💢در کتاب دمعه الساکبه درباره جاماندن حضرت سکینه خاتون دختر حضرت امام حسین (علیه السلام) از کاروان در هنگام رفتن به شام آمده است:💢هنگامی خاندان عترت (علیهم السّلام) و سرهای مطهر را به سوی دمشق روانه کردند و راه را به سمت قصر بنی مقاتل کج نمودند، آن روز، روز بسیار گرمی بود و آب مَشکی که به همراه داشتند؛ چکه کرد و ریخت و خالی شد. عطش بر آنها غلبه کرد. ابن سعد (لعنه الله علیه) به عده ای از افراد گروه دستور داد به جستجوی آب بروند و دستور داد که خیمه ای به اندازه چهل ذراع برپا کردند و او و یارانش (لعنه الله علیهم) در آنجا نشستند و اسیران و کودکان را بر روی زمین داغ رها کردند تا آفتاب آنان را بسوزاند.حضرت زینب (علیها السّلام) به زیر سایه شتری که آنجا بود رفتند. در حالی که حضرت امام علی بن الحسین (علیه السّلام) را در آغوش گرفته بودند و در دست خود بادبزنی داشتند که حضرت سجاد (علیه السّلام) را باد می زدند و نزدیک بود که حضرت سجاد (علیه السّلام) از شدت عطش شهید شوند. حضرت زینب (علیها السّلام) می فرمودند: ای پسر برادرم بر من سخت است که ترا در چنین حالی ببینم. سپس حضرت سکینه (علیها السّلام) به زیر سایه درختی که آنجا بود رفت و بالشی از خاک برای خود درست کرد و بر آن به خواب رفت و اندکی نگذشت که کاروان حرکت کرد. گوید: همنشین او در کجاوه حضرت فاطمه صغری (سلام الله علیها) خواهرش بود. به ساربان می گفت: خواهرم سکینه کجاست؟ به خدا سوار نمی شوم تا خواهرم بیاید. ساربان به او می گوید: خواهرت کجاست؟ جواب می دهد: نمی دانم کجا رفته است پس ساربان لعین با صدای بلند فریاد می زند: ای سکینه، بیا و با زنان دیگر سوار شو. حضرت سکینه (علیها السّلام) از خستگی متوجه نشد و در خواب بود.پس هنگامی که دمای هوا بیشتر شد و گرما اذیتش از خواب بیدار شد و شروع کرد به دویدن به سوی کاروان کرد و فریاد می زد: ای خواهرم فاطمه، آیا من همنشین تو در محمل نبودم و اکنون بر شتر سوار هستی و من پابرهنه هستم. خواهرش متوجه او شد و روی به ساربان کرد و گفت: به خدا سوگند اگر خواهرم را نزد من نیاوری خودم را از این شتر پایین می اندازم و جدم رسول الله (صلی الله علیه و آله) در روز قیامت خونخواه من خواهد بود. ساربان به او گفت خواهرت کیست؟ فرمود سکینه که حسین (علیه السّلام) او را بسیار دوست می داشت. ساربان گفت: همان که اباعبدالله علیه السلام درباره او میگفت خانه ای را که در آن سکینه و رباب باشد، دوست دارم. حضرت فاطمه صغری (سلام الله علیها) فرمودند: بله.پس به حال سکینه رقت آورد و او را با خواهرش سوار کرد. شماتت کننده(ساربان) برحال او دلسوزی کرد و چه حالی دارد کسی که شماتت کننده برای او دلسوزی کند.🩸t.me/astane_hussainy