#السلام_علیک_یا_ابا_محمد_حسن_بن_علی🩸حرف ناگفته چشمان تَرَش بسیار است🩸اشک او راوی یک عمر غم و آزار ا…
انتشار: 2026/07/21 18:18 UTC
#السلام_علیک_یا_ابا_محمد_حسن_بن_علی🩸حرف ناگفته چشمان تَرَش بسیار است🩸اشک او راوی یک عمر غم و آزار است🩸روز و شب گریه کن روضه یک مسمار است🩸قلب او زخمی از ضرب در و دیوار است🩸یاد آن کوچه و بی چون و چرا می گرید🩸بعد چل سال بیادش همه جا می گرید🩸زهر در تن نه که از غم جگرش می سوزد🩸یاد مادر که بیفتد به سرش می سوزد🩸کودکی بود ولی رنج پدر پیرش کرد🩸غم مادر دگر از زندگی اش سیرش کرد🩸نه فقط زخم زبان از همه مردم بوده🩸زهر در بین غم و غربت او گم بوده🩸قاتلش آتش و آن خانه و هیزم بوده🩸دست سنگین همان کافر دوم بوده🩸ابتدا چادر مشکی حرم سوخته بود🩸بعد هم تیر کفن را به بدن دوخته بود🩸داشت آن روز به لب روضه ای از سر می خواند🩸قصه درد و غم و غربتِ حیدر می خواند🩸داشت از سوز جگر روضه مادر می خواند🩸بعد هم روضه جانسوز برادر می خواند🩸چشمش افتاد به چشمان برادر با آه🩸گفت لا یوم کیومک به ابا عبدا...🩸دل زینب هم از آن رنج سفر می شکند🩸بر سر دیدن تو شام چه سر می شکند🩸صوت قرآن تو در شام شنیدن دارد🩸چوب، دست از لب و دندانت اگر بردارد🩸t.me/astane_hussainy





