
بگویم [کنون] آنچه گفتن سزدخــرد خـــام گفـــتارها را پــزد «فردوسی»گفتارها و یادداشتهایی در: فرهنگ و طبیعت؛ فلسفه، شعر و ادب، جامعه*راه ارتباط: @man46
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 4 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/26 تا 2026/08/04
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
قول، و کار دشوارِ تعقّل نکتۀ مقدمهگونِ فرعی:گاه تأثیر سخن آنجا کاری است که به صورت گزینگویه، به نقل از حکیمی، صاحبسخنی، بزرگی، آورده شود. عین آن مطلب، حتی اگر مستدلّ، اگر از گمنامی جاری گردد، آن اثر را ندارد که منتسب شود به گویندهای نامآشنا؛ و گاه حتی نه نامآشنا، بلکه کسی متفاوت از راوی! [نمونه؟ همین شاندل! :)] ای عجب که این خاصیت در آدمی، به رغم رشد فکری و فرهنگی قرون اخیر، هنوز کارا است؛ اگر نه بیش از گذشته، دستکم به اندازۀ گذشته. البته، در گذشته، قال فلان بن فلان کار میکرد تا برسد به سیّد علی الاطلاق. و امروز انگار انتساب سخن به فلان متفکر غربی؛ دکارت، اسپینوزا، فوکو، سارتر، آرنت، رالز، دوورکین و امثال اینها جای آن قائلان برجستۀ سنت را گرفته. بگذریم. اصل پیام این نوشته چیز دیگری است.نظر به شرایطِ فرسایندۀ کنونی: نهجنگ-نهصلح، و نیز عمق یافتنِ گسلهای فکری-جناحی داخلی، این گزینگویۀ عربی این روزها بسیار در ذهنم میچرخد و درنگ کردنی به نظر میآید:☀️ «ليسَ العاقلُ الذى يعْرِفُ الخيرَ من الشرّ، ولكنَّ العاقلَ الذى يعرفُ خيرَ الخيرين و شر الشرَّيْن».(عاقلی نه در بازشناخت "خیر" از "شر"، بلکه در بازشناخت شرّ کمتر بین دو شر و خیر بیشتر بین دو چیزی است که از وجهی هریک از آن دو خیر به نظر میآید.)و راستی که بدین معنا چه دشوار کاری است عاقلی، و چه اندکاند عاقلان.و اما ربط آن مقدمۀ مطول به این جملۀ گزیده:در متون شیعه، این سخن که واجد حکمتی است، به علی بن ابیطالب نسبت داده شده، و در متون غیر شیعی به عمربن عاص [با قید رضی الله عنه]! والله اعلم. و به امید آن که هجمۀ دلالات «مَن قال» نکتۀ بصیرتافزای «ماقال» را دچار تعلیق نکند.ا. منصوری مرداد ۱۴۰۵@ardeshirmansouri
🔺ادامه🔺♦️♦️ بخش ۲ باری، در میان این چهار جریان، چند روزی است که گاه بسیار تند و عنیف نزاع در حال گسترش است.اما؛ آنچه امیدبخش است، نوعی اعلام برائت از ادبیات خشونتپراکن در میان برخی هواداران این گرایشهاست.انتقادِ شماری چشمگیر از اهالی دانش، نسبت به زبانِ تند بزرگان، خبر از رسوخ عقلانیت نقاد در جامعه میدهد. چه نیکوست که برخی که کم هم نیستند، میکوشند از سرایت این نزاعها جلوگیری کنند.پیگیری ریشههای نزاع اخیر، اگر بهانه باشد برای غبارروبی از مباحث فکری، و نسیمی بوزاند به فضای یأسآلود ناشی از جنگ و نزاع داخلیِ حکومت-ملت، چندان بد نیست. نزاع بزرگان گذراست، و پیگیری صحت و سقم دعاوی و ادلۀ طرفین، موتور حرکت فکری جامعه، اگر این مجادلهها زمینهساز التهاب در عموم نشود.بگذاریم اگر کلام تندی مبادله میشود بین خودشان باشد.ما باید دو کار کنیم: 1- به آتش نزاعهای لفظی ندمیم و خود را مسئول توجیه درشتگوییهای بزرگان ندانیم. 2- آن بزرگان را به این بیانیهها و مصاحبههای تند و زبان خشونتآمیز تقلیل ندهیم.مبادا نیکاندیشان، دانشآموختگان در هر رشته و پیشه، و دنبالکنندگان جریانهای اجتماعی و اندیشگی، به دام جانبداریهای خشمآگین و بیحاصل و عمرسوز بیفتند.شریعتی، بد یا خوب، پروژهای فکری داشت و تأثیرگذار بود. اگر تأثیرش برای کسانی ناخوشآیند هم باشد، توهین و تخفیف آن برای کسی دستآورد نمیآورد. فهم و نقدِ اوست که افقگشا و بینشافروز است. تقلیل آن به شیادیِ شاندلنشان گم کردنِ سرنخ است. خطای غنینژاد اگر تقلیلِ شریعتی به شیاد-شاندلنشان است؛ خطای ما شهروندان پیگیریکنندۀ جریان فکر این است که غنینژاد را به آن خطایش تقلیل دهیم. غنینژاد و آثارش که صادقانه به لیبرالیسم/ لیبرتارینیسم وفادار است، برای ما فارسیزبانان معدنی است برای دستیابی به رگههایی هرچند ناخالص از نظریههای اقتصادی و توسعهگرا.اگر حملۀ تند و خشمآلود سروش علیه غنینژاد مستلزم تخفیف و تقلیلگرایی دلآزار است، مباد که طالبان علم را توهم مسئولیت توهین متقابل دست دهد و سروش را به چند اعلامیه و سخنرانیِ تند و بیرون از گفتگوی شفقتآمیز و استدلالی تقلیل دهند. برای پیرامونیان مان معرف آثار این بزرگان باشیم:شما چه کتاب/ مقالهای را از شریعتی، سروش، غنینژاد، به پیرامونیان معرفی میکنید که خواستار آشنایی با ژرفای فکری این صاحبنامان هستند؟از فردوسی بزرگ: ز کار زمانه میانه گزینچو خواهی که یابی به داد آفرینچو شادی بکاهی بکاهد روانخرد گردد اندر میان ناتواناردشیر منصوری ۷ مرداد ۱۴۰۵@ardeshirmansouri
در بایستگیِ دشنامپرهیزی و تمرینِ اندیشهورزی اردشیرمنصوری ♦️بخش ۱داستانِ دلآزار نزاعِ لفظی اخیر متفکران، نمکی است بر زخم جامعهای بحرانزده و نیازمند آرامی و نیکاندیشی و تفاهم.تحلیل ماجرای شاندلِ «شریعتی» (روشنفکر تأثیرگذار دهۀ پنجاه ایران)، و روایی یا ناروایی «شیاد» خوانده شدنش از سوی یکی از صاحبنظران عرصۀ «اقتصاد توسعه» در ابعاد ملی، آقای موسی غنینژاد، مجالی فراختر این از یادداشت فوری میطلبد. دیگرانی، در رسانههای اجتماعی چیزهایی منتشر کردهاند که در میان آنها مطالب روشنگر هم هست.امافضا آنگاه مهآلودتر شد که هجمۀ تند آقای عبدالکریم سروش (متفکر متضلّع مؤثر بر چند دهه فضای فکری اخیر ایران) در پاسخ به غنینژاد نیز از راه رسید.این نزاعِ چندوجهی در اندک زمانی به لایههای میانی جامعه کشیده شد و در کمتر گروهی از فضای مجازی در حلقههای فکری است که پژواک نیافته باشد. تعقیب این زدوخوردهای فکری از سوی مردم، از جمله میتواند نشان از حساسیت افکار عمومی ایران و جامعۀ باسواد آن باشد. اما مبادا که آن شکافِ نظرورزان و صاحبان آراء به جامعه هم سرایت کند و به شکاف بیثمر بین مخاطبان افکار دامن بزند. کم نبوده جانبداریهای بیمبالات و نفرتپراکنیهایی که در میان چهار جبهه از نحلههای فکری شکل گرفت:1- شریعتیخواهانی که نه فقط از جریانِ راست-لیبرال خشمگیناند، حتی از سروش هم دل خوش ندارند؛ جریان موسوم به سوسیالدموکراسیخواه، با خوانش "رهاییبخش" از دین!- پرسش کناری: (راستی شریعتی واقعی کیست؟ میراث قابل دفاع هم دارد؟)2- جریان راست محافظهگرا-ناسیونالیستِ متنفر از «شریعتی و هر تفکر مشهور به ضدیت با پهلوی»، جریانی که مقصر انقلاب ۱۳۵۷ را یافته: «چپ اسلامی» که گویا شریعتی سمبل آن است.- پرسش کناری: (راستی آیا روند فراگیری این جریان، زیر پوست همین فضای داخلی، قابل درنگ نیست، و نباید منادیان این رویکرد را فهمید؟)3- جریان تفکر لیبرال، با طیف جالبِ آن در ایران امروز، که یک سرش به جریانِ نوولایی و حاکمیت مستقر نزدیک است و سر دیگرش به جریان نوپهلوی. و البته هستند کسانی در جریان لیبرال که میکوشند به یکی از این دو کرانه نلغزند و به لیبرالیسم در معنای دقیقش وفادار باشند. - پرسش کناری: (راستی آیا میتوان بهروشنی جای غنینژاد را بر روی این خطِ "لیبرالِ امروز ایران" تعیین کرد؟)4- جریان همدل با سروش و پویندگان منظر معرفتی اصلاحی-احیایی او. پرسش کناری: (آیا برای سروش، با آن اضلاع گوناگون فکریش از قبل، و این بیانیههای آتشین سالهای اخیر، میتوان عنوانی گویا در نظر گرفت، درخور پروژهای منسجم و قابل اتکا برای گذر از انسداد موجود؟)@ardeshirmansouri🔻ادامه🔻
🔊فایل صوتیاردشیر منصوری آیین رونمایی از کتاب در باب گفتوگو .🆔 @sokhanranihaa🆔 @🆑 #کانالسخنرانیها🌹