مشروطه؛ قصه ناتمام حکومت قانونچهاردهم امرداد، سالروز صدور فرمان مشروطه است. در سیزدهم امرداد، این ف…
انتشار: 2026/08/05 16:00 UTCدریافت: 2026/08/15 01:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:19 UTC
مشروطه؛ قصه ناتمام حکومت قانونچهاردهم امرداد، سالروز صدور فرمان مشروطه است. در سیزدهم امرداد، این فرمان به خط زیبای قوامالسلطنه نگاشته شد، به توشیح مظفرالدینشاه رسید و در روز بعد، فرمان رسمی تشکیل مجلس شورای ملی صادر شد.مشروطیت را میتوان مهمترین حادثه معاصر در تاریخ آزادیخواهی و قانونطلبی ایرانیان دانست. سالها پیش، منورالفکران و شماری از علما بذر اندیشه مساوات و حریت را در اذهان مردم کاشتند و سرانجام در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، این نهال به ثمر نشست.کسانی چون مستشارالدوله در رساله یک کلمه، کنستیسیون، یا همان مشروطیت، را طلب میکرد؛ آخوندزاده و میرزاآقاخان کرمانی به روشنگری پرداختند و در رد استبداد رسالهها نگاشتند؛ ملکمخان و چند تن دیگر نیز در امر روشنگری پیشقدم شدند تا معنا و مفهوم مشروطیت در اذهان و قلوب قاطبه ملت جای گیرد.بخشی از علما نیز در این راه کوشیدند و از پیشگامان این نهضت شدند. کسانی چون بهبهانی و طباطبایی در عرصه مبارزه عملی برای استیفای حقوق ملت گام برداشتند و افرادی چون آخوند خراسانی، نائینی و سید عبدالعظیم عمادالعلما خلخالی رسالههایی در تأیید مشروطیت نگاشتند و به مصاف قلمی با استبدادیون رفتند.سید عبدالعظیم خلخالی رسالهای درخشان در تأیید مشروطه نگاشت و در آنجا چنین مینویسد:"...یک وقتی سلطنت در دنیا بظلم و جور و تعدی و زور و به قتل ارحام و اقارب و یغما و چپاول نمودن اموال اجانب و به خراب نمودن آبادی و به کندن چشم و قطع ایادی استوار بود. مقتضی آن قرن چنین بود، گذشت. امروزه در این قرن و عصر خصوصاً دراین زمان سلطنت به عدل و انصاف و به قواعد مساواتی مبتنی است، کما اینکه از اروپائیان مشهود است. اهالی ایران بواسطه مسافرت به ممالک خارجه و معاشرت باملت دول متمدنه و مباشرت به خواندن کتب و رسایل سیاسیه و مطالعه نمودن روزنامههای خارجه و داخله و اطلاع یافتن بسلوک سلاطین متمدنه با ملت متبوعه خود و آگاه شدن برحسن و فوائد سلطنت مشروطه گوش ایشان فراز و چشم ایشان باز و زبان ایشان دراز شده است... متحمل بار ظلم و تعدی دیگر نخواهند شد قطعاً و یقیناً. اگرچه در روز یکهزار نفر از ایشان کُشته شود یا آنکه تمام مایملک ایشان را غارت بنمایند، دست از مسئله مشروطیت سلطنت برنمیدارند."وعاظی چون سید جمالالدین واعظ، پدر جمالزاده، و دیگر خطیبانی چون ملکالمتکلمین، از منبر بهعنوان رسانهای مؤثر برای روشنگری و شوراندن مردم علیه استبداد، بهرهای کافی و وافی بردند. منبر، در کنار روزنامهها، نقشی مهم در پرورش افکار عمومی در اوان مشروطه ایفا کرد. قدرت کلام سید جمالالدین در منبر چنان بود که لرزه بر اندام استبدادیون میانداخت و کینهای عمیق از وی در دل آنان میپروراند؛ تا آنجا که در دوران استبداد صغیر، به دستور مستقیم محمدعلیشاه، در باغشاه به قتل رسید.خطبههای او غرا و آتشین بود و مردمان را به متابعت از قانون فرا میخواند:"ایهاالناس، هیچ چیز مملکت شما را آباد نمیکند مگر متابعت قانون، مگر ملاحظه قانون، مگر حفظ قانون، مگر احترام قانون و بازهم قانون و ایضا قانون، اطفال باید از طفولیت در مکاتب و مدارس قانون بخوانند و بدانند که هیچ معصیتی در شریعت و دین بالاتر از مخالفت قانون نیست، معنی معصیت یعنی خلاف قانون عمل کردن، مذهب یعنی قانون. آقاجانم، قانون، قانون، بچهها باید بفهمند، زنها باید بفهمند که حاکم قانون است و بس و هیچکس در مملکت حکمش مجری نیست مگر قانون، وکیل یعنی کسی که قانون تدوین کند، مجلس مقننه و قوه مقننه یعنی مجلسی که قانون وضع میکند، وزیر یعنی مجری قانون، سلطان یعنی رئیس قوه مجریه قانون، سرباز یعنی حافظ قانون، استقلال سلطنت یعنی احکام قانون و خلاصه اینکه آبادی مملکت، شیرازهبندی ملیت و قومیت هر ملت منوط است به اجرای قانون."در سوی مقابل، جناح طرفدار استبداد نیز ساکت ننشست و جد و جهد بلیغی در کند کردن حرکت آزادیخواهانه ملت ایران به خرج داد. در عرصه عملی، به مقابله با آزادیخواهان پرداخت و با کمک دولت روسیه درصدد سرکوب آنان برآمد؛ و در عرصه نظری نیز، کسانی چون حاجی شیخ فضلالله نوری، با نگارش رسالههایی در حرمت مشروطیت و تکفیر مشروطهخواهان، به مقابله برخاستند.شیخ فضلالله در رساله تذکره الغافل و ارشاد الجاهل، که ردیهای بر مشروطیت است، چنین مینویسد:"ای برادر عزیز، اگر مقصودشان اجرا قانون الهی بود و فایده مشروطیت حفظ احکام اسلامیه بود چرا خواستند اساس او را بر مساوات و حریت قرار دهند که هر یک از این دو اصل موذی خراب نماینده رکن قویم قانون الهی است"ادامه👇👇👇


