
تماساز دغدغه هایم در مورد خاک و آب و اقلیم سرزمینی مینویسم که دوری از آن ذره ای از احساسم به آن کم نکرده است. نظراتتون را برایم بگذارید و در فیس بوک و توییتر میتوانید بیشتر آنچه مینویسم را ببینید و بخوانید.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 19 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 23 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
*دومین دور از سلسله گفتگوهای ایران ناپیدا- خوزستان* Join Zoom Meetingus06web.zoom.us/j/84946627599Meeting chat linkus06web.zoom.us/launch/jc/84946627599 ◀️مشارکت برای عموم ازاد است.# ۳.۳۰ بعدازظهر به وقت ایران۲#بعدازظهر به وقت اروپای مرکزی۸#صبح به وقت شرق کانادا و آمریکا🆔@azambahramiran
غورباقه را ارام بپزبپزنظام چهارلایه بنزین: از سهمیهبندی تا نرخ پالایشگاهینظام قیمتگذاری بنزین در حال حاضر چهار لایه دارد: نرخ اول ۶۰ لیتر با قیمت ۱۵۰۰ تومان، نرخ دوم ۵۰ لیتر با ۳۰۰۰ تومان (که پیشتر ۷۰ لیتر بود و کاهش این سهمیه از ۷۰ به ۵۰ لیتر یک تصمیم سراسری و ملی اعلام شده، نه اقدامی مختص کرمان)، نرخ سوم ۴۰ لیتر با ۵۰۰۰ تومان، و اکنون نرخ چهارم که در استان کرمان با قیمت ۸۷,۲۰۰ تومان عرضه آغاز شده است.نکتهٔ مهم اینجاست که نرخ چهارم هنوز طرحی ملی نیست؛ زیرساخت آن تنها در ۱۰۰ جایگاه منتخب استان کرمان فراهم شده و قیمت نهایی آن پس از تصمیم مسئولان استانی اعلام شده است. این الگو، اجرای پایلوت در یک استان پیش از تعمیم احتمالی به سطح کشور، نشان میدهد سیاستگذار عمداً از تصمیم سراسری و یکبارهٔ سالهای قبل (که با اعتراضات گسترده روبهرو شد) فاصله گرفته و ترجیح میدهد واکنش اجتماعی را ابتدا در مقیاس محدود بسنجد.◀️از منظر تحلیلی، این رویکردبرای من چند پیام دارد:گذار تدریجی به سمت نرخ واقعی: فاصلهٔ نجومی بین نرخ اول (۱۵۰۰ تومان) و نرخ چهارم (۸۷,۲۰۰ تومان) را ببینید! نزدیک به ۵۸ برابر و این نشان میدهد هدف نهایی، همسویی تدریجی قیمت داخلی با نرخ واقعی/صادراتی سوخت است.◀️آزمایش اجتماعی-سیاسی: انتخاب کرمان بهعنوان استان پایلوت، پس از سابقهٔ نارضایتیهای اخیر در همین استان بر سر سهمیهبندی، میتواند هم به معنای تلاش برای جبران اعتماد و هم سنجش آستانهٔ تحمل اجتماعی باشد.ریسک چندنرخیشدن بازار: وجود همزمان چهار نرخ متفاوت، ظرفیت رانت و قاچاق بیناستانی سوخت را افزایش میدهد و نظارت را پیچیدهتر میکند.اگر طرح در کرمان با واکنش کنترلشده مواجه شود، احتمال تعمیم آن به سایر استانها در ماههای آینده بالاست.#بنزبن🆔@azambahramiran
گرمترینهاروند بلندمدت کشور ~۰.۴ درجه در دهه است، و هفتهی اخیر (منتهی به ۲۰ مرداد ۱۴۰۵) کرمانشاه و خوزستان بیشترین گرمایش را نسبت به بلندمدت داشتند (+۲.۶ و +۲.۳ درجه)، در حالی که سمنان تنها استانی بود که سردتر از بلندمدت ثبت شد. از ابتدای سال زراعی هم گیلان با +۲.۲ درجه پیشتاز است.🆔@azambahramiran
ایران: عقبماندگیِ فزاینده میبینید در این روند چطور شرایط مشارکت زنان در حوزه اقتصاد و سیاست در ایران همواره بدترین وضعیت را داشته. حالا در کمال وقاحت زنان در روایت رسمی (وزارت بهداشت، ستاد ملی جمعیت) بعنوان عامل بحران جمعیت معرفی میشوند روش انتخاب اولویتهای زنان را بهعنوان یک «بحران جمعیتی» و تهدید امنیت ملی طرح میکنند، نه بهعنوان نتیجهی محرومیت ساختاری زنان. #زنان #توسعه_پایدار🆔@azambahramiranایران: عقبماندگیِ فزاینده میبینید در این روند چطور شرایط مشارکت زنان در حوزه اقتصاد و سیاست در ایران همواره بدترین وضعیت را داشته. حالا در کمال وقاحت زنان در روایت رسمی (وزارت بهداشت، ستاد ملی جمعیت) بعنوان عامل بحران جمعیت معرفی میشوند روش انتخاب اولویتهای زنان را بهعنوان یک «بحران جمعیتی» و تهدید امنیت ملی طرح میکنند، نه بهعنوان نتیجهی محرومیت ساختاری زنان. #زنان #توسعه_پایدار🆔@azambahramiran
اینترنت در ایران نه تنها بحران زیرساختی بلکه سیستم « تولید رنج اجتماعی » استاین چند روز، برای خیلیهامان اینترنت شده یک موجود عجیبوغریب؛یک لحظه 4G، چند دقیقه بعد E، دوباره 4G و بعد هیچ… 😢اولین واکنش معمولاً این است:«نت خرابه.»«آنتن مشکل داره.»«احتمالاً شبکه شلوغه.»اما اگر کمی از نگاه فنی فاصله بگیریم، یک سؤال مهمتر پیش میآید:آیا هر اختلال ارتباطی فقط یک مشکل فنی است؟چند سال پیش Nate Millington در مطالعهای درباره بحران آب سائوپائولو نشان داد که بحران آب را نمیشود فقط با خشکسالی توضیح داد. خشکسالی واقعی بود، اما اینکه چه کسی بیشتر آب نداشت، چه کسی توانست خودش را با بحران وفق دهد و چه کسی کمتر آسیب دید، به زیرساخت، سیاست، تصمیمهای دولتی و نابرابری اجتماعی هم مربوط بود.فکر میکنم همین نگاه را میشود درباره اینترنت ایران هم به کار برد. در همه دنیا گاهی هم ممکن است یک اختلال فنی اینترنت واقعاً وجود داشته باشد؛ اما تجربه ما در ایران از این اختلال با همه جهان فرق دارد.بحران دسترسی به اینترنت در ایران به مثابه نوعی رابطه اجتماعی سیستم حکمرانی با مردم است. بحرانی که بیش از فنی بودن؛ به ابزار تنظیم رفتار کاربران تبدیل شده و اثر بحران بر زیست اجتماعی ما هرچند رنج آور اما بسیار متنوع است. یعنی سیستم رنج اجتماعی متنوع تولید می کند. برای یک نفر، قطع شدن اینترنت یعنی چند دقیقه حوصلهسررفتن.برای پژوهشگر یعنی ارسال نشدن مقاله و از دست رفتن ساعتها کار.برای دانشجو یعنی کلاس و دسترسی به منابع.برای کسبوکار آنلاین یعنی از دست رفتن مشتری.برای خانوادهای که منتظر خبر عزیزش است، ممکن است معنای کاملاً دیگری داشته باشد.پس مسئله فقط «قطع اینترنت» نیست؛ مسئله، تولید نوعی ناامنی اجتماعی - ارتباطی است. یعنی آدم دیگر نمیداند:چه زمانی وصل است؟چه زمانی قطع میشود؟چه چیزی قابل دسترسی است؟چه چیزی نیست؟و اصلاً تا چه زمانی میتواند روی ارتباطش حساب کند.همچنین بحران فقط خودِ اختلال نیست، بلکه روایتهایی است که درباره اختلال ساخته میشود که خود هم بخشی از بحران است. مثل حرف رئیس جمهور که گفت: عده ای نمی خواهند اینترنت باز شود ، ولی ما باز کردیم نکته این است وقتی دسترسی به اینترنت به عنوان حق عامه مختل شده و این اختلال با عنوان «مشکل فنی»، «شرایط اضطراری»، «امنیت»، «حمله سایبری» یا هر عنوان دیگری توضیح داده میشود، این روایت فقط قرار نیست به مردم بگوید چه اتفاقی افتاده. روایت میتواند به مداخله در زیرساخت مشروعیت بدهد.در عصری که اینترنت با تمام زندگی ما در آمیخته و حتی آدمهای ناتوان با نیمه سایبورگ و توانا می شوند؛ اینترنت فقط یک فناوری نیست. اینترنت یک زیرساخت اجتماعی حیاتی است؛ و کنترل یا اختلال در آن، میتواند تجربههای اجتماعی بسیار متفاوت و رنج آوری تولید کند. و مسأله این است که اینترنت به زیست ما گره خورده و زیست ما تحت کنترل کسانی است که تصمیم میگیرند چه کسی، چه زمانی، با چه کیفیتی و تحت چه شرایطی میتواند وصل بماند. این اثر بحران، اثر حکمرانی و اثر اجتماعی بحران؛ هزینه های نابرابری را ایجاد کرده که منجر به یک رنج اجتماعی فرصت سوز شده است.🔷 @WaterForUs
فقر ساختاری و تنزل محیطزیست به کالای بقا:مکانیسم روانشناختی روشن است: وقتی خانوار زیر خط فقر مطلق زندگی میکند، ظرفیت توجه صرف بقای روزانه میشود و افق برنامهریزی به کوتاهمدت فرومیافتد.اما در ایران این پدیده دیگر استثنا نیست، بلکه وضعیت اکثریت جمعیت است. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ فقر مطلق در کشور از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ حدود ۳۰ درصد تثبیت شده که معادل ۲۵ تا ۲۶ میلیون نفر است (گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درمورد جمعیت فقرا در ایران) ، و این رقم در دهه ۱۳۹۰ نسبت به یک دهه پیش از آن حدود ۱۱ میلیون نفر افزایش داشته است. نرخ فقر روستایی بهطور مداوم از فقر شهری بالاتر بوده — در سال ۱۴۰۰ به ترتیب ۳۵.۶ و ۲۸.۸ درصد یعنی دقیقاً همان جمعیتی که در تماس مستقیمترین با جنگل، مرتع و آبخوان زندگی میکند، تحت بیشترین فشار معیشتی است.نمونهٔ مستند آن زغالگیری در زاگرس است.مقامات ادارهٔ منابع طبیعی خوزستان رسماً تخریب جنگل را ناشی از سه عامل فقر، ناآگاهی و سودجویی میدانند.در مناطقی مانند عثمانوند و جلالوند کرمانشاه، فقر و بیکاری مهمترین عامل رویآوردن اهالی به تخریب جنگلهای بلوط برای تهیهٔ زغال بوده است .این یک جنگل زینتی نیست زاگرس معیشت نزدیک به ۱۰ میلیون نفر ایرانی در ۱۲ استان را تحت تأثیر قرار میدهد و حدود ۱.۵ میلیون هکتار از این جنگلها اکنون درگیر آفت و بیماریاند. یعنی فقر و بحران اکولوژیک در یک چرخهٔ تشدیدکننده به هم گره خوردهاند: تخریب معیشت را تضعیف میکند، و تضعیف معیشت تخریب را تشدید میکند.نمونهٔ دوم: آب زیرزمینی بهعنوان دارایی قابل استخراج کوتاهمدتبیش از ۸۰۰ هزار حلقه چاه مجاز و غیرمجاز سالانه حدود ۴۵ میلیارد مترمکعب از منابع آب زیرزمینی کشور را استخراج میکنند. نتیجه: کسری تجمعی مخازن آب زیرزمینی کشور به ۱۴۳ میلیارد مترمکعب رسیده. رقمی بیش از کل آب تجدیدپذیر سالانهٔ کشور از میان ۶۰۹ دشت مطالعاتی کشور، ۴۲۰ دشت اکنون ممنوعه یا ممنوعهبحرانی طبقهبندی شدهاند رشدی چشمگیر نسبت به ۳۱۷ دشت ممنوعه در سال ۱۳۹۲.این برداشت بیرویه در بخشهایی برای کشاورزی معیشتی و کوتاهمدت رخ میدهد، نه از سر انتخاب آگاهانه، چون بازار فوری محصول، تنها گزینهٔ در دسترس کشاورز کمدرآمد است.اما در این موضوع هم حکومت با دست داشتن مستقیم در گسترش فقر و محرومیت نقش مهمی در تخریب و غارت دارد. جز آنکه سیستماتیک به یغما میبرد. 🆔@azambahramiran
فروپاشی اقتصادی زنان؛ بحرانیتر و شتابگرفتهتر در بهار ۱۴۰۵نرخ بیکاری زنان در بهار ۱۴۰۵ به ۱۶.۷٪ رسیده، بیش از دو برابر مردان که ۷.۵٪ است. این رقم یک وضعیت ایستا نیست؛ موجی رو به تشدید است که هر فصل شکاف را عمیقتر میکند.اما نرخ بیکاری تنها بخش قابلرؤیت ماجراست. سهم مشارکت اقتصادی زنان تنها ۱۳.۷٪ است، یعنی بخش بزرگی از زنان حتی وارد بازار کار نشدهاند یا از آن بیرون رانده شدهاند، پیش از آنکه در آمار بیکاری ثبت شوند. بخشی از این کنارهگیری از یک مکانیسم آماری میآید: زنان اخراجشده، ذیل عنوان «خانهدار» دستهبندی و عملاً از مخرج محاسبات حذف میشوند. یعنی رقم ۱۶.۷٪ خودش زیر-برآوردی از واقعیت است، نه بیشبرآورد.۲۹ میلیون نفر از ۳۹ میلیون جمعیت غیرفعال کشور، معادل ۷۵٪، را زنان تشکیل میدهند. این یعنی مسئلهٔ اصلی دیگر «بیکاری» به معنای متعارف نیست، بلکه اخراج ساختاری از تعریف رسمی نیروی کار است.زنانی که در بازار کار باقی میمانند نیز عمدتاً به اقتصاد غیررسمی رانده میشوند. بیش از ۵۰٪ از اشتغال زنان در خدمات خرد و بدون بیمه و قرارداد است، و کارگران فصلی زن مزارع با دستمزد روزانه ۸۰۰ هزار تومان تحت استثمار شدید قرار دارند.فاصلهٔ شاخص فلاکت میان زنان (۵۸.۹) و مردان (۵۰.۸) نشان میدهد این نابرابری ساختاری مستقیماً به رنج محسوس در سطح خانوار ترجمه میشود.سهگانهٔ این بحران را میتوان چنین صورتبندی کرد: حذف آماری، طرد اقتصادی، و استثمار در بازار غیررسمی سه گام بههمپیوسته که هرکدام شرط لازم برای گام بعدی است.🆔@azambahramiran
در کلانشهرهای ایران، فضای سبز دیگر یک آرزوی زیباییشناختی نیست؛ یک نیاز حیاتی است که در بسیاری از مناطق محدودتر، ناامنتر و کمکیفیتتر شده، هرچند آمار رسمی روایتی متفاوت و گاه متناقض ارائه میدهد.بر اساس آمار شهرداری #تهران، سرانه فضای سبز درونشهری این کلانشهر به حدود ۱۶ متر مربع رسیده است. اما این عدد میانگین، نابرابری عمیقی را پنهان میکند: در حالیکه منطقهای مثل منطقه ۲۲ سرانهای در حدود ۶۰ متر مربع برای هر نفر دارد، شش منطقه از جمله مناطق ۷، ۱۰، ۱۱ و ۱۷ در ردیف مناطق کمبرخوردار قرار دارند، جاهایی با بافت فشرده مسکونی که کمترین دسترسی به فضای سبز را دارند.پژوهشهای اخیر مرکز مطالعات شهر تهران نشان میدهد پوشش گیاهی در دهههای اخیر در کلانشهر تهران دستخوش تغییر کاربری و تبدیل به سطح نفوذناپذیر شده است ، و همین موضوع همراه با شتابگیری روند گسترش ساختوسازهای شهری، سرانه فضای سبز را در بسیاری از مناطق شهر بهشدت کاهش داده است.نتیجه، تضعیف نقش خنککنندگی فضای سبز در برابر پدیده جزیره گرمایی شهری است. دقیقاً در روزهایی که شهر بیشترین نیاز را به آن دارد.در #اصفهان نیز وضعیت مشابه است: مسئولان منطقه ۸ این شهر تصریح میکنند پایین بودن سرانه فضای سبز، فشار بیش از حد بر فضای سبز موجود وارد میکند و باعث تخریب سه تا چهار برابری آن میشود. یعنی همان کمبود، خودش عامل تخریب سریعتر فضای باقیمانده است.نتیجه برای زندگی روزمره ساده است: در گرمای فزاینده تابستان، در روزهای بیشماری که مدارس بهخاطر آلودگی هوا یا گرما تعطیل میشوند، کودکی که امکان سفر ندارد، حالا حتی پارک نزدیکی هم نمییابد که در آن نفسی بکشد. فضای سبز فقط منظره نیست؛ تنظیمکننده دمای شهر، کاهشدهنده استرس جمعی، و آخرین فضای مشترک میان طبقات مختلف اجتماعی است و نبود عادلانهی آن، نابرابری شهری را عمیقتر میکند.آمار رسمی از رشد سرانهی متوسط میگوید؛ اما نابرابری پراکندگی، تخریب فضاهای باقیمانده تحت فشار، و تبدیل پوشش گیاهی به سطوح نفوذناپذیر، روایت واقعیتری از تجربهی روزمرهی شهروندان است.#فضای_سبز🆔@azambahramiran
من چند هفته است با گروه های مختلف در ایران حرف زدم و به فکرم رسید این یادداشت مختصر را بنویسم شما هم اگر تجربه متفاوتی دارید بنویسبد:فروپاشی خاموش طبقه متوسط ایران: لایههای کمتر دیدهشدهفراتر از آمار تورم و قدرت خرید، این پدیده یک سری اثرات زنجیرهای دارد که کمتر در تحلیلهای رسمی مطرح میشوند:۱. اقتصاد تعمیر بهجای اقتصاد نگهداریوقتی خانوادهها توان تعمیر منظم لوازم خانگی، خودرو، یا حتی دندانپزشکی را ندارند، هزینهها به تعویق میافتند تا زمانی که خرابی کامل و غیرقابلجبران شود. یعنی هزینه نهایی چند برابر میشود. این یک «فقر تسریعشونده» است: تعویق هزینه کوچک، هزینه بزرگتر آینده میسازد.۲. نسل بومرنگ و بازتوزیع معکوس منابع خانوادگیفرزندان بزرگسال به خانه والدین بازمیگردند، اما برخلاف تصور رایج این همیشه «حمایت والدین از فرزند» نیست. در بسیاری موارد حقوق بازنشستگی والدین، تنها منبع پایدار درآمد خانه میشود و مسیر حمایت معکوس میشود. این جهت تاریخی وابستگی بیننسلی را وارونه میکند.۳. فرسایش سرمایه اجتماعی از طریق رسومکاهش رفتوآمد، عیدیدادن، مهمانی، و مراسم عروسی سادهتر، چیزی که به نظر جزئی میآید. در واقع شبکههای اجتماعی حمایتی غیررسمی را که خانوادهها در بحران به آنها متکی بودند، تحلیل میبرد.۴. طلای زنان بهعنوان اولین ضربهگیرپیش از فروش خانه یا خودرو، معمولاً طلای زنان (که تاریخاً یک صندوق پسانداز زنانه مستقل بوده) اولین دارایی است که فروخته میشود. این یک از دست دادن خاموش استقلال مالی زنان در خانواده است، نه صرفاً یک تراکنش مالی.۵. اتلاف مهارت (Brain Waste) داخلیافراد تحصیلکرده به مشاغل غیرمرتبط و کممنزلت (تاکسی آنلاین، فروش اینترنتی) روی میآورند . نوعی مهاجرت داخلی طبقاتی که آمار بیکاری آن را نشان نمیدهد چون «شاغل» محسوب میشوند.۶. تعویق ازدواج و تغییر ماهیت مهریهمهریه دیگر نماد تعهد نیست، بلکه ابزار چانهزنی برای امنیت مالی در ازدواجی میشود که از پیش با عدم اطمینان اقتصادی همراه است.۷. کاهش کمکهای خیریه طبقه متوسططبقه متوسط سنتاً منبع اصلی کمکهای غیررسمی (نذری، خیریه محلی) به اقشار فقیرتر بود. توقف این کمکها فشار مضاعفی به فقیرترین اقشار وارد میکند که در آمار مستقیم دیده نمیشود.۸. فرسایش نقش سیاسی-اجتماعی طبقه متوسططبقه متوسط تاریخاً نقش «ضربهگیر» و پایه اعتماد اجتماعی بین حاکمیت و اقشار پایین را داشت. فقیر شدن آن، این عملکرد تعدیلکننده را از بین میبرد و میتواند به قطبیشدن و بی تفاوتی ناشی از ناتوانی بیشتر جامعه بینجامد.#فقر#تضاد_طبقاتیشما چه فکر میکنید.🆔@azambahramiran
النینو و مصرف/تولید انرژیالنینو معمولاً تولید برقآبی و بادی را کاهش میدهد، بهویژه در آمریکای لاتین و جنوبشرق آسیا، و اتکا به زغالسنگ و گاز را افزایش میدهد (IEA) .در نمونهٔ هند مثلا، در ژوئن ۲۰۲۶ تولید برقآبی هند نسبت به سال قبل ۶.۳ گیگاوات میانگین کاهش یافت، درحالیکه تقاضای برق ۲۴.۳ گیگاوات میانگین افزایش داشت . شکاف تولید ناشی از این وضعیت تا ۱۸ تراواتساعت برآورد شده که عمدتاً با زغالسنگ جبران میشود و حدود ۱۷ میلیون تن CO2 اضافی تولید میکند.گذار از لانینا به النینوی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ مصرف سوخت فسیلی را در ۱۱۰ کشور تا حدود ۸۰ تراواتساعت (ژوئیه ۲۰۲۶ تا ژوئن ۲۰۲۷) افزایش میدهد. پرریسکترین کشورها هند (+۱۷.۷ تراواتساعت)، ویتنام (+۸.۰)، آفریقای جنوبی (+۷.۷)، شیلی (+۵.۰) و مکزیک (+۴.۷) .حدود نیمی از تولید برق آمریکای لاتین برقآبی است؛ پاراگوئه (۹۹.۸٪)، کاستاریکا (۷۳.۱٪) و کلمبیا (۷۰.۸٪) بیشترین وابستگی را دارند.ایران:داده مستقیمی دربارهٔ اثر النینو بر شبکه برق ایران در منابع موجود نیست، اما چون بخش بزرگی از تولید برق ایران به نیروگاههای حرارتی (گاز/مازوت) وابسته است نه برقآبی، اثر مستقیم از مسیر «افت هیدروپاور» محدودتر از هند یا آمریکای لاتین خواهد بود. اثر اصلی محتمل از مسیر دیگری میآید: گرمای شدیدتر تابستان (افزایش پیک مصرف برق برای سرمایش) و تشدید کمآبی در مرکز/شرق کشور که فشار بر نیروگاههای برقآبی محدود موجود (کرخه، دز، سد امیرکبیر و…) و منابع آب کشاورزی-شرب را همزمان افزایش میدهد.🆔@azambahramiran
النینوی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ و امنیت غذاییسازمان جهانی غذا اعلام کرده احتمال تقویت شرایط النینو تا پایان ۲۰۲۶ بین ۸۰ تا ۹۰ درصد است و ممکن است یکی از قویترین رخدادهای ثبتشده باشد. برای مقایسه: النینوی ۲۰۱۵-۲۰۱۶ حدود ۶۰ میلیون نفر را دچار ناامنی غذایی کرد .فائو و برنامه جهانی غذا برای نخستین بار یک فراخوان اقدام پیشدستانه مشترک صادر کردهاند تا نزدیک به ۹ میلیون نفر در ۲۲ کشور پرخطر را حفظ کنند.اگر النینو (با احتمال ۶۱ تا ۸۷ درصد) محقق شود، تولید برنج در مناطق آسیبدیده میتواند ۲۰ تا ۵۰ درصد کاهش یابد؛ آسیای جنوبی، آفریقای جنوبی و بخشهایی از آسیای شرقی بیشترین ریسک را دارند (World Bank) .قیمت کود در پنج ماه نخست ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۵ درصد افزایش یافته است (World Bank) .بانک جهانی پیشبینی میکند قیمت کود در کل ۲۰۲۶ حدود ۳۱ درصد افزایش یابد و شاخص قیمت غذا نزدیک به ۲ درصد بالا برود (غلات ۴ درصد، روغن و کنجاله ۸ درصد).در ماینمار، حدود ۱۲.۴ میلیون نفر در سطح بحرانی ناامنی غذایی (IPC فاز ۳+) قرار داشتند که انتظار میرود تا میانه سال به ۲۰ میلیون نفر برسد .ایران در این ماجرا کجا خواهد ایستاد: پیشبینیهای فصلی (آوریل ۲۰۲۶ تا مارس ۲۰۲۷) نشان میدهد النینو مازاد بارش قابلتوجهی در کریدور شمالی ترکیه-سوریه-عراق-ایران تا اوایل ۲۰۲۷ ایجاد میکند (ISCIENCES) ، اما شرایط در مرکز و شرق ایران به سمت کمبود شدید تا استثنایی آب تغییر میکند (ISCIENCES) . یعنی الگویی دوگانه: بهبود نسبی بارش در غرب/شمالغرب، تشدید خشکسالی در مرکز و شرق کشور.#ایران#النینو #امنیت_غذایی 🆔@azambahramiran
برندگان در تنگه هرمزاین یک یادداشت مهم است به گمان من که نشان میدهد چطور کشورهای همسایه ایران از شرایطی که حکومت از رنج و تعلیق و ناامنی به ایران تحمیل کرده سودهای ماندگار ناممکن در شرایط عادی کشب میکنند:از فوریهی ۲۰۲۶، در پی درگیری نظامی آمریکا/اسرائیل با ج.ا، سپاه تنگهی هرمز را عملاً مسدود اعلام کرد. پیش از جنگ، حدود ۲۰٪ از عرضهی جهانی نفت از این تنگه عبور میکرد و تولید کشورهای اوپک از آغاز جنگ بیش از ۳۰٪ کاهش یافته است.برندهی اول: امارات متحدهی عربیامارات در حال ساخت خط لولهی دومی به بندر فجیره برای دور زدن تنگهی هرمز است که ظرفیت صادراتیاش را تا سال ۲۰۲۷ دو برابر میکند. تولید نفت امارات در ژوئن به رکورد ۴٫۱ میلیون بشکه در روز رسید . دقیقاً در حالی که رقبای منطقهای با کاهش تولید دستوپنجه نرم میکنند. به گفتهی تحلیلگران، عربستان و امارات به دلیل موقعیت جغرافیاییشان که امکان دور زدن هرمز و فروش همزمان به بازارهای بزرگ آسیا را میدهد، در این بحران قویترشدند.برندهی دوم: عربستان سعودی است که هم در نفت، هم در انرژی هستهای برد کرد.در بخش نفت، عربستان در حال بررسی گسترش خط لولهاش به دریای سرخ تا ۲ میلیون بشکه در روز است و خط لولهی شرق-غرب آن یکی از دو «شیر اطمینان» اصلی بازار جهانی طی این جنگ بوده. اما نکته مهمتر برای تحلیل من، قرارداد جدید و بسیار تازهی هستهای این کشور است: وزیر انرژی آمریکا و وزیر انرژی عربستان در ۲۲ جولای ۲۰۲۶ توافق همکاری هستهای صلحآمیز را امضا کردند که زمینهساز مشارکتی چندیندهساله و چندمیلیارد دلاری خواهد بود. این قرارداد درست در بحبوحه جنگ ایران امضا شده، در حالیکه عربستان و سایر متحدان منطقهای بیشترین آسیب را از حملات ایران متحمل شدهاند. و ج.ا با خاکستر و جنازه ای روی دست مانده در موضوع هسته ای مواجه است. این همزمانی بهوضوح نشان میدهد که واشنگتن، تقویت زیرساخت انرژی متحدان خلیج فارس را بهعنوان بخشی از پاسخ راهبردی به بحران هرمز در دستور کار قرار داده است. در بلند مدت و میان مدت. بازندهدر کوتاه مدت,اما سرمایهگذار بلندمدت: عراقاین به نظر من واقعا جالب بود که عراق بهعنوان دومین تولیدکننده بزرگ اوپک، بیشترین ضربه را خورده چون عمدتاً از طریق بندر بصره صادر میکند و گزینهی جایگزین محدودی دارد. تولیدش در ژوئن به ۱٫۹ میلیون بشکه در روز رسید، در برابر ۴٫۲ میلیون بشکه پیش از جنگ (کاهش بیش از ۵۰٪).اما دقیقاً همین آسیبپذیری، عراق را به کانون یک موج جدید و مهم سرمایهگذاری بزرگ آمریکایی تبدیل کرده: کنسرسیومی متشکل از شورون (آمریکا)، شرکت TI Capital مستقر در لسآنجلس، و برادران قطری-سوری الخیاط، طرحی برای بازسازی خط لولهی قدیمی عراق به بندر بانیاس سوریه در مدیترانه دارند. پروژهای با پشتیبانی آمریکا. همزمان، عراق پروژهی دیگری را با شرکتهای آمریکایی برای انتقال نفت بصره به بندر جیهان ترکیه دنبال میکند. و این به نقش نوظهر دیگری منجر شد:نقش نوظهور ترکیهترکیه در مارس ۲۰۲۶ پیشنهاد داد خط لولهی کرکوک-جیهان را تا بصره گسترش دهد. طرحی که یک کریدور کامل صادراتی مدیترانهای میسازد و وابستگی عراق به هرمز را بهشدت کاهش میدهد. این ترکیه را به یک هاب ترانزیت انرژی نوظهور تبدیل میکند.حالا شما بگویید چه کسانی از این بحران خورد کننده برای ایران بهره بردند و چه سرنوشتی در پازل قدرت انرژی جهان منتظر ماست؟ حالا برید طبل بزنیدکه بزن که خوب میزنی!!🆔@azambahramiran
هموطن عزیزم شعور داشته باش و فکر نکن باغ و مزرعه دیگران و جنگل و رود، ارث پدرت است. همه جا را به آتش کشیدند و تا توی حلق دریاچه های بالای کوه، ماشین و باند و دم و دستگاه عرقتان را بردید و جز آشغال و آتش و تخریب کوچکترین اثری نداشتید.چون حکومت کمر به نابودی ایران بسته دلیل نمیشود شما هم همدست آنها شوید. به زیستمندان سرزمینی که ادعای عشق به آن را دارید و برایش گلو پاره میکنید رحم داشته باشید. #گردشگری_باضابطه🆔@azambahramiran
بیایید ببینید صیادان عزیز ما چقدر باشعور و مسئول اند.حال دلتان را خوب میکند ابن احساس مسئولیت و شادی آزادی هم برای آنکه آزاد شد و هم برای آنکه طعم و حس آزاد کردن موجودی دیگر را شنید.#خلیجفارس #هرمزگان🆔@azambahramiran
رنج اش مال زنان و کودکان است ولی مدیریتش کاملا مردانه:در ۷۰٪ خانوارهای فاقد دسترسی مستقیم به آب، این زنان و دختران هستند که مسئول آبیاریاند,سهمی نزدیک به سه برابر مردان. در سطح جهانی، این بار زمانی به رقمی کلان میرسد: زنان و دختران روزانه مجموعاً ۲۵۰ میلیون ساعت صرف آبآوری میکنند. بیش از سه برابر مردان و پسران. در سطح جهانی زنان کمی بیش از یکپنجم نیروی کار بخش آب را تشکیل میدهند، با حضوری بهمراتب کمتر در نقشهای رهبری و تصمیمگیری فنی راهبردی، و در آفریقا تنها یکی از یازده سازمان آب فرامرزی توسط زنی مدیریت میشود. #زنان🆔@azambahramiranرنج اش مال زنان و کودکان است ولی مدیریتش کاملا مردانه:در ۷۰٪ خانوارهای فاقد دسترسی مستقیم به آب، این زنان و دختران هستند که مسئول آبیاریاند,سهمی نزدیک به سه برابر مردان. در سطح جهانی، این بار زمانی به رقمی کلان میرسد: زنان و دختران روزانه مجموعاً ۲۵۰ میلیون ساعت صرف آبآوری میکنند. بیش از سه برابر مردان و پسران. در سطح جهانی زنان کمی بیش از یکپنجم نیروی کار بخش آب را تشکیل میدهند، با حضوری بهمراتب کمتر در نقشهای رهبری و تصمیمگیری فنی راهبردی، و در آفریقا تنها یکی از یازده سازمان آب فرامرزی توسط زنی مدیریت میشود. #زنان🆔@azambahramiran
یک گزارش بسیار مهم منتشر شده در پیوند زنان و مدیریت آب:بررسی گزارشهای معتبر جهانی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که ادبیات بینالمللی از «زنان بهعنوان گروه آسیبپذیر در بحران آب» عبور کرده و به «زنان بهعنوان بازیگران کلیدی حکمرانی آب» رسیده است. مهمترین سند در این زمینه، گزارش توسعه منابع آب جهان سازمان ملل (UN World Water Development Report 2026) است که برای نخستین بار پیوند میان برابری جنسیتی، کیفیت حکمرانی آب و تابآوری منابع آبی را بهصورت مستقیم صورتبندی میکند.جای خالی زنان در مدیریت منابع آب؛ از مسئله عدالت تا ضرورت حکمرانیگزارش ۲۰۲۶ سازمان ملل با عنوان «آب برای همه: حقوق و فرصتهای برابر» تأکید میکند که بحران آب صرفاً ناشی از کمبود منابع یا ضعف فناوری نیست، بلکه ریشهای نهادی و حکمرانی دارد. یکی از مهمترین این کاستیها، حذف یا کمرنگ بودن حضور زنان در سطوح تصمیمگیری، برنامهریزی و مدیریت منابع آب است. حدود ۲.۱ میلیارد نفر هنوز به آب آشامیدنی ایمن دسترسی ندارند.زنان و دختران جهان روزانه حدود ۲۵۰ میلیون ساعت را صرف جمعآوری آب میکنند. زمانی که میتوانست صرف آموزش، اشتغال یا مشارکت اجتماعی شود.اما نکته مهم گزارش این است که این آمار صرفاً نشانه نابرابری نیست. بلکه بیانگر آن است که گروهی که بیشترین تجربه عملی از مدیریت آب در زندگی روزمره دارد، کمترین سهم را در سیاستگذاری و مدیریت رسمی این حوزه دارد.چرا حضور زنان برای مدیریت آب ضروری است؟گزارشهای سازمان ملل، یونسکو و نهادهای همکار در سال ۲۰۲۶ چهار دلیل اصلی ارائه میکنند:1️⃣دانش تجربی زنان بخشی از سرمایه مدیریتی آب است.زنان در بسیاری از کشورها مسئول اصلی تأمین، مصرف و مدیریت آب در خانواده و کشاورزی خرد هستند؛ بنابراین حذف آنان از فرایند تصمیمگیری به معنای نادیده گرفتن بخش بزرگی از دانش محلی است. 2️⃣حکمرانی فراگیر، کیفیت تصمیمات را افزایش میدهد.گزارش تأکید میکند که مشارکت برابر زنان موجب سیاستهای پاسخگوتر، توزیع عادلانهتر خدمات و مدیریت پایدارتر منابع آب میشود. مسئله صرفاً عدالت جنسیتی نیست؛ بلکه کارآمدی نظام حکمرانی است. 3️⃣تغییر اقلیم شکافهای جنسیتی را تشدید میکند.خشکسالی، کاهش منابع آب و مخاطرات اقلیمی بیشترین فشار را بر زنانی وارد میکند که مسئول تأمین آب خانواده هستند. بنابراین بدون حضور آنان در برنامهریزی سازگاری با تغییر اقلیم، سیاستها اثربخشی کمتری خواهند داشت.4️⃣تحقق اهداف توسعه پایدار وابسته به برابری جنسیتی است.گزارش تصریح میکند که دستیابی به هدف ششم توسعه پایدار (SDG6) بدون پیشرفت همزمان در هدف پنجم (برابری جنسیتی) ممکن نیست. برابری جنسیتی یک سیاست جانبی نیست، بلکه پیششرط مدیریت پایدار آب است. گزارشها تاکید میکنند:⬅️حضور محدود زنان در سطوح عالی مدیریت وزارتخانهها، سازمانهای حوضه آبریز و شرکتهای آب کاملا مشهود است.⬅️کمبود دادههای تفکیکشده بر اساس جنسیت درباره اشتغال، مدیریت و بهرهبرداری از منابع آب برنامه ریزی برایش را دشوار میکند.⬅️نبود سیاستهای «حساس به جنسیت» در برنامهریزی منابع آب.⬅️مشارکت نمادین زنان در شوراها و کمیتههای آب، بدون نقش واقعی در تصمیمگیری.🆔@azambahramiran
وضعیت آتشسوزی #دراک شیرازحریق از ارتفاعات کوه دراک آغاز شد و به دلیل وزش باد، پوشش گیاهی خشک و صعبالعبور بودن منطقه به سرعت گسترش یافت.عملیات اطفای حریق حدود ۲۲ تا ۲۳ ساعت طول کشید.بیش از ۱۰۰ تا ۱۳۰ نفر شامل آتشنشانان، نیروهای منابع طبیعی، نیروهای مردمی و داوطلبان در مهار آتش مشارکت داشتند.برای مهار آتش از بالگرد نیز استفاده شد.علت دقیق وقوع آتشسوزی همچنان در دست بررسی اعلام شده است.آمارهای رسمی روندی کاهشی را نشان نمیدهند.طبق گزارش سازمان منابع طبیعی:در برخی مقاطع سال ۱۴۰۳، تعداد آتشسوزیها ۲۷ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته است.مساحت مناطق سوخته نیز در همان بازه حدود ۲۲۹ درصد افزایش داشته است.همچنین گزارشهای رسمی نشان میدهد:سالانه حدود ۲ تا ۳ هزار فقره آتشسوزی در جنگلها و مراتع کشور رخ میدهد. #آتشسوزی_جنگلها🆔@azambahramiran
جنوب ما و جنوب شماسالهاست جنوب ایران زیر دو نگاه زندگی کرده: نگاهی که آن را نمیبیند، و نگاهی که فقط وقت جنگ به یادش میافتد.اهواز روی دریایی از نفت نشسته و هوایش را نفس نمیشود کشید. هورالعظیم، تالابی که زمانی روستاهای اطرافش را زنده نگه میداشت، بیش از نود درصد خشکیده و حالا خودش منبع طوفانهای نمک و گرد و غبار است. بوشهر، میزبان بزرگترین میدان گازی کشور در عسلویه، تابستان ۱۳۹۴ رکورد یکی از بالاترین شاخصهای گرمای ثبتشدهٔ جهان را زد ,دمای محسوسی که از ۶۰ درجه هم گذشت,در حالی که همان منطقه هنوز از خدمات پایهٔ شهری محروم است. در سواحل بوشهر و هرمزگان، جزر و مدهای قرمز (شکوفایی جلبکی) بارها ماهیها را کشته و معیشت ماهیگیران بومی را نابود کرده، و در بندرعباس، آلودگی همزمان هوا و آب ناشی از پالایشگاهها و کارخانههای فولاد و سیمان، زندگی روزمرهٔ ساکنان را به بحرانی مزمن بدل کرده است.سیل سال ۱۳۹۸ در خوزستان خانهها را برد و بعد از آن، خبری هم از بازسازی نشد. بیکاری در بسیاری از شهرستانهای بوشهر، هرمزگان و خوزستان,با آنکه بخش عمدهای از ثروت نفت، گاز و تجارت خلیجفارس از همین استانها میگذرد. بهمراتب بالاتر از میانگین کشوری است. فرزندان ماهیگیرانی که صید دیگر کفاف زندگی نمیدهد، همراه خانواده به شهرهای دیگر کوچ میکنند تا در کارگاهها کار کنند. اینها آمار روی کاغذ نیستند. زندگی چند نسل است که در سکوت رسانهای و بیاعتنایی حکومتی گذشته.و حالا، در آستانهٔ جنگ، هم حکومت یاد جنوب افتاده، هم صدای مقاومت. یکی از «سرزمین مقاومت» میگوید، دیگری از «مردمی که باید در کنارشان بایستیم». اما هیچکدام از سالِ سیل و سالِ خشکسالی و سالِ بیکاری، همین لحن را نداشتند. جنوب برای هر دو، فقط وقتی «جنوب همه» میشود که به کار یک روایت بیاید.مسئله این است که جنوب امروز دو ویرانی را همزمان روی دوش میکشد: ویرانی جنگی که حکومت بر او تحمیل کرده، و ویرانی سالها توسعهنیافتگی سیستماتیک که پیش از جنگ، همان حکومت بر او تحمیل کرده بود. این دو ویرانی از هم جدا نیستند. جنگ فقط لایهٔ تازهای است روی زخمی که سالها باز مانده. و برای مردمی که خانهشان را سیل برده، هوایشان را آلودگی، آبشان را خشکسالی، و آیندهشان را بیکاری، دیگر نه تاب دفاع از یک جنگ تازه هست، و نه تاب بازگشت به همان زندگی ویران و ابتدایی که پیش از جنگ داشتند. جنوب میان این دو رها شده است .نه ایستاده در جنگ، نه بازگشته به صلحِ ویرانهاش، فقط رهاشده.این یادداشت برای این نوشته شده که این تفاوت را روشن کند: جنوبی که ما میشناسیم، با جنوبی که یکشبه در شعارها ظاهر میشود، یکی نیست. مردم جنوب پیش از اینکه سرباز یک جبهه باشند، صاحب حق داشتن آب، هوا، و آیندهاند. حرفزدن از جنوب، بدون بهرسمیتشناختن این سالها بیاعتنایی، فقط تکرار همان بیاعتنایی است، اینبار با لحنی بلندتر و سانتیمانتال تر.#جنگ #جنوب🆔@azambahramiran
*دعوت به همکاری تشکلها در دوره تخصصی تاریخ محیط زیستی ایران**کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان* ، دورهای تخصصی با عنوان *«تاریخ محیط زیستی ایران: از جهانبینی ایرانی تا دولت توسعهگرا»* را برگزار میکند. این دوره با تدریس دکتر مهدی رفعتیپناه مهرآبادی، پژوهشگر و مترجم حوزه تاریخ و محیط زیست، به بررسی ریشههای تاریخی کمآبی، فرونشست، تخریب جنگلها و دیگر بحرانهای زیستمحیطی ایران میپردازد و بر نقش دولتهای مدرن، سیاستهای توسعه و الگوهای حکمرانی در شکلگیری وضعیت کنونی تأکید دارد. گفتنی است زمان و مکان برگزاری دوره متعاقباً اعلام میشود. به گزارش دبیرخانه کمپین حمایت از زاگرس مهربان، ایران امروز با مجموعهای از بحرانهای محیط زیستی همچون کمآبی، فرونشست زمین، خشکشدن تالابها، تخریب جنگلها، بیابانزایی، آلودگی هوا و کاهش تنوع زیستی مواجه است. این مسائل معمولاً از منظرهای فنی، مهندسی یا مدیریتی بررسی میشوند؛ در حالی که بسیاری از ریشههای این بحرانها در فرآیندهای تاریخی، الگوهای حکمرانی، شیوههای سیاستگذاری و نوع رابطه جامعه ایرانی با طبیعت نهفته است. بر همین اساس، درک عمیق این چالشها نیازمند رویکردی تاریخی و میانرشتهای است که پیوند میان دولت، جامعه، فرهنگ و محیط زیست را در بستر زمان آشکار سازد.این دوره در چهار جلسه تخصصی طراحی شده است. جلسه نخست به «طبیعت در اندیشه ایرانی» از اسطوره تا اخلاق محیط زیستی میپردازد و مفاهیمی چون فلسفه ادغام و طرد، کیهانشناسی ایرانی، عناصر چهارگانه و مفهوم «اَشَه» (نظم کیهانی) را بررسی میکند. جلسه دوم با عنوان «دولت مدرن، توسعه و خواناسازی طبیعت در دوره پهلوی»، با بهرهگیری از نظریه دولت خواناساز جیمز اسکات، به برنامههای عمرانی، اصلاحات ارضی، سدسازی و ظهور نهادهای رسمی حفاظت محیط زیست میپردازد. جلسه سوم به «جمهوری اسلامی، توسعه و زیستسیاست محیط زیستی» اختصاص دارد و با استفاده از مفهوم زیستسیاست در اندیشه میشل فوکو، سیاستهای توسعه، انتقال آب و چالشهای حکمرانی محیط زیستی در ایران معاصر را تحلیل میکند. جلسه چهارم نیز به «جامعه مدنی، آموزش و آینده محیط زیست ایران» میپردازد و نقش کتابهای درسی، دانشگاهها، سازمانهای مردمنهاد و کنشگری محیط زیستی را بررسی میکند.*مدرس این دوره، مهدی رفعتیپناه مهرآبادی، از پژوهشگران و مترجمان شناختهشده در حوزه تاریخ و محیط زیست است. وی مؤلف کتابهایی چون «توسعه و تخریب: بررسی سیاستهای محیط زیستی دولت طی برنامههای عمرانی (۱۳۵۷-۱۳۲۷)»، «چارچوبی برای تفسیر و نقد متن تاریخ» و «تاریخ شهرهای شمال فارس در دوران اسلامی» است و ترجمه کتابهای مرجعی چون «تاریخ محیط زیستی» نوشته جی دانل د هیوز و «سیاست زمین: گفتمانهای محیط زیستی» از جان اس درایزک را نیز در کارنامه دارد.*دوره با هدف آشنایی شرکتکنندگان با تاریخ محیط زیستی ایران، تحلیل پیامدهای محیط زیستی برنامههای توسعه و عمران، شناخت ظرفیتها و محدودیتهای سازمانهای مردمنهاد، و تقویت نگاه تاریخی و انتقادی به مسائل محیط زیستی طراحی شده است. در پایان دوره، شرکتکنندگان قادر خواهند بود ریشههای تاریخی بسیاری از بحرانهای کنونی را شناسایی کرده و نقش دولت، جامعه مدنی و آموزش را در شکلدهی به آینده محیط زیست ایران ارزیابی کنند.*از تمامی تشکلهای محیط زیستی، سازمانهای مردمنهاد، گروههای دانشجویی و فعالان این حوزه دعوت میشود تا بهعنوان همکار یا حامی در برگزاری این دوره مشارکت داشته باشند. همکاری میتواند در قالب تولید محتوا، معرفی شرکتکنندگان، پشتیبانی رسانهای یا ارائه پیشنهادات تخصصی باشد.*علاقهمندان به ثبتنام، هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر میتوانند با شماره ۰۹۱۹۷۱۵۹۰۲۱ (دبیرخانه کمپین) تماس بگیرند. زمان و مکان دقیق برگزاری دوره متعاقباً از طریق کانالهای اطلاعرسانی کمپین اعلام خواهد شد. aposhlog.ir/%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%aa-%d8%…