درخانه ی دل جزتوکسی نیست ، مگر هست؟جزعشق تو در سر هوسی نیست ، مگرهست؟دل کنده ام از عالم و از آدمیان…
انتشار: 2026/07/22 09:47 UTCدریافت: 2026/08/01 00:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:06 UTC
درخانه ی دل جزتوکسی نیست ، مگر هست؟جزعشق تو در سر هوسی نیست ، مگرهست؟دل کنده ام از عالم و از آدمیانشغیراز تو که فریادرسی نیست، مگر هست ؟آغوش توتنگ است و دلم تنگ تر از آنآزادی من جز قفسی نیست، مگرهست؟سیراست دل و چشم من از لذت دنیاجز اخم تو طعم ملسی نیست ، مگرهستهرچند بزرگ است جهان ، درنظر مناندازه ی بال مگسی نیست ، مگرهست؟پاییز و زمستان و بهارم شده یک فصلاز عمر عزیزم نفسی نیست ، مگرهست؟بی تـو بخدا در تن هر شاخه ی خشکمانگیزه و شوق هـرسی نیست ، مگر هست؟نگذار که خاموش شود شعله ی این عشقاین عشق که عشق عبثی نیست، مگرهست؟#سمیه_پرویزی#شعر@Artpictures
