ما شانههایِ سوخته از سوزِ خنجریمهابیلهایِ کُشته بهدستِ برادریمروییدهایم در غزلی با ردیفِ غماندو…
انتشار: 2026/06/27 21:34 UTC
ما شانههایِ سوخته از سوزِ خنجریمهابیلهایِ کُشته بهدستِ برادریمروییدهایم در غزلی با ردیفِ غماندوههایِ سرزده از باغِ دفتریمرودیم و با رکود نداریم سازشیمُوجیم و در تلاطم و طوفان شناوریممانندِ روز، آخرِ این راه روشن استباهم اگر که از شبِ این جاده بگذریمما عزم کردهایم پس از این غروبِ سردخورشید را دوباره به مشرق بیاوریم#صفورا_صفرزاده




