"شعرِ مشارکتی یا همسرایی"در اغلبِ رشتههای هنری میتوان نمونههایی از آثار را برشمرد که با همکاری…
انتشار: 2026/07/11 04:16 UTCدریافت: 2026/08/15 03:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:19 UTC
"شعرِ مشارکتی یا همسرایی"در اغلبِ رشتههای هنری میتوان نمونههایی از آثار را برشمرد که با همکاری دو یا چندتن آفریدهشده. گمانمیکنم مشهورترین نمونههای این همکاری را باید در عالمِ موسیقی و آثارِ دوصدایی یا چندصدایی جُست. در شعرِ فارسی اما کهنترین نمونه شاید همان ماجرای احتمالاً افسانهای چگونگیِ راهیافتنِ فردوسی به دربارِ محمود، با سرودنِ مصراعِ "مانند سنانِ گیو در جنگِ پشن" در تکمیلِ یک رباعی باشد. در تاریخِ ادبیاتِ فارسی منظومههایی ناتماممانده (ازجمله منظومهای از وحشیِ بافقی) نیز سراغداریم که شاعر یا شاعرانی دیگر آن را به سرانجامرساندهاند. و این نمونهها جدااز حک و اصلاح یا تصحیح و تنقیحِ اساسیِ آثارِ شاعران از سوی دیگر شاعران یا منتقدان است. در شعرِ جهان ویرایشهای سختگیرانهی ازرا پاوند بر "سرزمینِ بیحاصلِ" الیوت مشهور است؛ در شعرِ امروزِ فارسی نیز نمونهی بارزِ آن، قطعهای از شاملو است که سطرهایی از آن را نیما (در مقامِ استاد) ویرایشکرده و حتی بخشهایی از آن را سرودهاست. ضمناً حسابِ اشعارِ مشارکتی یا دوشاعره و گاه چندشاعره، جدا از دفترهایی است که گاه ممکن است دو یا چند شاعر با قطعاتِ شخصی در دفتری واحد منتشرکنند؛ برجستهترین نمونهی آن هم "ترانهها/بالادهای غنایی" سرودهی کولریج و وردزورث است. گرچه اغلبِ قطعاتِ این مجموعه از آنِ وردزورث است اما قطعهی مشهورِ "دریانوردِ کهنسالِ" کولریج نیز در همین دفترِ مشترک آمدهاست. خواهران برونته (امیلی، شارلوت و آن) نیز مجموعهشعری را مشترکاً و با نام مستعار منتشرکردند؛ اثری که تنها دو نسخه از آن بهفروشرسید. بیستویک قطعه از این مجموعه سرودهی امیلی برونته بود (زن و ادبیات، گزینش و ترجمهی منیژه نجم عراقی و همکاران، نشر چشمه، ۱۳۸۲، ص ۳۹۴). در ایران نیز صدرالدین الهی و غ. تاجبخش مجموعهای مشترک با عنوانِ "خار" منتشرکردند. در عالمِ داستاننویسی نیز "شبهای مِدان"، مجموعهداستانی مشارکتی است نوشتهی امیل زولا و همفکرانش، در گروهِ "مِدان"*.در شعرِ امروز مشهورترین قطعاتِ دوشاعره در دفترهای یدالله رویایی نمونهدارد. دلتنگیهای ۵ و ۶ را رویایی و فروغ باهم سرودند و رویایی در توضیح آورده: "چقدر بدبختم من که هنوز ماندهام تا در این جهان بنویسم که دلتنگیهای ۵ و ۶ را با فروغِ آنجهانی، با هم ساختهبودیم" (انتشاراتِ روزن، ۱۳۴۶، ص ۱۱۴). رویایی در یادداشتی دربارهی قطعهای در دفترِ "دریاییها" نیز یادآورشده: "سطرِ آخرِ صفحهی ۶۷ و سه سطرِ اولِ [صفحهی] ۶۸ از فروغ است" (انتشاراتِ روزن، ۱۳۴۷، ص ۷۸):"دلتنگیِ ۶""شب در گریزِ اسبِ سیاه/ یک صف درخت/باقیمیمانَد/ در چهار کهکشانِ نعل/ یک صف درخت/ بیشیهه میگذشت/ رگِ بریده دهان باز کرد و ریخت/ افقِ دراز/ دراز/ درازِ لختهلخته، درازِ مذاب/ زنی در اصطکاکِ رانهایش/ گُر میگرفت/ ستارهای رسیده در تهِ خود چکهکرد/ صدایی از سرعت پرسید: کجا؟/ کجا؟/ اما جواب/ گذشتن بود/ و در گریزِ اسبِ سیاه/ سرعت پیادهمیرفت/ سرعت صفِ درخت بود که میماند" (دلتنگیها ۸_۲۶). نمونهی برجستهی دیگر از این شاید که بتوانگفت "همسرایی" یا "باهمسرایی" را در قطعهای نُهسطری از اسماعیلِ شاهرودی، هوشنگِ بادیهنشین و یدالله رویایی، میتواندید. تفاوتِ این قطعه با نمونههای مشابه در آن است که اینجا نیز مانندِ نمونههای مشارکتیِ فروغ و رویایی (در "دلتنگیها") پیدا نیست کدامیک از شاعران کدامین سطر را سروده:"توکلتُ علیالله"- مردِ ماهیگیر با نجوای بسمالله- قایقِ خود را بسانِ قایقِ خورشید- روی ناهموارِ موج آهستهمیرانَد- دستهایش میسراید آیتالکرسی به هر آمد-شدِ پارو- و نگاهش میدهدپرواز صدها مرغِ سبزِ بادها را در فضای قصرهای موج- آفتابِ گرم را با جلوهی هر یاد میخوانَد- آفتاب اما نمیداند که مردی هست و موجی از توکلتُ علیالله در سرش سرشارِ ماهیها- وینک آیا در درونِ تورِ ماهیگیر- حسرتِ صد ماهیِ چالاک میماند؟(اسماعیلِ شاهرودی، مجموعه اشعار، انتشاراتِ نگاه، ۱۳۹۰، صص ۱-۳۴۰).* عنوانِ گروه؛ و دراصل نامِ مِلکی از امیل زولا که ناتورالیستها در آن گردهممیآمدند.@azgozashtevaaknoon