - در نزدیکی ،کاشان یکی از محوطه های مهم برای شناخت روند شکل گیری جوامع پیچیده و شهرنشینی در فلات ایران است.🔸 شوش - یکی از کهن ترین مراکز شهری جنوب غرب ایران که استقرار آن به هزاره چهارم پیش از میلاد می رسد و بعدها به یکی از مهمترین مراکز تمدن ایلام تبدیل شد.🔹 شهر سوخته در سیستان شهری بزرگ از هزاره سوم پیش از میلاد که شواهدی از سازمان اجتماعی پیچیده صنایع تخصصی و ارتباطات گسترده در آن به دست آمده است.📌تصاویر این پست بازسازیهای هنری این شهرهای ۵۰۰۰ ساله با کمک هوش مصنوعی هستند و ترکیبی است از شواهد تاریخی استنباط علمی و تخیل.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 ایران پیش از هخامنشیان🔳 جیرفت (حدود ۳۰۰۰ پیش از میلاد)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔸 نگاهی به رنگهایی که دیگر هرگز ساخته نمیشوند.🔳 امروزه بیشتر رنگهایی که در اختیار هنرمندان و طراحان قرار دارند، با فرمولهای ایمن و مهندسیشده تولید میشوند. اما تاریخ رنگ، داستانی بسیار متفاوت دارد؛ داستانی از مواد سمی، ترکیبات عجیب و حتی معضلات اخلاقی.پشت درخشش پوست در آثار ورمیر و قرمزهای چشمگیر و رازگونهٔ ونگوگ، دنیایی از شیمی خطرناک و رنگدانههایی نهفته بود که امروزه دیگر جایی در صنعت رنگ ندارند.در این مجموعه با ۵ رنگ تاریخی آشنا میشویم که زمانی در شاهکارهای هنری استفاده میشدند، اما به دلیل خطرات جدی برای سلامت انسان یا محیطزیست، برای همیشه از چرخه تولید کنار گذاشته شدند.🔹 رنگهایی که از مواد معدنی کمیاب استخراج میشدند🔸 رنگدانههایی بر پایه آرسنیک خالص🔹 ترکیباتی که زیبایی خیرهکننده داشتند اما بهای آنها مسمومیت و بیماری بودگاهی تاریخ رنگ، به همان اندازه که زیباست، تاریک و شگفتانگیز نیز هست.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 رنگ، بهمثابه رابطه🔸 تأملی درباره سانزو وادا و «فرهنگ ترکیبهای رنگ»🔳 شاید رنگ، آنگونه که معمولاً تصور میکنیم، چیزی نیست که در خودِ اشیا وجود داشته باشد. رنگ از جایی آغاز میشود که یک رنگ در کنار رنگ دیگری قرار میگیرد؛ جایی میان دو چیز، در فاصلهای که چشم آن را میسازد و ذهن آن را معنا میکند. از این منظر، رنگ نه یک صفت، بلکه یک رابطه است.سانزو وادا، نقاش و پژوهشگر ژاپنی، در دهه ۱۹۳۰ کوشید همین رابطه را ثبت کند. حاصل کار او مجموعهای از ترکیبهای رنگی بود که بعدها با عنوان A Dictionary of Color Combinations شناخته شد. اهمیت این کتاب فقط در تعداد رنگها یا دقت نمونههایش نیست؛ اهمیتش در نوع نگاه وادا به رنگ است. او به ما نمیگوید کدام رنگ زیباست؛ به ما نشان میدهد که چه اتفاقی میان رنگها رخ میدهد.این تفاوت کوچکی به نظر میرسد، اما در واقع تغییر یک نگاه است.در یک ترکیب رنگی، هیچ رنگی کاملاً مستقل نیست. آبیِ کنار نارنجی، همان آبیِ کنار خاکستری نیست. سرخی که در کنار سیاه قرار گرفته، کیفیت دیگری دارد با همان سرخ در مجاورت زرد. هر رنگ، رنگِ دیگری را تغییر میدهد؛ و در همین تغییر، چیزی پدیدار میشود که پیش از آن وجود نداشته است.وادا از این جهت تنها درباره رنگ صحبت نمیکند. او درباره نسبتها صحبت میکند.نسبت، یکی از بنیادیترین مفاهیم هنر است. در معماری، نسبت میان فضای خالی و توده، میان ستون و دهانه، میان تاریکی و نور، فرم را به وجود میآورد. در موسیقی، نت بهتنهایی موسیقی نیست؛ فاصله میان نتهاست که موسیقی را میسازد. در شعر نیز کلمه در تنهایی خود تمام نمیشود؛ کلمه در مجاورت کلمه دیگر، در سکوت میان دو جمله و در فاصله میان معناهای آشکار و پنهان، به چیزی دیگر تبدیل میشود.رنگ نیز چنین است.شاید به همین دلیل بتوان کتاب وادا را فراتر از یک کتاب رنگ دید؛ نوعی کتاب روابط. هر صفحه آزمایشی است درباره اینکه چگونه دو، سه یا چند عنصر میتوانند در کنار یکدیگر، کیفیتی تازه بسازند. چیزی که در اینجا اهمیت دارد، خودِ عناصر نیستند؛ فضای میان آنهاست.از این منظر، «فرهنگ ترکیبهای رنگ» بیش از آنکه فرهنگ لغات باشد، نوعی نحو است: دستور زبانی برای کنار هم نشاندن چیزها.وادا در دهه ۱۹۳۰، زمانی که جهان طراحی و تولید صنعتی با سرعتی تازه در حال تغییر بود، رنگ را از قلمرو صرفاً نقاشانه بیرون آورد و به حوزههای طراحی، لباس، گرافیک، سینما و زندگی روزمره برد. رنگ دیگر فقط چیزی برای بازنمایی جهان نبود؛ میتوانست جهان را شکل دهد.این نگاه امروز شاید حتی اهمیت بیشتری پیدا کرده باشد. ما در جهانی زندگی میکنیم که تقریباً همه چیز طراحی شده است: بستهبندی، لباس، ساختمان، صفحه نمایش، نشانهها، صحنههای فیلم، مبلمان و حتی تصویری که از خودمان در فضای مجازی میسازیم. در چنین جهانی، رنگ دیگر یک امر تزئینی و حاشیهای نیست؛ بخشی از معماری ادراک ماست.اما چیزی در کار وادا همچنان ساده و خاموش باقی میماند: او به جای توضیح دادن، کنار هم میگذارد.این شاید یکی از زیباترین درسهای هنر باشد.گاهی برای فهمیدن یک رابطه، نباید درباره آن سخن گفت؛ باید دو چیز را کنار هم قرار داد و اجازه داد فاصله میان آنها سخن بگوید.در این معنا، وادا فقط مجموعهای از رنگها را به ما واگذار نکرده است. او شیوهای برای دیدن به ما پیشنهاد میکند: اینکه هیچ چیز را بهتنهایی نبینیم. نه رنگ را، نه فرم را، نه معماری را، نه حتی یک اثر هنری را.زیبایی ممکن است نه در خودِ رنگ، بلکه در لحظهای اتفاق بیفتد که دو رنگ یکدیگر را تغییر میدهند.و شاید این تعریف گستردهتری از هنر باشد:هنر، ساختن چیزها نیست؛ ساختن رابطه میان چیزهاست.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 بعد شروع کردم به فکر کردن درباره اشک. چرا تکامل کاری با بدن انسان کرده که نتواند غمش را پنهان کند؟🔸 جز از کل 🔹 استیو تولتز🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔹 کارل فولكر (Karl Volker) 🔳 کارل فولکر، معمار و نقاش آلمانی از چهره های شاخص جنبش عینیت نو Neue Sachlichkeit بود. او در سال ۱۸۸۹ در شهر هاله ایالت زاکسن آنهالت ،آلمان متولد شد. پس از گذراندن دوره کارآموزی در رشته دکوراسیون داخلی (۱۹۰۴-۱۹۱۰)، در سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۳ در مدرسه هنرها و صنایع دستی درسدن تحصیل کرد و نزد ریشارد گور Richard Guhr) آموزش دید. نخستین نمایشگاه انفرادی او در سال ۱۹۱۸ در انجمن هنر هاله برگزار شد.فولکر در سال ۱۹۱۹ مدیریت گروه هنرمندان هاله را بر عهده گرفت؛ گروهی که با گروه نوامبر برلین در ارتباط بود. در سالهای آغازین جمهوری وایمار مقالات و چاپهای هنری متعددی برای روزنامه های حزب کمونیست آلمان (KPD) منتشر کرد و در سال ۱۹۲۴ نیز به «گروه «سرخ» برلین پیوست او همچنین با نشریه Das Wort همکاری داشت.آثار اولیه فولکر از جمله تصویر صنعت (Industriebild)، با رویکردی متأثر از کنستراکتیویسم ساختارگرایی خلق شده اند. در نقاشی «ایستگاه راه آهن (۱۹۲۴) او علاوه بر نمایش ایستگاه تازه ساخته شده شهر هاله همبستگی و نیروی جمعی کارگرانی را که از پله ها پایین می آیند به تصویر میکشد؛ اثری که بازتابی از فضای اجتماعی و سیاسی آن دوران است.فولکر تا سال ۱۹۳۳ همزمان با به قدرت رسیدن هیتلر به فعالیت معماری ادامه داد حکومت نازی او را در زمره هنرمندان منحط قرار داد و از فعالیت آزادانه محروم کرد. 🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
_🔹 فلوجه🔸 سیا ارمجانی🔳 «فلوجه» (Fallujah) یکی از آثار مهم و سیاسی سیا ارمجانی، هنرمند و معمار ایرانی-آمریکایی، است که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد؛ زمانی که جنگ عراق به یکی از خشونتبارترین مراحل خود رسیده بود.ارمجانی این اثر را با الهام از نبرد فلوجه در عراق ساخت؛ اما بهجای نمایش مستقیم سربازان، اسلحه یا صحنههای جنگ، تصویری استعاری از خانهای ویرانشده ارائه میکند. سازه از تیرهای چوبی، قطعات معماری، سقف، پنجره و عناصری شبیه به وسایل و ساختارهای یک خانه تشکیل شده است؛ گویی ساختمانی در اثر یک انفجار یا آتشسوزی از هم پاشیده باشد.انتخاب «خانه» اهمیت زیادی دارد: خانه معمولاً نماد امنیت، خانواده و زندگی روزمره است، اما در این اثر به نشانهای از ویرانی و بیخانمانی ناشی از جنگ تبدیل میشود.«فلوجه» نمونهای از Public Art سیاسی ارمجانی است؛ اثری که بهجای روایت قهرمانانه از جنگ، توجه مخاطب را به سرنوشت انسانها و فضای زندگی آنها جلب میکند. این اثر همچنین نشان میدهد که چگونه ارمجانی مرز میان مجسمه، معماری و یادمان را درهم میشکند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch_🔹 فلوجه🔸 سیا ارمجانی🔳 «فلوجه» (Fallujah) یکی از آثار مهم و سیاسی سیا ارمجانی، هنرمند و معمار ایرانی-آمریکایی، است که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد؛ زمانی که جنگ عراق به یکی از خشونتبارترین مراحل خود رسیده بود.ارمجانی این اثر را با الهام از نبرد فلوجه در عراق ساخت؛ اما بهجای نمایش مستقیم سربازان، اسلحه یا صحنههای جنگ، تصویری استعاری از خانهای ویرانشده ارائه میکند. سازه از تیرهای چوبی، قطعات معماری، سقف، پنجره و عناصری شبیه به وسایل و ساختارهای یک خانه تشکیل شده است؛ گویی ساختمانی در اثر یک انفجار یا آتشسوزی از هم پاشیده باشد.انتخاب «خانه» اهمیت زیادی دارد: خانه معمولاً نماد امنیت، خانواده و زندگی روزمره است، اما در این اثر به نشانهای از ویرانی و بیخانمانی ناشی از جنگ تبدیل میشود.«فلوجه» نمونهای از Public Art سیاسی ارمجانی است؛ اثری که بهجای روایت قهرمانانه از جنگ، توجه مخاطب را به سرنوشت انسانها و فضای زندگی آنها جلب میکند. این اثر همچنین نشان میدهد که چگونه ارمجانی مرز میان مجسمه، معماری و یادمان را درهم میشکند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 برخی از ما فکر میکنیم دوام آوردن قویترمان میکند،امّا گاهـی قدرت در "رها کردن" است.🔹 هرمان هسه🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔳 سهیل نفیسی 🔳 رقصم گرفته بود🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔸 روز جهانی چپدستها؛ جشن تفاوتی که امضا میشود با دست چپ🔳 امروز، ۱۳ اوت، روز جهانی چپدستهاست؛ روزی برای یادآوری و پاسداشت اقلیتی کوچک اما ارزشمند. استفاده از دست چپ، تنها یک ویژگی جسمانی نیست؛ نشانهای است از نگاهی متفاوت به جهان. در دنیایی که ابزارها، ساختارها و حتی قواعد آن برای راستدستها طراحی شده، ما چپدستها آموختهایم با انعطاف، خلاقیت و دقت، مسیر خود را بسازیم و همان راه را به شکلی خاص و منحصربهفرد طی کنیم.🔹 پژوهشها نشان دادهاند که درصد چشمگیری از نوابغ، هنرمندان و مخترعان در میان چپدستها قرار دارند. این امر، نتیجه کارکرد ویژه مغز و هماهنگی متفاوت دو نیمکره آن است؛ عاملی که باعث میشود زاویه دید ما نسبت به جهان، متمایز و پیشرو باشد.📌روز جهانی چپدستها یادآور این حقیقت است که تفاوتهای کوچک میتوانند سرچشمه تواناییهای بزرگ باشند. ما نهتنها «دیگرگونه»، که «دیگرگونه و خلاق» میاندیشیم.🔸 happy international left handers day🔹 Albrecht Dürer, Left Hand of An Apostle1️⃣5️⃣0️⃣8️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 «صندلی وارونه» (La Chaise Renversée)، یک مبلمان ماژولار (پیمانهای) و هیبریدی (چندمنظوره) است که توسط معمار فرانسوی Pierre-Louis Gerlier طراحی شده است.ستایشی از چرتزدن و هیچکاری نکردن؛ چرا که برای اینکه بتوان میز را به حالت مایل درآورد، باید سطح آن کاملاً از هرگونه وسایل و تجهیزات خالی باشد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 صندلی کنسولی (Cantilever Chair) اثر🔸 Ludwig Mies van der Rohe، 1️⃣9️⃣2️⃣7️⃣🔳 صندلی کنسولی که در سال ۱۹۲۷ توسط لودویگ میس ون در روهه طراحی شد، چالشی جدی برای طراحی متعارف مبلمان بود. قاب ظریف آن از لولههای فولادی، پایههای عقبی را حذف میکرد و این توهم را به وجود میآورد که نشیمنگاه در هوا معلق است؛ در حالی که همزمان، شفافیت، دقت و خلوص فرمی را به نمایش میگذاشت؛ ویژگیهایی که بعدها به امضای معماری مدرن و آثار میس ون در روهه تبدیل شدند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 صندلیها همیشه بیصدا در گوشهای از اتاق حضور دارند، اما بیش از آنچه تصور میکنیم، بازتابدهندهی روح و ویژگیهای هر دورهاند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔳 صندلیها همیشه بیصدا در گوشهای از اتاق حضور دارند، اما بیش از آنچه تصور میکنیم، بازتابدهندهی روح و ویژگیهای هر دورهاند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 زیبایی در هنر چیست؟🔳 زیبایی یکی از مفاهیمی است که همیشه در هنر مورد توجه بوده؛ اما تعریف آن به سادگیِ «چیزی که زیبا به نظر میرسد» نیست.🔸 گاهی یک اثر هنری در نگاه اول چندان چشمنواز نیست، اما ایده، معنا و اندیشهای که پشت آن قرار دارد، نگاه ما را به خود جلب میکند. ممکن است اثری از نظر ظاهری حتی ناآشنا یا عجیب باشد، اما ما را وادار کند کمی بیشتر به آن نگاه کنیم و دربارهاش فکر کنیم.🔹 معیارهای زیبایی هم در طول تاریخ ثابت نماندهاند. در دوره رنسانس، تناسب، نظم و تقارن اهمیت بسیاری داشتند؛ اما با شکلگیری هنر مدرن، این تعریف گستردهتر شد و هنرمندان از فرمها، موضوعات و شیوههایی استفاده کردند که پیش از آن لزوماً زیبا یا هنری تلقی نمیشدند.🔸 به همین دلیل، زیبایی در هنر را نمیتوان فقط در ظاهر یک اثر جستوجو کرد. گاهی زیبایی در احساسی است که یک اثر ایجاد میکند، گاهی در اندیشهای که به وجود میآورد و گاهی در همان لحظهای که باعث میشود از کنار آن بیتفاوت عبور نکنیم.📌شاید زیبایی، بیش از آنکه یک ویژگی ثابت در اثر باشد، تجربهای است که میان اثر و مخاطب شکل میگیرد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 پایش را بسته بودند اما در سرش دویدن ادامه داشت...🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 روز جهانی گربه؛ وقتی گربهها وارد دنیای هنر شدند🔳 امروز، روز جهانی گربه است؛ بهانهای برای یادآوری موجوداتی که قرنهاست نهفقط در خانهها، بلکه در ادبیات، عکاسی و نقاشی هم حضور داشتهاند.گربه در آثار بسیاری از هنرمندان، گاهی موضوع اصلی اثر بوده و گاهی در گوشهای از تصویر، بخشی از روایت را شکل داده است؛ از نگاه آرام یک گربه در کنار انسان تا حضور رازآلود و نمادین آن در نقاشی.گربهها شاید هیچوقت تلاش نکردهاند خودشان را با خواستههای ما هماهنگ کنند؛ و شاید همین استقلال و شخصیت خاصشان است که قرنهاست آنها را به سوژهای جذاب برای هنرمندان تبدیل کرده است.🐱 ریچارد لیندنر — ادای احترام به یک گربه، ۱۹۵۲🔸 روز جهانی گربه مبارک. 🐾🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 بهترین کافهها فقط قهوه سرو نمیکنند.آنها تجربیاتی را خلق میکنند که مردم میخواهند بخشی از آن باشند.این کافه یک دیوار خالی را به یک اثر هنری مشترک تبدیل کرد که در آن هر مشتری یک قطعه کوچک به یک پرتره غولپیکر اضافه میکند.🔹 ایده ساده.🔸 تعامل عظیم.مردم میایستند، شرکت میکنند، عکس میگیرند، تجربه را به اشتراک میگذارند و برمیگردند تا نتیجه نهایی را ببینند.📌گاهی اوقات قدرتمندترین بازاریابی یک کمپین گرانقیمت نیست.یک ایده ساده ولی فکر شده به مشتریان دلیلی میدهد تا با برند شما تعامل داشته باشند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
4️⃣🔳 نقاش و سبک شخصی🔸 جیمز انسور James Ensor 🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 این عکسهای نلا تارانتینو نشان میدهند که چگونه عکاسی میتواند از یک ابزار صرفِ ثبت و مستندسازی فراتر رود و به آینهای برای امر نادیدنی تبدیل شود؛ امری که از خلال نور، حرکت و محوشدگی قابل کاوش است.نادیدنی، همان لحظهای است که در حال گذر است. ذهن انسان واقعیت را به صورت جریانی پیوسته ادراک میکند، اما دوربین زمان را درست در همان لحظهای که از دست میگریزد، به دام میاندازد. محوشدگی، سوژه را از یک حضور فیزیکیِ ثابت به ارتعاشی زنده و ایدهای از گذر بدل میکند؛ دیگر خودِ شخص را نمیبینیم، بلکه انرژیِ حرکت او را مشاهده میکنیم.و سرانجام، تاریکی تقریباً تمام چهره را ــ یا بهتر بگوییم، دو چهرهای را که بر هم منطبق شدهاند ــ در خود فرو میبرد، هویتشان را پنهان میکند و ما را در تاریکی رها میسازد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔳 این عکسهای نلا تارانتینو نشان میدهند که چگونه عکاسی میتواند از یک ابزار صرفِ ثبت و مستندسازی فراتر رود و به آینهای برای امر نادیدنی تبدیل شود؛ امری که از خلال نور، حرکت و محوشدگی قابل کاوش است.نادیدنی، همان لحظهای است که در حال گذر است. ذهن انسان واقعیت را به صورت جریانی پیوسته ادراک میکند، اما دوربین زمان را درست در همان لحظهای که از دست میگریزد، به دام میاندازد. محوشدگی، سوژه را از یک حضور فیزیکیِ ثابت به ارتعاشی زنده و ایدهای از گذر بدل میکند؛ دیگر خودِ شخص را نمیبینیم، بلکه انرژیِ حرکت او را مشاهده میکنیم.و سرانجام، تاریکی تقریباً تمام چهره را ــ یا بهتر بگوییم، دو چهرهای را که بر هم منطبق شدهاند ــ در خود فرو میبرد، هویتشان را پنهان میکند و ما را در تاریکی رها میسازد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔳 Life Behind Every Wall🔹صبح بخیر 🌞🌻🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 Wild Strawberries🔳 Ingmar Bergman 1️⃣9️⃣7️⃣5️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 توتفرنگیهای وحشی (Wild Strawberries) — ۱۹۵۷🔸 اینگمار برگمان (Ingmar Bergman)🔳 این فیلم دربارهٔ چیزی است که دیر یا زود همهٔ ما با آن روبهرو میشویم: به گذشته نگاه کردن و از خود پرسیدن که با زندگیمان چه کردهایم.برگمان در این اثر از میان خاطره، حسرت، تنهایی و ترس از مرگ عبور میکند، بیآنکه انسانیت و پیچیدگی شخصیتهایش را از دست بدهد.اگر به دنبال فیلمی هستید که شما را وادار کند با گذر زمان و انسانی که به آن تبدیل شدهاید روبهرو شوید، توتفرنگیهای وحشی فیلمی است که نباید از دست داد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 نمایی هوایی و کمیاب از شهرک افسانهای وایسنهوف🔸 وایسنهوفزیدلونگ | اشتوتگارت، آلمان | ۱۹۲۷ | به سرپرستی لودویگ میس ون در روهه🔹 محلهای که معماری مدرن را متحول کرد.🔳 شهرک وایسنهوف برای نمایشگاه دویچر ورکبوند در سال ۱۹۲۷ ساخته شد. این مجموعه بهعنوان آزمایشگاهی برای پاسخ به بحران شدید کمبود مسکن در دهه ۱۹۲۰ طراحی شد و هدف آن نشان دادن این بود که چگونه معماری مدرن میتواند آیندهی شیوهی زندگی انسان را شکل دهد.این پروژه با مدیریت هنری لودویگ میس ون در روهه و با مشارکت هفده تن از برجستهترین معماران زمان، از جمله لو کوربوزیه، والتر گروپیوس، هانس شارون، ی.ی.پ. اود، مارت استام، پیتر برنس، برونو تات و دیگران، به اجرا درآمد. حاصل این همکاری، محلهای آزمایشی بود که با بهرهگیری از بامهای تخت، پلانهای باز، سازماندهی عملکردی فضاها، مصالح نوین و روشهای صنعتی ساختوساز، تعریف تازهای از معماری مسکونی ارائه کرد.اکنون، نزدیک به یک قرن پس از ساخت آن، وایسنهوفزیدلونگ همچنان یکی از تأثیرگذارترین مجموعههای مسکونی تاریخ و از مهمترین نمادهای جنبش معماری مدرن بهشمار میرود.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 این برند کنجکاوی را به بازاریابی تبدیل کرد.با پوشاندن ویترین فروشگاه و گذاشتن تنها یک سوراخ کوچک و با جمله «میتوانید یک راز را نگه دارید؟»، مردم را وادار به ایستادن، نگاه کردن و فیلم گرفتن کردند -📌 اثبات اینکه، رمز و راز میتواند توجه بیشتری را نسبت به هر تبلیغی جلب کند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 «هر بار که در نقاشیهایم به بنبست میرسم ــ و این اتفاق بارها تکرار میشود ــ مجسمهسازی راهی برای رهایی در اختیارم میگذارد. زیرا مجسمهسازی، حتی بیش از نقاشی، به بازی کردن شباهت دارد.»🔸ماکس ارنست🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔳 «هر بار که در نقاشیهایم به بنبست میرسم ــ و این اتفاق بارها تکرار میشود ــ مجسمهسازی راهی برای رهایی در اختیارم میگذارد. زیرا مجسمهسازی، حتی بیش از نقاشی، به بازی کردن شباهت دارد.»🔸ماکس ارنست🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 ماکس ارنست (Max Ernst، ۱۸۹۱–۱۹۷۶) از برجستهترین هنرمندان پیشروی قرن بیستم و یکی از چهرههای بنیادین جنبشهای دادائیسم و سوررئالیسم بود. او در طول بیش از پنج دهه فعالیت هنری، پیوسته مرزهای نقاشی، کلاژ، طراحی، چاپ و مجسمهسازی را درنوردید و هیچگاه خود را به یک زبان بصری واحد محدود نکرد.هرچند ارنست بیشتر بهعنوان نقاش شناخته میشود، اما مجسمهسازی نیز بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل میدهد. او از دهه ۱۹۳۰ به خلق مجسمه روی آورد و پس از مهاجرت به آمریکا، بهویژه در آریزونا، این حوزه را با جدیت بیشتری دنبال کرد. مجسمههای او اغلب از برنز، بتن و سنگ ساخته شدهاند و آمیزهای از انسان، پرنده، جانور و موجودات اسطورهای را به تصویر میکشند. این آثار نه بازنمایی طبیعت، بلکه تجسم نیروهای ناخودآگاه، رؤیا و اسطورهاند.یکی از مهمترین نمادهای جهان هنری ارنست، «لوپلوپ» (Loplop) است؛ پرندهای خیالی که هنرمند آن را بهعنوان «دیگریِ خود» یا آلتر ایگوی خویش آفرید. پرنده در آثار او نماد آزادی، دگرگونی، حافظه و رهایی از منطق روزمره است و در بسیاری از نقاشیها و مجسمههایش حضوری مداوم دارد.مجسمهٔ «شاه در حال بازی با ملکه» (The King Playing with the Queen) از مشهورترین آثار حجمی اوست. این اثر، همچون بسیاری از مجسمههای ارنست، از زبان نمادین شطرنج، اسطوره و تخیل بهره میگیرد. پیکرهها حالتی توتموار و باستانی دارند؛ گویی یادگار تمدنی فراموششدهاند. در این اثر، بازی شطرنج تنها یک رقابت نیست، بلکه استعارهای از قدرت، عشق، سرنوشت و پیچیدگی روابط انسانی است.اهمیت ماکس ارنست در تاریخ هنر تنها به نوآوریهای فنی او محدود نمیشود؛ او نشان داد که مجسمه میتواند همچون رؤیا عمل کند: نه برای بازنمایی جهان، بلکه برای آشکار کردن لایههای پنهان ذهن و ناخودآگاه. به همین دلیل، آثار او همچنان از تأثیرگذارترین نمونههای مجسمهسازی سوررئالیستی به شمار میروند و الهامبخش نسلهای بعدی هنرمندان هستند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔳 دسته گل از آثار شاخص مایک وورال (Mike Worrall)، نقاش بریتانیایی نمونه ای از جهان تصویری رازآلود و شاعرانه اوست؛ جهانی که در آن مرز میان واقعیت و رؤیا از میان میرود و اشیای آشنا معنایی تازه پیدا میکنند.مایک وورال متولد ۱۹۴۲ دربی ،شایر انگلستان نقاشی خود آموخته است که از دههٔ ۱۹۶۰ فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد. او بعدها به استرالیا مهاجرت کرد و علاوه بر برگزاری نمایشگاههای متعدد به عنوان طراح مفهومی نیز در پروژه های سینمایی از جمله 3 Alien همکاری داشت. آثار او از سنت سوررئالیسم الهام گرفته اند اما زبان بصری کاملاً شخصی و متمایزی دارند.در The Bouquet دسته گل که معمولاً نماد زیبایی عشق و زندگی است در فضایی غیر منتظره و وهم آلود قرار میگیرد. این جابه جایی معنایی از ویژگیهای اصلی آثار وورال است؛ او عناصر روزمره را از بستر معمولشان جدا میکند و در موقعیتی تازه می نشاند تا مخاطب به جای یافتن روایتی قطعی با ابهام سكوت و لایه های پنهان اثر روبه رو شود.نقاشیهای وورال از نظر فنی به واقع گرایی دقیق نورپردازی سنجیده و پرداخت استادانه جزئیات شناخته میشوند اما این مهارت کلاسیک در خدمت خلق جهانی فرا واقعی قرار میگیرد. آثار او بیش از آنکه داستانی مشخص روایت کنند تجربه ای ذهنی و شاعرانه می آفرینند؛ تجربه ای که بیننده را به تأمل درباره حافظه زمان رؤیا و ناخودآگاه فرامیخواند🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 انسان باید هنوز آشوبی در درون خود داشته باشد، تا بتواند ستارهای رقصان بیافریند.🔹 فریدریش نیچه🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔳 این کمپین در سال ۲۰۰۷، توسط سازمان بهداشت جهانی، به مناسبت هفته ایمنی جاده سازمان ملل، با هدف آگاهیبخشی و فرهنگسازی منتشر شده، و به مردم درباره رفتارهای پرخطری مانند، رانندگی در حالت مستی، سرعت زیاد و نبستن کمربند ایمنی هشدار می دهد، با شعارهایی یکدست و هماهنگ:🔸 دیگه برای بستن کمربند خیلی دیره!🔹 دیگه برای نخوردن مشروبات الکلی خیلی دیره!🔸 دیگه برای کم کردن سرعت، خیلی دیره!🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch🔳 این کمپین در سال ۲۰۰۷، توسط سازمان بهداشت جهانی، به مناسبت هفته ایمنی جاده سازمان ملل، با هدف آگاهیبخشی و فرهنگسازی منتشر شده، و به مردم درباره رفتارهای پرخطری مانند، رانندگی در حالت مستی، سرعت زیاد و نبستن کمربند ایمنی هشدار می دهد، با شعارهایی یکدست و هماهنگ:🔸 دیگه برای بستن کمربند خیلی دیره!🔹 دیگه برای نخوردن مشروبات الکلی خیلی دیره!🔸 دیگه برای کم کردن سرعت، خیلی دیره!🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم دو روش بسیار متفاوت برای دیدن جهان هستند.در حالی که یکی نور، لحظات زودگذر و زیبایی آنچه میبینیم را ثبت میکند، دیگری احساسات، تنش و تجربهی درونی را به هنر تبدیل میکند.مقایسهی آنها جذاب است زیرا حتی وقتی صحنههای مشابهی را به تصویر میکشند، دو دیدگاه متضاد را آشکار میکنند: چشم و روح🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔹 اینگمار برگمان و آندری تارکوفسکی احترام هنری عمیقی را به اشتراک گذاشتهاند.🔳 برگمان عمیقاً تارکوفسکی را تحسین میکرد و او را «بزرگترین» مینامید و توانایی او در به تصویر کشیدن واقعیت با منطق رویاها را ستایش میکرد، در حالی که تارکوفسکی برگمان را یکی از بزرگترین هنرمندان معنوی سینما میدانست. تحسین متقابل آنها در فیلم ایثار (۱۹۸۶) نمود ملموسی یافت، فیلمی که تارکوفسکی آن را در سوئد با چند تن از همکاران قدیمی برگمان، از جمله فیلمبردار «سون نیکویست» ، طراح صحنه «آنا آسپ» و بازیگر «ارلاند جوزفسون» فیلمبرداری کرد.این فیلم عمدتاً به این دلیل در سوئد ساخته شد که تارکوفسکی در تبعید از اتحاد جماهیر شوروی زندگی میکرد. پس از ترک اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه ۱۹۸۰ در بحبوحه محدودیتهای فزاینده بر آزادی هنریاش، او قادر به بازگشت به خانه نبود. موسسه فیلم سوئد، به همراه موسسه فیلم فرانسه ، حمایت مالی و آزادی خلاقانه لازم برای ساخت «ایثار» را فراهم کرد. سوئد همچنین به بسیاری از همکاران کلیدی که به تعریف سبک سینمایی متمایز برگمان کمک کرده بودند، دسترسی داد و همگرایی منحصر به فردی از دو نفر از تأثیرگذارترین مؤلفان قرن بیستم ایجاد کرد.هر دو کارگردان، سینما را واسطهای برای کاوش در پرسشهای وجودی و متافیزیکی میدانستند و داستانسرایی تجاری مرسوم را به نفع حافظه، درونگرایی و جستجوی معنا رد میکردند. با این حال، رویکردهای آنها به گونهای متفاوت بود که دو زبان سینمایی متمایز را ایجاد کرد. فیلمهای برگمان ریشه در صمیمیت روانشناختی دارند و بر اجرا، دیالوگ و قدرت بیانی چهره انسان تأکید میکنند. در مقابل، تارکوفسکی سینمای خود را از طریق مدت زمان، چشمانداز و جریان مداوم زمان میسازدبا وجود این تفاوتهای فرمی، هر دو امکانات بیانی سینما را متحول کردند و ظرفیت منحصر به فرد آن را برای انتقال تجربه درونی با عمق فلسفی و عاطفی فوقالعاده نشان دادند🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔳 MAMY BLUE🔳 POP TOPS🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔳 MAMY BLUE🔳 POP TOPS1️⃣9️⃣7️⃣0️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹هزینهی پنهان: یـــک اتـــفاق بـــد بـــرای حـــیات وحـــش و یـــک خبر بـــدتر برای طـــراحان گـــرافیک!🔳 «نـــــیکولای لوکه ویبورگ | Nikolaj Lykke Viborg» کمپینی مستقل برای WWF دانمارک طراحی کرده که در پلتفرم تخصصی «لینکدین» بازخورد خوبی داشته است. این کمپین شامل مجموعهای از آگهیهای احساسی با عنوان «هزینه پنهان» است و به تأثیر ویرانگر کالاهای مصرفی بر زیستگاههای حیوانات میپردازد. این مفهوم، خط مستقیمی میان محصولات روزمره و اثر آنها بر طبیعت ترسیم میکند، برای نمونه در یکی از آگهیها از پودر کاکائو برای شکل دادن چهره یک گوریل استفاده شده تا نشان دهد مصرف روزانه کاکائو هر ساله جنگلهایی که زیستگاه گوریلهاست را نابود میکند تا به جای آن مزارع کاکائو ایجاد شود.📌 امـــــا یک خبر بد هم برای طراحان گرافیک، مخصوصا آنها که در حوزه تبلیغات کار میکنند؛ این کمپین از صفر تا صد، توسط هوشمصنوعی «چت چی پی تی» ساخته شده! ایـــن پروژه تنها نمایش تواناییهای هوش مصنوعی نیست، بلکه نشانهای است از اینکه ابزارهای جدید چگونه در حال بازتعریف جریانهای کاری خلاقانهاند به شیوههایی که تا یک سال پیش حتی تصورش هم نمیرفت!🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 مرى الن مارک از برجسته ترین عکاسان مستند و پرتره در قرن بیستم بود. او در آمریکا متولد شد و بیش از پنج دهه زندگی خود را صرف ثبت زندگی انسانهایی کرد که اغلب در حاشیه جامعه قرار داشتند؛ از کودکان خیابانی بیماران روانی و کارگران جنسی گرفته تا سیرک ،گردانان خانواده های فقیر و افراد بی خانمانآنچه آثار مارک را متمایز میکند نگاه عمیق همدلانه و بدون قضاوت او به سوژه هایش است. او برای عکاسی زمان زیادی را با افراد میگذراند تا اعتمادشان را جلب کند و بتواند تصویری صادقانه از زندگی آنان ارائه دهد عکسهای او نه صرفاً گزارشگر واقعیت، بلکه روایتهایی انسانی از کرامت آسیب پذیری و امید هستند.مارک بیشتر با دوربینهای قطع متوسط و فیلم سیاه و سفید کار میکرد و سبک بصری او با ترکیب بندیهای دقیق نور طبیعی و پرتره هایی سرشار از احساس شناخته میشود. از مشهورترین پروژه های او میتوان به کتاب Streetwise درباره کودکان خیابانی سیاتل 81 Ward درباره بیماران یک آسایشگاه روانی و Falkland Road درباره محله روسپیان) بمبئی اشاره کرد. امروزه مری الن مارک یکی از مهمترین چهرههای تاریخ عکاسی مستند به شمار میرود؛ هنرمندی که نشان داد عکاسی میتواند هم سندی از واقعیت باشد و هم بیانی عمیق از همدلی و شأن انسانی.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 The soul should always stand ajar, ready to welcome the ecstatic experience.EMILY DICKINSON🔳 روح باید که همیشه پاشنه ور کشیده باشد برای خوش آمدگویی خفن ترین تجربه ها.🔸 امیلی دیکنسون🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹اپیزود دوم پادکست فارسی رادیونیست🔳 درایوین سینما🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔳 جرقه اولین درایوین سینما در ایران در سال 1337 شکل گرفت. پس از ملی شدن صنعت نفت و رواباط گسترده صنعتی و فرهنگی با آمریکا. 25 اسفند سال 37 ایده ساخت اولین درایوین سینمای ایران پس از موافقت اداره نمایش وزارت کشور با انتخاب قطعه زمینی در کیلومتر 13 جاده کرج شکل گرفت. نقشه های کار و بخشی از عملیات ساختمانی انجام گرفت. در فروردین سال 39 مجوز کار صادر شد ولی به دلایلی نامعلوم عملیات ساخت متوقف شد!با این وجود در سالهایی که پایتخت از شمال و شرق و غرب گسترش پیدا میکرد با تاسیس سازمان آبادانی و بهره برداری تهرانپارس و اقداماتی برای گسترش این منطقه در اولین قدم ایجاد مراکز تفریحی و فرهنگی در نتیجه ساخت سینمای صحرایی در بهترین اراضی آن منطقه میکند. طرح با استقبال محمدرضا پهلوی مواجه میشود و شخصی به نام زهرابیان با حمایت سازمان با ارسال یک نقشه شماتیک از این سینما، حیدرقلی خان غیایی شاملو را به عنوان طراح سینما معرفی میکند.🔹دو پاتوق محبوب جوانان دهه ۵۰ در ونک و تهرانپارس🔳 غیایی به عنوان طراح و معمار درایوین سینمای تهرانپارس کار اجرا را به مهندس تفتی میسپارد. تفتی در فشای تهرانپارس نقش مهمی را ایفا کرده بوده با تاسیس فلکه دوم تهرانپارس تا اواسط دهه 40 نام این فلکه با نام تفتی صدا میشد. با کش و قوسهای فراوان، بالاخره مهر تایید نخست وزیر وقت روی پروژه درایوین سینمای تهرانپارس میخورد و این مجموعه با 3200 متر وسعت و گنجایش 285 اتومبیل در 6 اردیبهشت 1339 با نمایش فیلم آلمانی افتتاح میشود.سالهای پایانی دهه سی و فضای مدرن شهری تهرانپارس و منطقه استخر که از آنجا تهران مثل نگینی در شب میدرخشید. ماشینهای آمریکایی رنگارنگ و فضای پیکنیکطور طبقهای که سودای خارج را در سر داشتند. درایوین سینما، لذت طبقه ماشین داری بود که شرق تهران پاتوق آنها بود. در طول این سالها فیلمهای بسیاری توسط استودیو مولنروژ دوبله و در درایوین سینما به نمایش درآمدند. با بلیت های 15تومنی و فیلم هایی که بخشی از خاطرات آن نسلهاست. آرام آرام دوره افت درایوین سینمای تهرانپارس رسیده بود. سال 1348، میدان ونک و پایان ده سال فعالیت سینمای صحرایی تهرانپارس. درایوین سینمای ونک در خیابان ونک و در محل پاساژ آینه کنونی ساخته شد. درایوین سینمای ونک مدرنتر بود. معماری ونک جمع و جورتر هست و امکانات رفاهی جانبی و از لحاظ فرماسیون و نحوه قرارگیری ماشینها، ونک، گرتهبرداری از درایوین سینمای تهرانپارس بود. در این سینما برای 236 اتومبیل جا بود. درایوین سینمای ونک با داشتن کانالهای هوای گرم که توسط لولههای مخصوص قابل انتقال به تمام خودروها بود، زمستان هم مخاطب داشت و فیلم نمایش داده میشد. در قسمت پشتی درایوین سینما هم یک ساختمان چند طبقه شامل رستوران و کافه وجود داشت. در رستوران سینما یک دیوار شیشهای وسیع امکان تماشای فیلم را حین غذا خوردن برای تماشاگران میسر میکرد.داستان درایوین سینماها چه در ایران و ه در خارج کشور آرارم آرام رو به افول گذاشت. در روزگاری بعدتر که تلویزیون رنگی و ویدئو از راه رسیدند میشد یک تفریح گران را در خانه بازتعریف کرد و این درایوینها کم کم جای خود را به شاپیگ سنترها و مالهای بزرگ دادند. شاید فیلم دیدن در این مکانها اولویت نبود و این فیلم یک بهانه برای دورهمیهای عاشقانه یا خانوادگی بود.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔳 در دورهٔ مدرن شهرها دیگر از یک نظم هوسمانی یا تقسیمات دکارتی شکل می گرفتند؛ این تقسیمات شطرنجی بلوک های شهری را شکل می دادند. این بلوک ها به واسطهٔ پر کرده و فضای میان این بلوک ها در اصل فضای شهری ما را شکل می دادند. این فضاها به گفتهٔ #رم_کولهاوس همان فضای پسماند یا فضای پوچ نامیده می شود.🔹 شهر تهران نیز از همین ساختار پیروی می کند؛ اما نمی توان پذیرفت که خیابان انقلاب تنها زادهٔ فضای پسماند بلوک های شهری است. خیابان انقلاب بر اساس شواهد موجود چیزی بیش از یک فضای پسماند است، اما نمی توان به راحتی ژن این خیابان را شناسایی کرد و به واسطهٔ زبان آن را گزارش کرد.🔸 وضعیتی که امروزه از این خیابان مشاهده می شود نظارت پذیری بسیار زیاد این خیابان به واسطهٔ وجود خیابان و پیاده رو های عریض است که به نهاد قدرت امکان جلوگیری از طغیان های شهروند را می دهد، در اصل این عریض بودن معابر به مرئی سازی بدن های شهروندان و در نهایت قابل کنترل شدن آنها در این خیابان کمک می کند. اما نکته ای که شایان توجه است رویداد پذیری این خیابان است. چگونه با این ساختار قابل کنترل و نظارت همچنان خیابان انقلاب محل تولد رویدادهای اجتماعی است. پاسخ به این پرسش بسیار سخت و دور از دسترس به نظر می آید اما آنچه از شواهد قابل ارزیابی است پیچیدگی عملکردی این خیابان است.🔸زمانی که عملکردهای مختلف درون یک شهر متمرکز در یک محدودهٔ شهری می شوند پیچیدگی به وجود می آید. این پیچیدگی باعث می شود که نتوان این خیابان را کنترل نهاد قدرت یا در مقابل آن شهروندان دانست. خواندن خیابان انقلاب به عنوان یک محدودهٔ شهری در شرایطی که امروزه در ایران تجربه می کنیم بسیار سخت است.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 گابریل گوئررو کاروکا عکاس معاصر شیلیایی صاحب سبک بسیار متمایز است که آثارش ژرفای عمیقِ احساسات انسانی، مناظر روانی و مالیخولیای سوررئال را بررسی میکند. او که در شیلی ساکن است، با تبدیل کشمکشهای درونی به بیانی شاعرانه و چشمگیرِ بصری، جایگاهی ویژه در جامعه بینالمللی عکاسی پیدا کرده است.هویت هنری او با سبکی عمیقاً دروننگر، سوررئال و تکرنگِ سیاهوسفید تعریف میشود. گوئررو کاروکا با کار کردن منحصراً در سیاهوسفید، نبودِ رنگ را به ابزاری برای کنار زدنِ حواسپرتیهای واقعیت تبدیل میکند و بهجای آن وارد جهانی رؤیاگون میشود که در آن سایه، مه و نور حاکماند. فلسفه بصری او تا حد زیادی بر استعاره و برهمزدنِ محیطهای روزمره تکیه دارد. ترکیببندیهای او اغلب شامل پیکرههای تنها، بازتابهای دگرگونشده و عناصر طبیعی—مانند پرندگان، دشتهای باز و آب—هستند تا مضامینی چون تنهایی، هویت، حافظه و وزن سنگینِ نادیدنیِ وجود را برانگیزند. تصاویر او با گذارهای تونالی نرم و جوی، و با دقتِ هندسی، تعادل و سکونِ حسابشده برجسته میشوند.نقاط عطف مهم در مسیر حرفهای معاصر او با عمق مفهومی و حضور دیجیتال بینالمللیاش شناخته میشوند:🔸 شاعرانهگیِ دوگانگی و بازتاب: یکی از مشهورترین موتیفهای مفهومی گوئررو کاروکا دستکاریِ بازتابها و سایههاست تا ادراک مخاطب از واقعیت را به چالش بکشد. در آثاری که بازتابِ سوژه را تقسیم یا دگرگون میکنند، او بهصورت بصری گفتوگوهای درونی، سوگ یا لایههای پنهانِ خود را عینیت میبخشد.🔹 مالیخولیای مینیمالیستی: مجموعهکارهای او به مینیمالیسمِ بسیار سنجیدهشان معروفاند. او اغلب از پهنههای خالیِ گسترده، مه و آسمانهای سنگین استفاده میکند تا حس عمیقی از انزوا را برجسته کند و چشمانداز شیلی را به پسزمینهای جهانشمول برای تأمل روانشناختی بدل سازد.🔸 شناخت جهانیِ جامعه هنری: صدای بصریِ متمایز او تحسین گستردهای در پلتفرمهای برتر هنر آنلاین و شبکههای گزینش هنری برانگیخته است، از جمله شناختهشدن در سایتهایی مانند 100ASA و 1x.com، جایی که تصاویرش بهدلیل اجرای دیجیتال استادانه، بافت دانهدارِ سنجیده و بازتاب عاطفیشان بارها مطالعه شدهاند.📌امروز، گابریل گوئررو کاروکا بهعنوان یکی از شاعران مهمِ معاصرِ قابِ تکرنگ ستوده میشود. مجموعهکار روبهگسترش او همچنان یکی از نقاط مرجع مهم برای جامعه عکاسی مفهومی و هنرهای زیبا در دوران معاصر است و بهطور مداوم بهخاطر توانایی کمنظیرش در ترجمه پیچیدگیهای نادیدنیِ روان انسان به تصاویری ماندگار و برانگیزاننده تحسین میشود.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 Gabriel Guerrero Caroca🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔳 Gabriel Guerrero Caroca🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 زیبایی نام نیامده ی ماستحالا که حیات نقابترس را زیبا می کنددر دست های تو، طغیاننامی نیامده می آیدو نام منتعقیب گسترده در سراسر پوست توست.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای هشتم🔸 دهکده آسیابهای آبی🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 رویای هشتم🔸 دهکده آسیابهای آبیVillage of the Watermills🔳 تنها رویایی که با آرامش تمام میشود. اینجا مرگ، جشن است نه فاجعه . تصویری از مدرنیتهای جایگزین که در آن انسان با طبیعت در تضاد نیست. شاید پیام نهایی کوروساوا همین باشد: راه برون رفت از رویاهای پیشین، بازگشت به اینجاست.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای هفتم🔸 دیو گریان (جن گریان)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای هفتم🔸 دیو گریان (جن گریان)The Weeping Demon🔳 موجوداتی که در اثر تشعشع به دیو تبدیل شدهاند و ابدی رنج میکشند، تصویری از کیهانشناسی بودایی رنج و کارماست: پیامدهای کاریهایی که کردهایم، از ما جدا نمیشوند، شکل میگیرند و در ما زندگی میکنند🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای ششم🔸 فوجی سرخ (طغیان کوه فوجی)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای ششم🔸 فوجی سرخ (طغیان کوه فوجی)Fuji in Red🔳 کوروساوا سالها پیش از فوکوشیما، فاجعهی هستهای را تصویر کرد. این رویا کمتر دربارهی تکنولوژی است و بیشتر دربارهی غروریست که فکر میکند طبیعت را مهار کرده است.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای پنجم🔸 کلاغها🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای پنجم🔸 کلاغهاCrows🔳 یک هنرجو وارد تابلوهای ونگوگ میشود . این شاید صریحترین تصویرسازی سینمایی از این ایده باشد که یک اثر هنری واقعی، دروازهای برای ورود است، نه سطحی برای تماشا. مواجهه با ونگوگ در اینجا، مواجهه با خودِ کنش خلق است.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای چهارم🔸 تونل🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای چهارم🔸 تونلThe Tunnel🔳 سربازانی که نمیدانند مردهاند، تصویر دقیقی از تروماست: گذشتهای که پردازش نشده و رها نمیکند. این رویا است و بیشتر دربارهی وجدان فرماندهای است که بار زندگان را روی دوش مردهها گذاشته. 🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای سوم🔸 کولاک🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔹 رویای سوم🔸 کولاکThe Blizzard🔳 زن برفی که کوهنورد را به خواب دعوت میکند، تجسم بصری غریزهی مرگ است . همان چیزی که فروید نامید. تسلیم شدن به سرما همیشه با وسوسهی راحتی همراه است؛ زنده ماندن، همیشه در مقابل «تاناتوس»یک انتخاب فعال است.•• تاناتوس : Thanatos در اساطیر یونانی، تجسم مرگ است🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 رویای دوم🔹 باغ هلو🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 رویای دوم🔹 باغ هلوThe Peach Orchard🔳عروسکهای هینا، آیینی برای یادآوریِ چیزیاند که دیگر نیست. کوروساوا این ایده را وارونه میکند: عروسکها زنده میشوند تا خودشان برای درختانِ قطع شده سوگواری کنند. اینجا یادبود، از دستِ انسان بیرون کشیده میشود و به خودِ طبیعت بازمیگردد - پرسشی که هنوز هم دربارهی نسبت ما با آیینهای حافظه صادق است.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 رویای اول🔹 آفتاب در باران(رویای عروسی روباه ها)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔸 رویای اول🔹 آفتاب در باران(رویای عروسی روباه ها)Sunshine Through the Rain🔳 این رویا داستان یک ممنوعیت نیست، داستان مجازاتِ نگاه کردن است. کودک، امر مقدس را میبیند و به خاطر همین دیدن تنبیه میشود - نه به خاطر کاری که کرده. کوروساوا اینجا از فولکلور ژاپنی برای طرح یک پرسش فلسفی استفاده میکند: آیا شاهد بودن بر یک راز، خودش نوعی گناه است؟🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔳 رؤیاهای 🔳 آکیرو کوروساوا 1️⃣9️⃣9️⃣0️⃣ 🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔳 مردی هفتبار میخوابد، و هفتبار جهان را از نو میبیند — تا در ششمین رویا، قابی از ونگوگ باز شود و او را به درونِ رنگها ببرد. آنجا، در میان گندمزار و کلاغها، صدای نقاش، صدای مارتین اسکورسیزی است.این هشت رویا از خوابِ شخصیِ خودِ کوروساوا و افسانههای فولکلور ژاپنی زاده شدهاند؛ سفری در ذهنِ استاد، جایی که شگفتیِ کودکانه به تصاویری آخرالزمانی پهلو میزند — پسربچهای که ناخواسته با عروسیِ روباهها روبهرو میشود، سربازی که با ارواحِ کشتهشدگانِ جنگ رودررو میایستد، نیروگاهی که سرزمینی ساحلی را زیرِ دودی رادیواکتیو خفه میکند. در دلِ همین تاریکی، تأملی هم هست بر قدرتِ رستگاربخشِ آفرینش.کوروساوا در «رویاها» دوربین را از روایتگری به رویابینی میرساند؛ فیلمی که دیده نمیشود، بلکه خواب دیده میشود - هم نمایشِ رهاترین وجهِ هنرِ سازندهاش، هم مرثیهای شخصی برای جهانی در چنگِ نادانیِ انسان.1️⃣ آفتاب در باران2️⃣ باغ هلو3️⃣ کولاک4️⃣ تونل5️⃣ کلاغها6️⃣ فوجی سرخ7️⃣ دیو گریان8️⃣ دهکده آسیابهای آبی🔹 رویاها (Dreams) | آکیرا کوروساوا، ۱۹۹۰🔸 رویاهای آکیرا کوروساوا Akira Kurosawa’s Dreams) مارتین اسکورسیزی در نقش ونسان ونگوگ — اپیزود «کلاغ ها»🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔳 رؤیاهای🔳 آکیرو کوروساوا1️⃣9️⃣9️⃣0️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳Secret Garden - 1️⃣9️⃣9️⃣6️⃣ - Songs From A Secret Garden1️⃣. Nocturne (English Version) (3:10)2️⃣. Pastorale (3:46)3️⃣. Song from a Secret Garden (3:30)4️⃣. Sigma (3:04)5️⃣. Papillon (3:21)6️⃣. Serenade to Spring (3:11)7️⃣. Atlantia (2:55)8️⃣. Heartstrings (3:18)9️⃣. Adagio (2:50)🔟. The Rap (2:30)1️⃣1️⃣. Chaconne (3:23)1️⃣2️⃣. Cantoluna (3:28)1️⃣3️⃣. Ode to Simplicity (3:51)1️⃣4️⃣. I Know a Rose Tree (5:04)🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 شبتان بخیر ، غم تان نیز 🌛🌠🌌🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 این کمپین برای به رایگان دادن شکلات نبود. بلکه در مورد دادن داستانی به مردم بود که دوست دارند تعریف کنند.این برند با وادار کردن غریبهها به همکاری برای باز کردن قفل دستگاه فروش خودکار، یک هدیه ساده را به یک تجربه تبدیل کرد. مردم خندیدند، با یکدیگر تعامل کردند و طبیعتاً شروع به فیلمبرداری از آنچه اتفاق میافتاد، کردند.این چیزی است که این بازاریابی را چنین هوشمندانه میکند. شکلات فقط پاداش بود. محصول واقعی تجربهای بود که مردم در مورد آن صحبت میکردند.📌بهترین کمپینها فقط مشتری ایجاد نمیکنند. آنها لحظاتی را ایجاد میکنند که مردم نمیتوانند جلوی خود را بگیرند و آن را به اشتراک نگذارند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
. 🔹 فرانسيس بيكن 🔸 Francis Bacon 1️⃣9️⃣9️⃣2️⃣ - 1️⃣9️⃣0️⃣9️⃣ 🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch. 🔳 از دید ناظر بیرونی، استعداد بیکن در بینظمی شکوفا میشد. آتلیهاش بسیار آشفته بود. به در و دیوارش رنگ پاشیده بود و کپهای از کتاب، قلممو، کاغذ، اثاثهی شکسته و خردهریزهای دیگر روی زمین انباشته شده بود و تا زانو میرسید. ( معتقد بود فضای داخلی مطبوعتر خلاقیتش را سرکوب میکند. ) وقتی نقاشی نمیکرد، لذتجویی را به افراط میرساند؛ روزی چند وعده غذای سنگین میخورد، بیاندازه الکل مینوشید و هر داروی محرکی که دستش میرسید مصرف میکرد. در مجموع بیشتر از همهی معاصرانش به مهمانی میرفت و تا دیروقت بیرون میماند.با اینهمه، همانطور که زندگینامهنویس او، مایکل پپپات، نوشته، بیکن «اساساً بندهی عادات بود»، با برنامهی روزانهای که در طول زندگی حرفهایاش تغییر چندانی نکرد. نقاشی برایش در صدر امور بود. بهرغم شببیداریهایش، همیشه با دمیدن سپیده بیدار میشد، ساعات متمادی کار میکرد و اغلب سر ظهر دستاز کار میکشید. سپس عصرگاهی طولانی و شامگاهی دیگر برای میگساری پیش رو داشت و وقت را بیهوده هدر نمیداد. یا دوستی را به آتلیهاش میآورد تا با هم بطری شرابی را خالی کنند یا پـی نوشیدن به میکدهای میرفت و بعد در رستورانی سر صبر چیزکی میخورد و در میخانههای دنج نـوشخواری از سـر میگرفت. شب که میشد در رستورانی شام میخورد، به چند کاباره سر میزد، گاهی هم به قمارخانهای میرفت و اغلب در ساعات اولیهی صبح باز در کـافهای شکمچرانی میکرد.در پایان این شبهای دراز، اغلب به رفقایی که همراهش تلوتلو میخوردند اصرار میکرده برای آخرین جام به خانهاش بیایند؛ انگار تلاش میکرد جنگ با بیخوابی را به تأخیر اندازد. بـیمدد قرص خوابش نـمیبرد. پیش از خواب، کتابهای کلاسیک آشپزیاش را برای چندمین بار میخواند تا آرامش یابد. شبها چند ساعت بیشتر نمیخوابید با اینحال بنیهاش عجیب قوی بود. تنها ورزشی که میکرد قدمزدن جلو بوم نقاشی بود و وقتی میخواست رژیم بگیرد، مقدار زیادی قرص سیر میخورد و از زردهی تخممرغ، دسر و قهوه پرهیز میکرد، گرچه همچنان نیمدوجین بطری شراب را حریصانه بالا میانداخت و دو وعده یا حتی بیشتر از دوه وعده غذای مفصل در رستوران میخورد. ظاهراً سوخت و ساز بدنش میتوانست مصرف بالای او را تاب آورد، بیآنکه مشاعرش را از دست بدهد یـا دور کمرش زیاد شود. ( دستکم تا اواخر عمر چنین سلوکی داشت و بعد انگار الكل او را به چنگ آورد. ) خودش این خماری گاه و بیگاه را موهبتی میدانست. میگفت: «کار کردن در خماری را دوست دارم چون توان ذهنیام به غلیان درمیآید و افکارم وضوح مییابد.»🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 فرانسيس بيكن 🔸 Francis Bacon 1️⃣9️⃣9️⃣2️⃣ - 1️⃣9️⃣0️⃣9️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔹 فرانسيس بيكن 🔸 Francis Bacon 1️⃣9️⃣9️⃣2️⃣ - 1️⃣9️⃣0️⃣9️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 دوم مرداد سالگرد درگذشت احمد شاملو🔳 جایگاه مرگ نزد شاملو بسیار حقیر بود.بیشتر میتوان گفت که مرگ بازیچه ای نزد او بود.شاملو سالهای پایانی عمر خود را در بیماری گذراند.بیماری دیابت در سال ۷۶ پای راست شاملو را گرفت و سرانجام در دوم مرداد سال ۷۹ و در سن ۷۴ سالگی درگذشت.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 «تصویر، خودِ چیز نیست؛ تنها بازنمایی آن است، و درست در همین فاصله است که معنا پدیدار میشود.»🔳 این جمله را میتوان چکیدهای از جهان فکری رنه ماگریت دانست. دغدغهٔ اصلی او نه صرفاً نقاشی، بلکه نسبت میان شیء، تصویر و زبان بود.ماگریت بارها نشان داد که انسانها بهسادگی تصویر را با خودِ واقعیت یکی میپندارند. مشهورترین نمونهٔ این اندیشه، نقاشی خیانت تصاویر است؛ تصویری از یک پیپ که زیر آن نوشته شده است: «این یک پیپ نیست.» این جمله تناقضآمیز به نظر میرسد، اما کاملاً درست است؛ زیرا آنچه میبینیم یک پیپ واقعی نیست، بلکه تنها تصویرِ یک پیپ است.از نگاه ماگریت، نه تصویر جایگزینِ شیء است و نه واژه خودِ واقعیت. هر دو تنها به چیزی بیرون از خود اشاره میکنند. درست در همین فاصله، در همین شکاف میان شیء، تصویر و زبان، معنا شکل میگیرد.به همین دلیل، هنر ماگریت را میتوان کاوشی فلسفی در باب ماهیت بازنمایی، ادراک و زبان دانست؛ هنری که یادآوری میکند جهان، همواره فراتر از هر تصویر و هر واژهای است که برای توصیف آن به کار میبریم.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔸 معماری از شناختن آغاز میشود🔳 برای یک معمار هر شهر فقط یک مقصد نیست؛ یک روایت است. روایتی که باید با دیدن شنیدن و لمس کردن آن را فهمید.رنزو پیانو معتقد است پیش از طراحی یک بنا باید به خود مکان گوش داد؛ به آدمها فرهنگ تاریخ و لحظه هایی که هویت یک فضا را شکل میدهند.📌شاید دلیل ماندگاری بعضی معماریها همین باشد؛ اینکه از جایی دور به یک مکان نگاه نمیکنند بلکه تلاش میکنند بخشی از آن شوند.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 وقتی فضای منفی، مهمتر از فضای مثبت میشود.🔳 چند سال پیش «JBL» برای تبلیغ هدفونهایش، کمپین پیشرو را منتشر کرد، این هدفونها قادرند صداهای مزاحم محیط را به طور کامل حذف کنند. «JBL» برای برجسته کردن این ویژگی از بیان بصری خلاقانه و قدرتمندی استفاده کرده، به این شکل که تمام کادر توسط منابع تولید نویز (دعواهای خانگی، شلوغکاری بچهها، سرو صدای حیوانات خانگی) پر شده و محیط کلافهکنندهای ایجاد کرده اما فضای منفی سپیدی به شکل هدفون باقی مانده که آرامش را برای شنونده موسیقی به ارمغان اورده!🔸 این کمپین که شامل ۳ اگهی بود به دلیل ایدهی خلاقانه، اجرای حرفهای و استفاده هوشمندانه از فضای منفی، در زمان انتشار مورد توجه قرار گرفت و برنده جوایز معتبری شد. 📌 چندی بعد، متناسب با رویدادهای مهمی که در فضای ورزشی و سیاسی جهان روی داده، «JBL» دو آگهی دیگر به این مجموعه اضافه کرد؛ یکی جنگ لفظی بین «ترامپ» و «کیم جونگ اون» بود و دیگری رقابت جنجالی و پرحاشیهی دو مربی بزرگ فوتبال «خوزه مورینیو» و «پپ گوار دیولا» در لیگ فوتبال!🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔹 وقتی فضای منفی، مهمتر از فضای مثبت میشود.🔳 چند سال پیش «JBL» برای تبلیغ هدفونهایش، کمپین پیشرو را منتشر کرد، این هدفونها قادرند صداهای مزاحم محیط را به طور کامل حذف کنند. «JBL» برای برجسته کردن این ویژگی از بیان بصری خلاقانه و قدرتمندی استفاده کرده، به این شکل که تمام کادر توسط منابع تولید نویز (دعواهای خانگی، شلوغکاری بچهها، سرو صدای حیوانات خانگی) پر شده و محیط کلافهکنندهای ایجاد کرده اما فضای منفی سپیدی به شکل هدفون باقی مانده که آرامش را برای شنونده موسیقی به ارمغان اورده!🔸 این کمپین که شامل ۳ اگهی بود به دلیل ایدهی خلاقانه، اجرای حرفهای و استفاده هوشمندانه از فضای منفی، در زمان انتشار مورد توجه قرار گرفت و برنده جوایز معتبری شد. 📌 چندی بعد، متناسب با رویدادهای مهمی که در فضای ورزشی و سیاسی جهان روی داده، «JBL» دو آگهی دیگر به این مجموعه اضافه کرد؛ یکی جنگ لفظی بین «ترامپ» و «کیم جونگ اون» بود و دیگری رقابت جنجالی و پرحاشیهی دو مربی بزرگ فوتبال «خوزه مورینیو» و «پپ گوار دیولا» در لیگ فوتبال!🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 نقاشی راه آهن" اثر ادوارد مانه یکی از ۱۸۷۴ برای معروف ترین نقاشیهای جهان است اما وقتی در سال نخستین بار به نمایش گذاشته شد منتقدان آن را دوست نداشتند از نظر آنها این نقاشی بی اهمیت به نظر میرسید. فقط زن و کودکی در نزدیکی ایستگاه قطارآنچه آنها از دست دادند معنای عمیق تر نقاشی بود. این اثر نماد تغییر بود پاریس با سرعت زیادی در حال مدرن شدن بود و راه آهنها شهر را متحول میکردند و ریتم زندگی را تسریع می کردند.در این نقاشی زن و کودک درست در کنار هم هستند، اما ارتباطی ندارند. کودک به بخار قطار خیره شده است در حالی که زن غرق در فکر با بی تفاوتی به ما نگاه میکند. درست مثل یک غریبه دیگر در جمع.آنچه مانه واقعاً به تصویر کشیده بود نحوه تغییر آرام روابط انسانی به دلیل مدرن شدن بود اینکه چگونه در شهری که با سرعت حرکت میکندحتى وقتی درست کنار هم ایستاده ایم ممکن است احساس تنهایی کنیم.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 تروما🔸 گبور مته🔳 ترومای زندگی هر روزه به راحتی این احساس را به ما میدهد که فرزندی بیمادر هستیم.پیتر لوین : تروما از دست رفتن ارتباط است، ارتباط با خودمان، خانوادههایمان و جهان اطرافمان.بازشناسی این از دسترفتن کار دشواری است، چرا که به آرامی و در طول زمان رخ میدهد.ما با این تغییرات ظریف همسان میشویم؛ چیزیست که گاهی متوجهش نمیشویم.هر کدام از ما زخمهایی به سبک و سیاق خودمان داریم؛ نه معنا دارد و نه ارزش که آنها را برای ارزیابی خودمان در مقایسه با دیگران استفاده کنیم.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 کمپین خلاقانۀ بانک اسلامی قطر برای تغییر رفتار مردم و ارتقای فرهنگ جامعه، با شعاری هوشمندانه و تاثیرگذار:کمربند ایمنی زندگیها را حفظ میکند پس آن را قسمتی فرهنگمان کنیم!این کمپین در سال ۲۰۱۶ برنده جشنواره خلاقیت کن شد.📌 ارزشمندترین سرمایه یک ملت پول نیست، بلکه فرهنگ است، پس میتوان برای رشد و ارتقای فرهنگ، پول و ثروت را هزینه کرد. بانک اسلامی قطر، در هیأت یک کمپین مسئولیت اجتماعی، اینگونه برای ارتقای فرهنگ کشورش تلاش میکند. حالا به تبلیغات بانکهای خودمان فکر کنید!🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔳 کمپین خلاقانۀ بانک اسلامی قطر برای تغییر رفتار مردم و ارتقای فرهنگ جامعه، با شعاری هوشمندانه و تاثیرگذار:کمربند ایمنی زندگیها را حفظ میکند پس آن را قسمتی فرهنگمان کنیم!این کمپین در سال ۲۰۱۶ برنده جشنواره خلاقیت کن شد.📌 ارزشمندترین سرمایه یک ملت پول نیست، بلکه فرهنگ است، پس میتوان برای رشد و ارتقای فرهنگ، پول و ثروت را هزینه کرد. بانک اسلامی قطر، در هیأت یک کمپین مسئولیت اجتماعی، اینگونه برای ارتقای فرهنگ کشورش تلاش میکند. حالا به تبلیغات بانکهای خودمان فکر کنید!🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 سایپ، هنرمند فرانسوی-سوئیسی، اثری به وسعت ۲۲۰۰ متر مربع خلق میکند که بازوهایی را در آغوش گرفته نشان میدهد تا تابآوری جامعه در مینیاپولیس را گرامی دارد. مینیاپولیس اوایل امسال در کانون توجه جهانیان قرار گرفت، زمانی که آیس (ICE) عملیاتی را در این شهر انجام داد که هفتهها آشوب، تظاهرات و خشونت را به دنبال داشت. مرگ رنه نیکول گود و الکس پرتی که در جریان برخورد با مأموران رخ داد، به ویژه تراژیک و غمانگیز بود. این شهر پیامدهای خشونت پلیس را به خوبی میشناسد، به ویژه در پی قتل جورج فلوید در سال ۲۰۲۰ و موج تظاهرات «جان سیاهپوستان مهم است» که به دنبال آن در سراسر جهان رخ داد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔳 سایپ، هنرمند فرانسوی-سوئیسی، اثری به وسعت ۲۲۰۰ متر مربع خلق میکند که بازوهایی را در آغوش گرفته نشان میدهد تا تابآوری جامعه در مینیاپولیس را گرامی دارد. مینیاپولیس اوایل امسال در کانون توجه جهانیان قرار گرفت، زمانی که آیس (ICE) عملیاتی را در این شهر انجام داد که هفتهها آشوب، تظاهرات و خشونت را به دنبال داشت. مرگ رنه نیکول گود و الکس پرتی که در جریان برخورد با مأموران رخ داد، به ویژه تراژیک و غمانگیز بود. این شهر پیامدهای خشونت پلیس را به خوبی میشناسد، به ویژه در پی قتل جورج فلوید در سال ۲۰۲۰ و موج تظاهرات «جان سیاهپوستان مهم است» که به دنبال آن در سراسر جهان رخ داد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔹 بلندترین برج کنترل دریایی کشور شاهکار مهندسی در سواحل جنوبی ایران شرکت مهندسین عمران مارون🔳 عملیات ساخت بتن ریزی تخصصی و اجرای کامل این سازه عظیم توسط این شرکت پیمانکاری انجام شده است. اجرای قالب بندی های خاص بتنی این برج که به عنوان پروژه برتر بتنی کشور هم انتخاب شد از چالشهای فنی بود که این مجموعه اجرا کرد.ساخت این برج به دلیل موقعیت جغرافیایی، آب و هوای خشن ساحلی و ارتفاع زیاد با چالشهای فنی و مهندسی منحصر به فردی همراه بود. از آنجایی که سازه تماماً از بتن مسلح با فرمی خاص و منحنی شکل ساخته شده مهندسان ناچار بودند فرمولاسیون بتن و روشهای ساخت را کاملاً متناسب با شرایط چابهار بومی سازی کنند.🔸 چالش خوردگی شدید و آب و هوای مکران:🔳 محیط دریایی چابهار یکی از خورنده ترین اتمسفرهای جهان را برای بتن و میلگرد دارد. رطوبت بسیار بالا دمای زیاد و وجود شدید یونهای کلرید و سولفات در هوا به راحتی به داخل بتن نفوذ کرده و باعث زنگ زدگی آرماتورها و تخریب سازه میشوند. 🔹 قالب بندی و هندسه پیچیده سازه:🔳 طرح معماری برج بر اساس انحنای امواج دریاست؛ یعنی بدنه برج صاف و یکدست بالا نرفته بلکه دارای قوسها، شکستگی ها و زوایای متغیر در ارتفاع است. 🔸 عملیات بتن ریزی در ارتفاع بالا:🔳 با افزایش ارتفاع برج به بیش از ۶۰ متر بتن با پمپ یا باکت و تاور کرین به ارتفاع منتقل میشد.🔹مقاومت در برابر زلزله و بادهای اقیانوسی:🔳 از آنجا که برج در نزدیکترین نقطه به ساحل ساخته شده تحت تأثیر شدیدترین طوفانهای حاره ای و بادهای اقیانوسی فصلی (مونسون) قرار دارد. سازه باید در برابر بارهای جانبی عظیم مقاومت کند🔸 مرکز ثقل سازه ای:🔳 بخش بالایی برج کابین کنترل به دلیل داشتن طبقات عملیاتی عریض تر و سنگین تر از بدنه اصلی است طراحی شفت بتنی برج به گونهق ای انجام شده که این توزیع وزن نامتقارن در بالا پایداری سازه را در تکانهای شدید زلزله کاملاً حفظ کند.📌مهار هم زمان این چالشها در چابهار باعث شد که ساخت این برج به عنوان یکی از شاهکارهای مهندسی بتن در سواحل جنوبی ایران شناخته شود و جایگاه طرح برتر بتنی کشور را به خود اختصاص دهدطرح بتنی آن در سال ۱۴۰۱ به عنوان پروژه برتر بتنی کشور انتخاب شدایده اصلی معماری این برج بر اساس برخورد امواج خروشان به صخره ها و سواحل صخره ای دریای مکران طراحی شده است🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
🔻#آتلیه_آرک_طرح @archtarh_sketch.🔳 رویارویی تاریکی و رنگ وقتی یونگ به تماشای ون گوگ مینشیندآنها هرگز در دنیای واقعی یکدیگر را ملاقات نکردند. یکی در سلول تنهایی اش در امواج جنون آمیز رنگها غرق شد و دیگری در اتاق کارش به اعماق تاریک ناخودآگاه بشر سفر کرد.اما اگر کارل یونگ و وینسنت ونگوگ با هم روبروی شاهکار شب پرستاره می ایستادند چه می شد؟یونگ احتمالاً به جای پرسیدن از معنای نقاشی می پرسید: «چه چیزی در درون این بوم زنده مانده است؟»او می دانست که این اثر فقط یک منظره نیست؛ این تصویر دقیق لحظه ای است که ناخودآگاه یک انسان پیش از آنکه ذهن بتواند نامی برایش پیدا کند کالبد و شکل پیدا کرده است.ون گوگ به تاریکی و رنج هایش رنگ بخشید؛ او میترسید روزی رنگ ها او را رها کنند.یونگ تمام عمرش را صرف این کرد که بفهمد چرا تاریکی های درون ما در قالب نمادها دوباره به سراغمان می آیند؛ او معتقد بود آنچه از مواجهه با آن فرار میکنیم سرانجام به شکل سرنوشت به ما باز می گردد.شب پرستاره هیچ وقت فقط درباره ستاره ها نبود. این اثر تجسم رنجی است که فرم یافته و جاودانه شده است. ونگوگ رفت اما رنگها ماندند و تا زمانی که این رنگها زنده اند بخشی از روح وینسنت نیز در میان این امواج مواج آسمان بیدار است.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 در سال ۱۹۶۰ گروهی از معماران جوان ژاپنی آینده را نه به عنوان شهری کامل و از پیش طراحی شده بلکه همچون موجودی زنده تصور کردند.متابولیسم نام این جنبش بود؛ ایده ای که معتقد بود معماری باید بتواند رشد کند تغییر کند فرسوده شود و دوباره متولد شود. همانگونه که سلولهای بدن ما جایگزین میشوند شهرها نیز باید توانایی دگرگونی مداوم داشته باشند.متابولیستها در مانیفست خود نوشتند:ما جامعه انسانی را فرایندی زنده میدانیم؛ حرکتی مداوم از اتم تا سحابی.»🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch.🔳 در سال ۱۹۶۰ گروهی از معماران جوان ژاپنی آینده را نه به عنوان شهری کامل و از پیش طراحی شده بلکه همچون موجودی زنده تصور کردند.متابولیسم نام این جنبش بود؛ ایده ای که معتقد بود معماری باید بتواند رشد کند تغییر کند فرسوده شود و دوباره متولد شود. همانگونه که سلولهای بدن ما جایگزین میشوند شهرها نیز باید توانایی دگرگونی مداوم داشته باشند.متابولیستها در مانیفست خود نوشتند:ما جامعه انسانی را فرایندی زنده میدانیم؛ حرکتی مداوم از اتم تا سحابی.»🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch