پنجرههای خانهام دست به گریبانِ دیوارندهر شبخردههای فرو ریختهام رااز پلهها جارو میکردمتا کلاغ…
انتشار: 2026/07/12 09:03 UTC
پنجرههای خانهام دست به گریبانِ دیوارندهر شبخردههای فرو ریختهام رااز پلهها جارو میکردمتا کلاغها نفهمندچند باردر نبودِ صاحبش فرو ریختهآجر از آجرِ تنم برداشتمو به لجبازیِ خاک سپردم،با خوابِ زنانیکه در بالشهای خالیشانه به گیسویِ باد داشتندکلیدش رادر لجاجتِ رودخانه انداختمآنگاه زنی شدمبا دستهای خالیکه از سالهای دورآرامآرامخودم رادار زدمفردا صبحهیچ دری نشکستفقطریشهای در تاریکیجای خودش را پیدا کرده بود#ثریا_حاجی_زاده