یادداشتهای من [محمدعلی ابطحی] در ج…
انتشار: 2026/07/09 10:12 UTC
یادداشتهای من [محمدعلی ابطحی] در جمعه 18 تیر 1378 "ساعت 6 صبح، روی تلفن موبایلم، فراهانی از بچه های دفتر تحکیم با صدایی برآشفته زنگ زد که از حوادث دیشب خبر دارید؟ گفتم نَه. گفت دیشب به کوی دانشگاه، از سوی نیروی انتظامی حمله شده، بچه ها را زده اند و تار و مار کرده اند، به داد برسید و قطع کرد. نگران شدم. به هادی خانیکی زنگ زدم، خبر را تائید کرد. به وزارت کشور زنگ زدم، کسی نبود. ساعت 8 صبح به آقای خاتمی زنگ زدم، گفت خبر را از BBC شنیده ام ولی از ابعاد آن خبر ندارم. با دکتر معین (وزیر علوم) تماس گرفتم، در جریان بود و گفت به دفترش در وزارت علوم می رود. قرار گذاشتیم نزدیک ظهر در دفتر تاجزاده در وزارت کشور جمع شویم. به فرهادی، عباد، خانیکی، رضا خاتمی هم زنگ زدم حوالی ساعت 11 در دفتر تاج زاده در وزارت کشور جمع شدیم. موسوی لاری در کرج بود. قرار شد او خودش را برساند. اخبار حکایت از حمله شدید نیروی انتظامی به دانشجویان داشت بر اساس خبری که گرفتیم، دیشب دانشجویان به اعتراض تعطیلی روزنامه سلام تظاهرات کرده بودند و به خیابان های اطراف خوابگاه آمده بودند و نیروی انتظامی به آنها حمله کرده بود. اخباری که می رسید حکایت از کشته شدن و در گیری شدید می کرد. بنا به اطلاع دکتر معین، دانشجویان در داخل خوابگاه و نیروی انتظامی در بیرون بودند. با آقای خاتمی هم مرتب در تماس بودیم. قرار شد همگی به دانشگاه بروند تا از نزدیک ضمن همدردی با دانشجویان مسائل را بررسی کنند. جمع فوق از وزارت کشور به طرف دانشگاه رفتند. آقای موسوی لاری هم که صبح به کرج رفته بود، خود را به انها رساند. برای اینکه در این شرایط که مسائل مبهم است، دفتر رئیس جمهور طرف اصلی ماجرا نباشد و امکان ارتباط با پلیس و نیروی انتظامی باشد، من همراه آنها نرفتم. با موبایل با مصطفی تاج زاده در تماس بودم. تماس ها ناقص و نشان از اوضاع ناهنجار داخل دانشگاه بود. مصطفی تاج زاده با موتور رفته بود تا به عنوان معاون وزیر کشور با نیروی انتظامی صحبت کند، زنگ زد و گفت که این نیروهای انصار حزب الله فراوانند. دانشجویان نیز مرتب از فرمانده انصار می پرسند. تمام تلاش ها معطوف به این بود که دانشجویان از خیابان به داخل کوی باز گردند. دانشجویان مخالف پاکسازی خیابان بودند و می گفتند: مردم باید اینها را ببینند و متوجه شوند چه جنایتی در حق دانشجویان شده است. کسانی که در صحنه حاضر بودند خبر دادند یکی از کسانی که به سوی دانشجویان تیراندازی می کرده لباس شخصی داشته و با سلاح کمری شلیک می کرده است. تیراندازی ها منجر به زخمی شدن حداقل سه نفر از مچ پا، شکم و سر شده که حال یکی از آنها وخیم است. هنوز هیچ منبع موثقی خبر از کشته شدن کسی نداده ولی شایعات حکایت از قتل 5 الی 6 نفر می کند. دانشجویان همچنین از فحاشی و هتاکی انصار به نوامیس آنها بسیار ناراحتند. حضور و صحبت های معین، تاجزاده، شمس الواعظین و دکتر کوهی، رئیس کوی دانشگاه تهران، نقش موثری در آرام کردن فضا داشته است. البته دانشجویان ابتدا به مسئولان اظهار بی اعتمادی می کرده اند ولی تداوم حضور آنها و صحبت صمیمانه شان با دانشجویان به تدریج جو اعتماد را حاکم کرده است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه دادگاه ویژه به استناد شکایت وزارت اطلاعات روزنامه سلام را توقیف کرده، تلاش کردیم که اطلاعات شکایتش را پس بگیرد. آقای خاتمی از من خواست که موضوع را به یونسی (وزیر اطلاعات) منتقل کنیم. این را هم گفتم که ارشاد می خواهد علیه تعطیلی سلام بیانیه بدهد. یونسی قبول کرد که شکایت را پس بگیرد، از وقتی که مشخص شد سلام با شکایت وزارت اطلاعات بسته شده، تمام جناح راست ............................................. . بلافاصله به منزل آقای خاتمی رفتم و ماجرا را گفتم. خوشحال شد. بعد از مدتی یونسی و خسرو تهرانی زنگ زدند که در وزارت اطلاعات شایع شده این حرف ها مال ابطحی است نه خاتمی. من گفتم با خود آقای خاتمی صحبت کنید. یونسی با خاتمی تماس گرفت و همه حرف ها را شنید.... نیم ساعت بعد به منزل یونسی رفتم... بیانیه را گرفتم و به خبرگزاری فرستادم. عده ای از مدیران مسئول روزنامه ها (صبح امروز، خرداد، نشاط، عصر آزادگان، آریا، جهان اسلام، آزاد، همشهری، ایران نیوز و ....) هم نامه ای خطاب به رئیس جمهور نوشته اند و از او خواسته اند که به عنوان پاسدار قانون اساسی و آزادی ها شهروندان اقدامات لازم برای رفع توقیف از سلام را انجام دهد. شب به محل کار آقای کرّوبی رفتم. آقای موسوی خویینی (حجت الاسلام و مدیر روزنامه سلام) هم بود. ماجرای پس گرفتن شکایت اطلاعات را گفتم. و همانجا بودیم که تلویزیون آن را خواند. آقای خویینی ها خیلی از این پشتکار من تعریف کرد. خود را آماده کرد که از پس فردا روزنامه را منتشر نماید ...". ✅@azadihagheman




