🟰 #دکلمه 🟰می دونی دکتر؟! من با جای خالیش کنار اومدم فکر نمی کنم بهش که دارم زندگیمو میکنم خیال می ک…
انتشار: 2026/08/06 18:16 UTCدریافت: 2026/08/07 12:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 12:40 UTC
🟰 #دکلمه 🟰می دونی دکتر؟! من با جای خالیش کنار اومدم فکر نمی کنم بهش که دارم زندگیمو میکنم خیال می کنی یادمه از سرمای زمستون بدش میومد؟! یا یادمه لبو و باقالی دوس نداشت؟! فکر می کنی هنوز می دونم عاشق بارون و عطر خاک بود؟! فکر می کنی هنوز خاطرم هست به تندی الرژی داشت؟! دکتر ساده ایا...،من دیگه یادم نیست که تو میوه ها عاشق شکل گیلاس بود و مزه هلو! من اصلا نمی دونم که تولدش اول پاییز بود! دیگه فراموش کردم دکتر، فراموش کردم لحن کلامشو فراموش کردم چشمای عسلیشو فراموش کردم ناخنای همیشه بلند لاک زدشو من دیگه بهش فکر نمی کنم فکر نمی کنم به سوز صداش وقتی لیلی و مجنون می خوند برام به شیطنت چشماش تو بغلم فکر نمی کنم به دستای سرد و تن داغش فکر نمی کنم دکتر من خیلی وقته اونو یادم رفته اصلا یادم رفته شال قرمز سر می کرد ولی عاشق رنگ سبز بود یادم رفته مزه قهوه رو به هر مزه ای ترجیح می داد من یادم رفته از بازی با بچه گربه ها خوشش میومد اما وسواس داشت نمی تونست بهشون دست بزنه دکتر، من همه چیو فراموش کردم خیال می کنی یادمه کف دست راستش یه خال داشت؟! فکر می کنی یادمه زیر دم اسبی موهاش چندتا تار موش سفید شده بودن؟! فکر می کنی من هنوز به نی لبک زدن رو ستون فقراتش فکر می کنم وقتی می بوسیدمشون؟! نه دکتر نه ....، من خودشو یادشو خاطره هاشو همه رو فراموش کردم خیال نکن یادم میاد بافتنی بلد نبود ولی همیشه گوله های رنگی کاموا داشت خیال نکن یادمه میگرنش که پیش میومد عین دخترکوچولو ها میشد من یادم رفته دکتر یادم رفت عاشق سر گذاشتن تو گودی گردنم بود یادم رفته چقدر الوچه و تمبرهندی دوس داشت اصلا یادم نمیاد با دوتا دونه پاستیل و شکلات قلبی عینهو بچه ها ذوق می کرد یادم نمیاد براش گل که می خریدم اگه قاطی رزا یه شاخه افتاب گردون میزاشتم چشاش برق میزد من همه چیو فراموش کردم اصلا نشون به اون نشون که یادم رفته دوس نداشت براش عطر بخرم! یا یادم رفته غروبای جمعه دل کوچیکشو غم می گرفت نباید تو خونه می موندیادم رفته انتخابش چایخونه بود جای کافه خیلی وقته یادم رفته اشتباه که می کرد لوس میشد که دعواش نکنم عصبی که بودم خنگ بازی درمیاورد که بخندم ناراحت که بودم ساعتها سرمو رو سینش نگه می داشت که اروم شم من خیلی وقته بی خیالم دکتر، تو هم بی خیال شو... نده اینقدر سر مارو برق بزنن از هوش بریم اینقدر این داروهای کوفتی رو نچپون تو حلق ما...، خدارو خوش نمیاد ک ... #مهلا_بستگا@Avayebaranie