سرانجام خودکامگانبر تخت نشست و گما…
انتشار: 2026/07/09 06:04 UTC
سرانجام خودکامگانبر تخت نشست و گمان برد که کشور میراث خون خویش است نه امانت مردم ،نان را به سفره ی نزدیکان سپرد و گرسنگی را به کوچه های شهر .خویشانش خزانه را قسمت کردند و کودکان سهم خود را در صف نان جستند .هر که آینه ی حقیقت بود ، شکست ،هر که مداح بود بر صدر نشست .سالها در کاخی بی پنجره زیست ، نه صدای آه را شنید ، نه رنگ رنج را دید .پنداشت که دیوارهای زرین ، او را از تقدیر پنهان می کنند ، اما تاریخ راه خویش را می یابد .سر انجام نه به دست مردمان خاموش که به دست هم پیمانی از همان جنس قدرت فرو افتاد .آنان که دیروز بر سفره اش نشسته بودند امروز بر میراثش چانه زدند ، و از او نماند جز نامی در حاشیه کتابها که نوشتند :آن که مردم را فراموش کرد ، خود نیز به فراموشی سپرده شد . اما این پایان داستان نیستخاک وطن اگر چه زخم بردارد ، بذر آگاهی را در سینه پنهان میکند ، نسلی که رنج دیروز را دیده باشد میتواند چراغ فردا را روشن تر نگاه دارد .اگرمردم قدرت را امانت بدانند نه غنیمت و قانون را بالاتر از نام ها خاندان ها بنشانند دیگر هیچ تختی بر شانه های فقر استوار نخواهد شد .باید به به کودکان آموخت که عدالت از نان و آزادی جدا نیست .تاریخ اگر چه پر از تکرار خطاست اما انسان برای آموختن آمده .ز خاکستر ظلم اگر درس خیزد ، دگر آتش استبداد برنخیزد .رضا مenghelabe-eslami.de/84664/%E2%9C%85@azadi…




