#بزم_خاموش- استاد #مهدی_سهیلی در مقدمه مثنوی "بزم خاموش" چنین میگوید:« یک روز غم انگیز پاییز در گور…
انتشار: 2026/06/28 20:01 UTC
#بزم_خاموش- استاد #مهدی_سهیلی در مقدمه مثنوی "بزم خاموش" چنین میگوید:« یک روز غم انگیز پاییز در گورستان #ظهیرالدّوله (تجریش - شمال تهران) به سلام مُردگان رفتم.... شاعران، بی گفتار بودند! و سَروْ قـَدّان، بی رفتار!... و من چون "خیّام" بر این عقیدت نیستم که اینان از خاک برآمدند و برباد (فنا) شدند! بلکه برین ایمانم که "از خاک برآمدند و در خاک رفتند و به فرمان خداوند، دیگر روز، از خاک برکشیده خواهند شد".و سرانجام این قامتها را قیامتی ست و این جمجمهها را همهمهای!ای دوست!من و تو نیز مسافر آن دیاریم!همان بـِهْ، که توشهای برداریم!و یاد و یادگاری نیکو از خود برجا گذاریم!با خود گفتم:کجا رفتند آن "عاشقان دروغین" که در پای این "گل اندامان" بخاک خفته، سَر میسودند؟!چه شد آن شورها و نشاطها؟!آن نازها و نیازها؟!دست افشانیها (رقص و پایکوبیها) چه شد؟!اینک دختران بزمآفرین و سیه چشمان آشوبگر را حجلهای جز مَغاک (گودال قبر) و آغوش خاک نیست!»👇👈@ARIAMEHR1304



