پایان عصر «سود صلح»؛ چرا افزایش بودجههای نظامی میتواند به نفع طلا تمام شود؟پس از حدود چهار دهه کا…
انتشار: 2026/07/10 12:51 UTC
پایان عصر «سود صلح»؛ چرا افزایش بودجههای نظامی میتواند به نفع طلا تمام شود؟پس از حدود چهار دهه کاهش مداوم سهم هزینههای نظامی از تولید ناخالص داخلی در جهان، این روند متوقف شده است. افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی از اروپا تا خاورمیانه و آسیا، دولتها را وارد دورهای جدید از افزایش پایدار هزینههای دفاعی کرده؛ تغییری که میتواند پیامدهای مهمی برای اقتصاد جهانی، تورم و بازار طلا داشته باشد.از صلح پس از جنگ سرد تا بازگشت رقابتهای نظامیبین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، جنگهای پیدرپی اعراب و اسرائیل باعث شد کشورهایی مانند اسرائیل، عربستان و مصر بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی خود را صرف هزینههای نظامی کنند؛ بهطوری که سهم بودجه دفاعی اسرائیل در مقاطعی از ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی نیز فراتر رفت.اما پیمان صلح مصر و اسرائیل در سال ۱۹۷۹، بزرگترین تهدید امنیتی مصر را از میان برد و زمینه کاهش بلندمدت هزینههای نظامی این کشور را فراهم کرد. پس از پایان جنگ سرد نیز بسیاری از کشورهای جهان از «سود صلح» بهرهمند شدند و بودجههای دفاعی بهتدریج کاهش یافت.از سال ۲۰۲۰؛ نقطه پایان روند کاهشیاز سال ۲۰۲۰ به این سو، مجموعهای از بحرانهای ژئوپلیتیکی از جمله جنگ غزه، ناامنی دریای سرخ، رقابتهای منطقهای در خلیج فارس و تشدید تنشهای جهانی، روند گذشته را معکوس کرده است.در نتیجه، سهم هزینههای دفاعی از تولید ناخالص داخلی در اسرائیل و عربستان بار دیگر افزایش یافته است. در مقابل، مصر به دلیل بدهی سنگین دولت، توان افزایش قابلتوجه بودجه نظامی را ندارد و همین موضوع شکاف محسوسی میان سه اقتصاد بزرگ خاورمیانه ایجاد کرده است.جهان وارد دوره جدید هزینههای دفاعی شده استدادهها نشان میدهد که پس از چند دهه کاهش، اکنون بودجههای نظامی جهان در حال ورود به یک سطح بالاتر و پایدار هستند. بازسازی توان نظامی اعضای ناتو، رقابت تسلیحاتی در آسیا و تداوم تنشهای خاورمیانه، این روند را تقویت میکنند.چرا این اتفاق برای طلا اهمیت دارد؟افزایش دائمی هزینههای دفاعی در شرایطی رخ میدهد که بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته همزمان با بدهیهای سنگین، هزینههای رفاهی بالا و بحران سالمندی جمعیت روبهرو هستند.در چنین شرایطی، دولتها گزینههای محدودی دارند:کاهش شدید هزینههای عمومی از نظر سیاسی دشوار است.افزایش قابلتوجه مالیاتها نیز با مقاومت مواجه خواهد شد.بنابراین، یکی از محتملترین مسیرها، پذیرش تورم بالاتر برای کاهش ارزش واقعی بدهیهای دولتهاست.این روند به تضعیف تدریجی ارزش پولهای ملی منجر میشود و در چنین فضایی، طلا بهعنوان داراییای که وابسته به اعتبار هیچ دولت یا ناشر بدهی نیست، جذابیت بیشتری پیدا میکند.@arianmagazine




