@ashaar_ali_omrani پیوستن به کانال
انتشار: 2026/08/17 17:49 UTCدریافت: 2026/08/22 03:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 03:10 UTC
@ashaar_ali_omrani پیوستن به کانال
پستهای تلگرام — اشعار علی عمرانی (فاخر)
ز ملک پاک طینت ها ، دلی چرکین نخواهد شد صداقت پیشه را هرگز ، نظر بد بین نخواهد شد مروت را عمل باید ، که وقت تلخ کامی هاز حلوا گفتن مردم ، دهن شیرین نخواهد شد نشد کم چیزی از خورشید ، بعد از قرن ها تابشز ایثار و جوانمردی ، کسی مسکین نخواهد شد شکوه و اوج والایی ، نه شٱن هر کسی باشد کبوتر بال و پر دارد ، ولی شاهین نخواهد شد نباشد ظاهر آرایی ، نشان پاک دامانی به صیقل کاسه ی مس ، تا ابد زرین نخواهد شد بدی را از وجود بد سرشتان ، کی توان شستنپلاس تیره با صد شستشو ، رنگین نخواهد شد حذر از دل شکستن کن ، که نفرین دارد اندر پی دعا گاهی بلا گردان هر نفرین نخواهد شد چو فروردین ، بهار و عشق و شور و روز نو آورکه ماه دیگری " فاخر " چو فروردین نخواهد شد علی عمرانی ، فاخر ، ۱۳۷۷/۱۰/۸پیوستن به کانالt.me/ashaar_ali_omrani
لینک پیوستن @ashaar_ali_omrani کانال
مرغ خوشخوانم ، دریغا کز زبان افتاده امیوسفم ، در خاک غربت بی نشان افتاده ام همت بازوی فرهادم ، که پای بیستون از پریشان خاطری ، بس ناتوان افتاده ام آرشم کز فرط پیری قامتم شد چون کمانآن کمانگیرم که خود ، گیر کمان افتاده ام آخرین سلطان قاجارم ولی دور از وطن غافل ازآن خان ومان،بی خانمان افتاده ام روز شادی هیچکس از من نمی گیرد سراغ من سرشک حسرتم ، از دیدگان افتاده ام کاروان خاطرات عمر شیرین رفت و منچون غباری در پی این کاروان افتاده ام سنگم اما جای من در پهنه ی صحرا نبود من شهابی بوده ام کز آسمان افتاده ام روی زردم ،،فاخر،، از بی مهری گلکار نیست سر گل باغم ، ولی دست خزان افتاده ام علی عمرانی ، فاخر. ۷۶/۴/۱۱لینک پیوستن به کانالt.me/ashaar_ali_omrani
#باغ_حساسباغ حساسم و از نرده دلم میگیردمثل یک پنجره از پرده دلم میگیردسرو آزادهام ای خاک ، به پایم تو مپیچ!که از این ماندن چون برده دلم میگیردباز کن پنجرهها را ، که هوا تازه شود !در هوای نمِ دم کرده ، دلم میگیردبرو ای ابرِ سیاه از بر خورشید ، که من !زیر این ظلمت گسترده دلم میگیردمن که چون آیینه مشتاق به نور است دلمدر فضای پر از گرده دلم میگیردچیست سوغات خزان ، تفرقه درشاخه و برگآه از این تحفه که آورده دلم میگیرد#علی_عمرانی #فاخرلینڪ پیوسٺن بہ ڪانال :t.me/folkoreomrani
راد مردی از مروت پیشه می ماند به جا نیکنامی در جهان ، همیشه می ماند به جا روشن از اندیشمندان می شود راه بشر می روند و پرتو اندیشه می ماند به جا تا شرابت صاف گردد ، رنج بردی ساقیامیگساران می خورند و شیشه می ماند به جا کوه را از تیشه ی فرهاد ، بر دل کینه نیستبر تنش اما نشان تیشه می ماند به جادر بهاران برگ و بار آید سراغت ای درختدرخزان اما به پایت ، ریشه می ماند به جاشاخ و برگ بیشه را ، شاید بسوزاند شررباز "فاخر " ریشه ها در بیشه می ماند به جا علی عمرانی ،فاخر ۱۴۰۴/۷/۳لینک پیوستن به کانال@ashaar_ali_omrani
لینک پیوستن به t.me/ashaar_ali_omrani






