گزارش جنگ شناختی و عملیات روانی پیرامون «مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب» در محتوای شبکههای تل…
انتشار: 2026/07/02 15:11 UTCویرایش: 2026/08/01 00:02 UTCدریافت: 2026/08/15 04:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:59 UTC
گزارش جنگ شناختی و عملیات روانی پیرامون «مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب» در محتوای شبکههای تلویزیونی معارض و معاند🔹تحلیل شبکه به شبکه1️⃣ ایران اینترنشنال؛ تهاجمیترین روایت علیه مراسمایران اینترنشنال در میان رسانههای مورد بررسی، تهاجمیترین، احساسیترین و بحرانمحورترین روایت را تولید کرده است. این شبکه با تأکید بر تعابیری مانند «کارناوال تبلیغاتی»، «نمایش قدرت»، «شکاف جامعه»، «پایان یک دیکتاتور» و «دوران جدید»، تلاش کرده مراسم را از یک آیین سوگواری به صحنهای برای فروپاشی نمادین اقتدار نظام تبدیل کند. تمرکز اصلی این شبکه بر القای بیمعنایی مراسم، تشدید شکاف مردم و حکومت، برجستهسازی نارضایتی اجتماعی، تحقیر شرکتکنندگان و تبدیل سوگ رسمی به نشانه بحران سیاسی است.2️⃣ بیبیسی فارسی؛ روایت تحلیلی مبتنی بر تردید بیبیسی فارسی در مقایسه با ایران اینترنشنال، از لحن آرامتر و ظاهراً تحلیلیتری استفاده کرده است. این شبکه کمتر به ادبیات تند و مستقیم متوسل شده و بیشتر از مسیر پرسش، مقایسه، ابهامسازی و تحلیل پیامدها عمل کرده است. برجستهسازی فشار جریانهای داخلی، نحوه مدیریت مراسم، پیامدهای سیاسی، تغییرات زمانبندی و فاصله با سنتهای معمول، در این شبکه با زبانی کنترلشدهتر مطرح شده است. اثر این سبک آن است که مخاطب بدون مواجهه با حمله آشکار، به سمت تردید نسبت به روایت رسمی و پرسش درباره پشتپرده مراسم هدایت میشود.3️⃣صدای آمریکا، تمرکز بر جانشینی، قدرت و چارچوب سیاست آمریکا صدای آمریکا بیش از دو شبکه دیگر مراسم را در پیوند با مسئله قدرت، جانشینی، آینده ساختار سیاسی و نگاه خارجی به ایران روایت کرده است. در نمونههای موجود، نقش آیت الله سیدمجتبی خامنهای، نماز بر پیکر، پیام سیاسی مراسم و معنای آن برای آینده جمهوری اسلامی برجسته شده است. روایت VOA مراسم را فرصتی برای تحلیل آسیبپذیری ساختار قدرت، ابهام در انتقال رهبری و افزایش فشار سیاسی ـ رسانهای بر جمهوری اسلامی معرفی میکند. در نتیجه، این شبکه بیش از آنکه بر بعد عاطفی مراسم تمرکز کند، آن را به پروندهای درباره آینده قدرت و مشروعیت نظام تبدیل میکند. 🔹جنگ شناختی و عملیات روانی فعال1️⃣تبدیل مراسم به نماد بحران مشروعیتاصلیترین تکنیک شناختی رسانههای معاند، تغییر معنای مراسم از «آیین وداع» به «نشانه بحران مشروعیت» است. در این تکنیک، زمانبندی، هزینهها، نقش افراد، امنیت مراسم و نحوه پوشش رسانهای همگی بهعنوان شواهدی برای اثبات بحران استفاده میشوند.2️⃣جانشینیسازی و ابهامآفرینیرسانههای معاند با تمرکز بر نقش چهرههای کلیدی و پرسش درباره نماز بر پیکر، تلاش کردهاند مراسم را به صحنهای برای آزمون جانشینی تبدیل کنند. این تکنیک بهطور مستقیم بر احساس نااطمینانی، اضطراب سیاسی و گمانهزنی عمومی اثر میگذارد.3️⃣قطبیسازی مردم و حاکمیتدر روایت رسانههای معاند، جامعه به دو قطب «مردم» و «حکومت» تقسیم میشود. شرکتکنندگان در مراسم بهعنوان وابسته، حکومتی یا تحت فشار تصویر میشوند و مخالفان یا بیتفاوتها بهعنوان نماینده واقعی جامعه معرفی میگردند. هدف این تکنیک، کاهش همدلی اجتماعی و تضعیف سرمایه نمادین مراسم است.4️⃣اکثریتنمایی عدم مشارکت و بیتفاوتیبا استفاده از واژگانی مانند «بسیاری»، «خیلیها»، «اکثریت» یا «جامعه»، رسانههای معاند تلاش کردهاند عدم مشارکت، تردید یا بیتفاوتی را بهعنوان هنجار غالب جامعه نشان دهند. این همان فشار همرنگی معکوس است؛ یعنی مخاطب احساس کند همراهی با مراسم، رفتاری اقلیتگونه یا غیرطبیعی است.5️⃣هزینهمحورسازی و تحریک نارضایتی معیشتییکی از تکنیکهای مهم، پیوند دادن مراسم با تورم، فشار اقتصادی، کسری بودجه، هزینه امنیت، حملونقل، اسکان و پذیرایی است. در این چارچوب، خدمات عمومی نه نشانه مدیریت رویداد، بلکه ابزار خرید وفاداری یا تحمیل هزینه به مردم معرفی میشود. این تکنیک میتواند احساس بیعدالتی و خشم اقتصادی را به مراسم پیوند بزند.✅#عصر_هوشمندی، مجموعه تخصصی سواد رسانهای و اطلاعاتی @asrehooshmandi
