هرچه کنم نمیشود، تا بِرَوی تو از دلماز تو فرار میکنم، باز تویی مقابلمپایْ کشیدهام ز تو، تا بِرَو…
انتشار: 2026/07/10 22:48 UTC
هرچه کنم نمیشود، تا بِرَوی تو از دلماز تو فرار میکنم، باز تویی مقابلمپایْ کشیدهام ز تو، تا بِرَوی ز خاطرمباز به کوچهْ باغِ غـم، دستِ تو شد حَمایِلَمآبِ رُخم تو بُردهای، خواب و خورَم گرفتهاینی تو مرا رها کنی، نی به تو باز مایلمآب شدم، تو جوی من، جوی شوَم، تو آبِ منحل کنم اَر مسایلی، باز تویی مَسایلمعقل به جنگِ تَن به تَن، عشق، تمامْ صرفِ منعقل چه قائله به پاکرده، به عشقِ قایلم!!دل به جهان نبسته را، تاجِ جهان شکسته رااز چه گدای خود کنی؟ روزِ بَرم نَه سائلملحظه به لحظهْ سوختم، جان شده، لب بدوختمکِیْ غمِ دل فروختم؟ این نشد از فَضایلم؟ صورت من رصد مَکُن، دردِ مرا به صد مَکُنداسِ نگاهِ تو عجب!! کِیْ برسد به حاصلم!؟نقصِ مرا نَه یک هزار، دیدهْ خدای مهربانمن که نگفتهام چنین« مَردِ خدا و کاملم»کودکیام به عاشقی، طی شد و لطفِ ایزدمعمر، به خوانِ هفتمُ و مثلِ همان اَوایلمبادِ خزان وزیده شد، باز گرفته این دلمکِیْ تو بهار میرسی؟ حل شود آه...مشکلم💝✍ #طارق_خراسانی👇👈@ARIAMEHR1304



