چرا ۱۸ و ۱۹ دیماه تاسوعا و عاشورا نیست؟ آزاد عندليبي١٨ و ١٩ دیماه تاسوعا و عاشورا نیست. مقایسه و…
انتشار: 2026/06/25 19:44 UTC
چرا ۱۸ و ۱۹ دیماه تاسوعا و عاشورا نیست؟ آزاد عندليبي١٨ و ١٩ دیماه تاسوعا و عاشورا نیست. مقایسه و روایتِ آن دو شب با افسانههای کربلا تحریف و تحقیرِ جاویدنامها و میلیونها ایرانیِ دلیریست که برای بازپسگیریِ ایران از چنگالِ مداحها و حاجیها و آخوندها و سردارها و بچههیئتیها به خیابان آمدند. همهچیزِ همهٔ کُشتگان با همهچیزِ همهٔ کُشندگان در نبرد است. برای روایتِ قتلعام به افسانههای قاتلها نیازی نیست. جاویدنامهای دیماه تن یا روانشان پیچیده در پرچمِ شیروخورشید و با درفشِ کاویانی خاک شدند. شعارشان ایران بود، سرودشان ای ایران. وصیتنامهشان لغت به لغت عشق به ایران و آزادیِ ایران بود. نه انکارشدنیست نه حق داریم که انکار کنیم: اکثریتِ مطلقِ آنها هیچ باوری به نوحهها و اداها و «حوسِیحوسِی» قاتلهایشان نداشتند. از عرق و عربده و چرک و ریش و پشم نفرت داشتند. آنها حیدرحیدر زدند و کشتند، مردم ایرانایران و جاویدشاه گفتند و کشته شدند. حسینی کُشتند، ایرانی کُشته شدیم.آن بچههیئتیهایی که پشتِ کلاش و دوشکا و اسنایپ دوشادوشِ حشدشعبی (اعزامی از نجف و کربلا و سامرا) قتلعام کردند دستشان نمیلرزید چون اعتقاد داشتند این ایرانیها به الف تا یای کربلا و نجف بیباورند. آنها مردد نبودند، ما نیز نباید تردید کنیم. در پیِ غمگساري و همدلیِ چه کسانی هستیم؟ مذهبیهایی که لالمانی گرفتند؟ دگراندیشهایشان که در خونشویی سنگِ تمام گذاشتند؟ بله، در میانِ جاویدنامها مذهبیهایی میهنپرست هم هست. نامِ چندده تن از آنها حسین و ابوالفضل است. اما آنها کشتند چون میدانستند که حتا مذهبِ این شهروندانِ شریف مذهبِ خودشان نیست که خونریزی و تجاوز و توحش را تقدیس میکند. میدانستند که هرکه در خیابان است، ایران و سرنوشتش را بر عاقبتِ غزه و لبنان اولویت میدهد و بارها فریاد زده: «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران.» حسینِ افسانههایشان در اقلیت بود و برای کسبِ قدرت خیز برداشت، خودشان هم در اقلیتاند و برای حفظِ قدرت قتلعام کردند. خوب که دقت کنید، نوحهشان نوحهٔ ناکامی در کسبِ قدرت است و حالا کردارشان نهایتِ شرارت در حفظِ قدرت به هر قیمتی. هزار سال نوحهٔ مظلومیت سر کردند که «خون بر شمشیر پیروز است»، چون نتوانستند شمشیر را بر شمشیر پیروز کنند. حالا که شمشیر دستشان است، خونِ ملّت را حلال میدانند. زبانِ شمشیر را بلدند و میفهمند. راویانِ حرفهایِ افسانهٔ کربلا پیشنیانِ همین آخوندها و مداحها بودهاند. از جبلعامل تا قم و نجف؛ همینها که در آن دو شب سلاح دست گرفتند و کودک کشتند، برادر کشتند، خواهر کشتند، پدر کشتند، مادر کشتند، پدربزرگ کشتند، مادربزرگ کشتند، همسر کشتند، رفیقها را در کنارِ هم کشتند، زخمی کشتند، معصومه برآبادی و سه فرزندش را به رگبار بستند و از کُشته پشته ساختند و حالا وقیحتر از نهایتِ وقاحت انکار میکنند و ریشخند میزنند. همینها. همینها. اما راویانِ قتلعامِ دیماه میلیونها ایرانیِ دلیریاند که آن دو شب با تن و یا قلب در خیابان بودند؛راویانِ قتلعامِ دیماه اسیران و دوستان و عزیزانِ جاویدنامهایی اند که با چشمهای خودشان دیدند و روایت میکنند، میانِ ما هستند، میلیونها صفحه در فضای مجازی دارند و هر کدام سندِ زندهٔ آن جنایتاند.یادتان باشد،هر جمله که مینویسید دهها و صدها نفر از آنها (ما) میخوانند.این واقعیتِ زندهٔ تپندهایست که درونش زندگی میکنیم و بیش از این به چه چیز تکیه کنیم؟ ۱۸ و ۱۹ دیماه نه جدالِ دو قبیلهٔ گیرم واقعی در بیابانهای عراقآباد بر سرِ قدرت و غنیمت،که نبردِ ملّتی بزرگ با فرقهای تا دندان مسلح و تا مغزِ استخوان جنایتکار بود.ملّتی با کولهبارِ سترگِ تاریخی و فرهنگیاش پا به خیابان گذاشت تا میهنش را از چنگِ حاملانِ این افسانهها و اصولِ عقاید رها کند؛ قتلعام کردند و ملّت هنوز نتوانسته. هنوز. هنوز.هنوز. نیاز نداریم و حق نداریم که این سوگِ عظیم را ذرهای به عنعناتِ قاتلها و تبارشان آلوده کنیم. خانوادههای جاویدنامان راهبلدِ سوگ و زندگیاند:رقصِ سوگ کردند، شاهنامه خواندند،سرودهای محلّی خواندند،ای ایران خواندند،از دلیری و زیباییِ فرزندانشان گفتند،از بزرگواریِ پدران و مادرانشان گفتند،موسیقی پخش کردند، ریلز ساختند،توییت زدند،قصههایشان را گفتند.در یک کلام،آدابِ سوگواریِ ملّی را بازآفرینی کردند.سازهای سوگمان را از قاتلها بازپس گرفتند:کرنا،سنج،دمام. ما برای جاویدنامهای مذهبیمان هم آنچنانکه شایستهٔ قهرمانهایی میهنپرست است سوگواری میکنیم زيرا هیچچیزِ باورشان با هیچچیزِ باورِ قاتلهایشان یکی نبود.نام و خاطرهشان را آمیخته به میهن،زادگاه و مرگگاهشان روایت ميکنیم.زندهایم که روایت کنیم. ما ملّتی زنده بر زمینِ تاریخیم،نه فرقهای معلق در اوهام و افسانههای قرون.ما ايرانيم✅ @azadi_iran25777
