✳️داستان آشِ شورِ خونی، که بوی گند فتنه و نفاق میداد🔹️حتما شنیده اید رواق کشوردوست جمع شده، کشوردو…
انتشار: 2026/07/01 14:31 UTC
✳️داستان آشِ شورِ خونی، که بوی گند فتنه و نفاق میداد🔹️حتما شنیده اید رواق کشوردوست جمع شده، کشوردوست که، شده بود یک حسینیه، شده بود بیت الاحزان، حالا دوباره شده خیابان، خیابانی مثل دیگر خیابانهای محله آقای شهیدمان. خیابانهایی، جان کنده!🔹️ماجرا از ظهرعاشورا شروع شد، وقتی وسط نماز، جماعتی کفن پوش با صدای بلند مداحیشان رسیدند سر کشوردوست جانمان. نمیدانم چرا برعکس بیان رهبر شهیدمان، سر اذان ظهر، مداحی بلندگوهایشان را خاموش نکردند و اذان پخش کنند، نمی دانم، شاید هنوز افقشان روی افق مبداشان که از خراسان آمده بودند تنظیم بوده.🔹️بعد از نماز، با آرایش تشکیلاتی! و سینه زنان، و با دستنوشته هایی که سرتاپای کشور را مطالبه مالی کرده بودند، آمدند در کشوردوست جانمان. آمدند، اما نرفتند. ماندند و نشستند، و آرامش بیت الاحزان مردم را با شعار پشت شعار بهم ریختند.به هیچ صراطی مستقیم نشدند؛ این که هیچ، آش رفتارشان هم هر چه پیش میرفتند، وسط چلوکباب خوردنهایشان! هی شور و شورتر میشد.🔹️این جماعت آمدند دعوا راه انداختند، در حالی که آقایی که مدعی خونخواهی او بودند، گفته بودند، وقتی نقد و مطالبه دارید، اختلاف افکنی، دوقطبی سازی ناامیدسازی، نکنید. آقای شهیدمان، گفته بودند، مردم را به مسئولین تصمیمگیر بدبین نکنید. و این جماعت جیغ جیغ کنان، همه این کارها را که آقا گفتند نکنید، کردند. تازه میگفتند هیئت اندیشهورز دارند و جزوه از ریز ریز بیانات آقای شهید....🔹️و آششان را هی شور و شورتر کردند و هی هم زدند! وقتی بچه های رسانه ای، دلسوزانه آمدند پیام آقا را درباره مذاکرات اخیر نشان سرکرده ها دادند تا منطقی و مستند گفتگو کنند، اما با عصبانیت، پیام رهبر را گرفتند و پاره کردند. وسط این گفتگوهای صاحبان باصطلاح هیئت های اندیشه ورز، زیر گوش خبرنگار هم زدند، چنگ روی دستانش انداختند، گوش پلیس را گاز گرفتند و و و ....🔹️داستان این آشِ شورِ خونی، که بوی گند فتنه و نفاق میداد، وقتی شورتر شد که، هیچکدام از این رفتارها و توهین ها را گردن نمیگرفتند و میگفتند آنها که مثلا کتیبه حسینیه کشوردوست را پاره کردند از ما نبودند، یا میگفتند، عکس آقا مجتبی پاره نشد کشیده شد!! گفتند علما و مراجع را قبول ندارند، چون ما نظر خودمان را داریم!!!!🔹️و اما بعد..رواق کشوردوست، جمع شد، خیلیهامان، آواره شدیم... دیدم خادمان کشوردوست، وقتی از رواق تکه تکه کم میشد، اشک میریختند، خیلی از مردم هم...کودکی دو تا مادر پیدا کرد، قاضی حکم داد دو مدعی مادری این کودک، دو دست کودک را بگیرند و بکشند و با یک شمشیر نصفش میکنیم، نصف برای یک مادر، نصف برای مادر دیگر، و مادر واقعی دست کودک را رها کرد.بله کشوردوست جمع شد تا حرمت قتلگاه آقای شهیدمان حفظ شود.و اینگونه بود که رواق کشوردوست در محرابِ قتلگاه آقای شهیدمان، شهید شد.🆔️ @asrghanoon


