ادامه از بالا 👆⭕️ در این تحلیل کوشیدهام نشان دهم ابزاری که پیش از جنگ ۳۹ روزه میتوانست برای فهم ر…
انتشار: 2026/07/01 13:18 UTC
ادامه از بالا 👆⭕️ در این تحلیل کوشیدهام نشان دهم ابزاری که پیش از جنگ ۳۹ روزه میتوانست برای فهم رابطه دولت ـ ملت در وطن به کار آید ، در وضعیت پس از جنگ ، دیگر به تنهایی کفایت نمیکند. جنگ ، تنها یک رخداد نظامی نبود ؛ نقطه عطفی بود که آرایش نیروها ، نسبت جامعه با قدرت ، نسبت قدرتهای خارجی با ایران ، و حتی امکانهای درونی تغییر در ساختار جمهوری اسلامی را دگرگون کرد . از این رو ، تحلیل وضعیت جدید نیازمند ابزاری تازه است ؛ ابزاری که هم دگرگونی در روابط بینالملل را ببیند ، هم جلوگیری از فرسایش مشروعیت داخلی رژیم را ، و هم شکست و بیاعتباری بخش بزرگی از اپوزیسیون داخل و خارج کشور را در نظر بگیرد.مسئله اصلی این است که پس از فروکش کردن نسبی تنش و برخورد میان ایران و آمریکا ، جمهوری اسلامی به کدام راه خواهد رفت ؟ در این رابطه ، سه احتمال را طرح کرده ام.🔴 احتمال سوم، که در این نوشته بر آن مکث بیشتری انجام دادم ، گشایش محدود و اجباری از درون تضادهای حاکمیت است . در اینجا میتوان از تجربه تاریخی انگلستان پس از خروج ارتش امپراتوری روم از آن سرزمین یاری گرفت ؛ تجربهای که در آن ، از دل کشمکش میان نیروهای قدرتطلب و ستمگر ، به تدریج امکانهایی برای پیدایش شکلهایی از آزادی و مشارکت سیاسی فراهم شد. سخن منسوب به ولتر که «دموکراسی در انگلستان از مبارزه میان ستمگران پدیدار شد» ، در اینجا معنایی تحلیلی مییابد : گاه نه فضیلت حاکمان ، بلکه ناتوانی هر یک از نیروهای قدرت در حذف کامل دیگری ، راه را برای جامعه باز میکند.⭕️ در وضعیت کنونی ایران نیز ممکن است چنین وضعی پدید آید. از یک سو ، آمریکا که با هدف تغییر رژیم به ایران حمله آورده بود، در رسیدن به هدف خود ناکام مانده و در نتیجه ناگزیر به پذیرش مذاکره شده است. از سوی دیگر ، اپوزیسیون داخل و خارج ، جز اقلیتی محدود ، اعتبار خود را نزد بخش مهمی از جامعه از دست داده است . در درون جمهوری اسلامی نیز آرایش نیروها به گونهای است که هیچ جریانی توان سرکوب کامل جریانهای دیگر را ندارد . در چنین وضعیتی ، بخشی از حاکمیت ممکن است برای تقویت موقعیت خود ، چارهای جز وسعت بخشیدن به پایگاه اجتماعی خویش از راه پذیرفتن بخشی از حقوق جامعه نبیند .البته چنین گشایشی ، اگر رخ دهد ، نه از سر باور به حقوق انسان و حق حاکمیت مردم ، بلکه از سر ضرورت و اجبار خواهد بود . از این رو ، نباید آن را با مردمسالاری اشتباه گرفت. 🔴 در همین جاست که نقش بدیل استقلال و آزادی اهمیت تعیینکننده مییابد . تجربه اعتراضات دی ماه نشان داد که پهلوی ستهای فاشیست توانستند بخشی از اعتراضات بر حق مردم را به سود خود مصادره کنند . این امر تنها نتیجه توان رسانهای آنان نبود ؛ نشانه ضعف حافظه تاریخی جامعه و فقدان روشنگری پیگیر نیز بود . جامعهای که تاریخ خود را نشناسد و استبداد سلطنتی و استبداد دینی دو ستون پایه تاریخی استبداد تاریخی نبیند براحتی ممکن است در گریز از یکی ، به دام دیگری افتد.⭕️ در چنین وضعیتی ، هیچ وظیفهای برای ایرانیانی که دل در گرو وطن دارند مهمتر از این نیست که با روشنگری پیگیر ، آن بخش از جامعه را که از حداقل آگاهی تاریخی و سیاسی محروم مانده و دایرهالمعارف ذهنیاش به پروپاگاندای رسانههای وابسته محدود شده است ، با تاریخ وطن آشنا کنند . این کار تنها انتقال اطلاع نیست ؛ فعال کردن عقل نقاد ، غنا بخشیدن به وجدان تاریخی و سیاسی جامعه و گشودن امکان رهایی از چرخه بازتولید استبداد است.محمود دلخواسته●○●○●✅@azadihagheman




