.در کنار ساحل قدم می زدم و می خواستم به جایی دیگر برومکه درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کردجلوتر رفتم تا به شیﺀ درخشان رسیدمنگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه استبا خودم فکر کردم ، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزشمن را فریب داده و مرا از مسیر اصلی خودم غافل کرده استو وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده استولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمی رفتمواقعا می فهمیدم که بی ارزش استیا سالها حسرت آن را می خوردم!؟ .📘: دومین مکتوب✍️ #پائولو_کوئلیو🕊️🌱