✳️افزایش هزینههای راهبردی آمریکا در جنگ رمضان🔹️جنگ رمضان را میتوان عاملی برای آشکارتر شدن محدودیت…
انتشار: 2026/08/21 14:32 UTCدریافت: 2026/08/21 18:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 18:12 UTC
✳️افزایش هزینههای راهبردی آمریکا در جنگ رمضان🔹️جنگ رمضان را میتوان عاملی برای آشکارتر شدن محدودیتهای قدرت آمریکا در دوران تغییر نظم و حتی شتابدهنده این تحول مهم دانست. واشنگتن با تصور اینکه فشار نظامی میتواند ایران را وادار به عقبنشینی و تسلیم کند، وارد جنگ با ایران شد. حالآنکه ایران باتکیهبر توان نظامی، انسجام اجتماعی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود توانست هزینههای درگیری را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد و حتی دشمن را به آتشبس وادار کند. در چنین شرایطی اتفاقاتی مثل استیلای ایران بر تنگه هرمز نیز توان کشورمان را ارتقا داد. به شکلی که هرگونه تهدید از سوی ایران علیه جریان انرژی از این مسیر میتواند بازارهای جهانی نفت و گاز، اقتصادهای صنعتی آسیا و حتی وضعیت انرژی کشورهای غربی را تحتتأثیر قرار دهد. حالآنکه وضعیت بازارهای دیگری اعم از کود شیمیایی، فلزات و مواد معدنی نیز به شرایط تنگه وابستهاند. همین مسئله باعث شده ایران از اهرمهای مختلفی برای تحتفشار گذاشتن دشمن بهرهمند باشد. امری که مستقیماً به تضعیف جایگاه آمریکا و تقویت موضع ایران انجامیده است. ازاینرو جنگ رمضان که به نیت افزایش قدرت آمریکا و تسلیم ایران آغاز شد، خود به یکی از مهمترین شتابدهندههای افول آمریکا و تغییر نظم جهانی در دهههای اخیر تبدیل شده است. 🔹️از منظر تحول نظم جهانی، اقدامات زورگویانه ترامپ با یک مشکل اساسی مواجه است؛ ترامپ میخواهد با ابزارهای دوره تکقطبی از جمله حملات نظامی، در دوران گذار به جهان چندقطبی قدرتنمایی کند. حالآنکه در این عصر، اقداماتی مثل افزایش تعرفهها، تهدید نظامی، تحریم اقتصادی، فشار سیاسی و استفاده گسترده از زور مفرط، شاید بتواند در کوتاهمدت هزینههایی برای سایر کشورها ایجاد کند؛ اما دیگر تضمینکننده تحقق خواستههای آمریکا نیست. ناکامی واشنگتن در حل بحران اوکراین، دشواری آمریکا و رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف تعیینکننده در جنگهای دوازدهروزه و رمضان و عقبنشینی واشنگتن از جنگ تعرفهای با چین، نشانههایی از همین واقعیتند؛ لذا هرچه آمریکا بیشتر به ابزار فشار متوسل میشود، محدودیتهای ساختاری بیشتری در برابر آن ظاهر میشود و قدرتهای مستقل نیز فرصت بیشتری برای افزایش نقش خود پیدا میکنند؛ چراکه ساختار جدید قدرت جهانی دیگر ظرفیت پذیرش هژمونی سابق آمریکا را ندارد و اصرار ترامپ بر رفتار هژمونیک، بهجای بازگرداندن آمریکا به جایگاه گذشته، تنها هزینههای این کشور را افزایش میدهد. 🔹️به همین دلیل میان خواست سیاسی ترامپ و واقعیت توزیع قدرت جهانی سازگاری وجود ندارد. به عبارتی جبر ساختار جهانی بر اراده سیاسی کارگزار آمریکایی غلبه میکند و ترامپ نیز نمیتواند روندهای بنیادی توزیع قدرت دنیا را صرفاً با تصمیمات سیاسی یکجانبهگرایانه متوقف کند. واشنگتن همچنان در شرایط چندقطبی، میخواهد با منطق سلطهجویانه دوره تکقطبی رفتار کند و همین شکاف میان واقعیت ساختاری و توهمات ذهنی دولتمردان آمریکا، زمینه شکست این کشور را فراهم کرده است. نظم دنیا دیگر هژمونیک نیست؛ اما دولت ترامپ همچنان میخواهد هژمونیک رفتار کند. نتیجتاً تغییر نظم جهانی بر ذهنیت و رفتار ترامپ و سایر آمریکاییها چیره شده و آن را بیاثر و خنثی میکند.🆔️ @asrghanoon



