🔴 ۲۸ تیر سالروزسیمین بهبهانی؛ وجدان منظوم یک ملتسیمین خلیلی یا آنگونه که دوستداران شعر و هنرش او…
انتشار: 2026/07/18 19:56 UTC
🔴 ۲۸ تیر سالروزسیمین بهبهانی؛ وجدان منظوم یک ملتسیمین خلیلی یا آنگونه که دوستداران شعر و هنرش او را میشناسند -سیمین بهبهانی- شاعر و غزلسرای معاصر ایرانی است که در ۲۸ تیر ۱۳۰۶ در تهران متولد شد.سیمین در دنیای مردانه ادب ایران از معدود صداهای اصیل زنان در نسل خود است و از این جهت از پروین متمایز میشود چرا که صدای زنانه در شعر سیمین رساتر و روشنتر است.سیمین بهبهانی را به عنوان یک فعال اجتماعی نیز میشناسند که دغدغههایی چون عدالت، وطندوستی، حقوق زنان و آزادی بیان داشته است. سیمین اگرچه در جوانی به دلیل روحیه عدالتخواه خود به حزب توده پیوست اما بعدها نقدهایی جدی به عملکرد این حزب داشت.سیمین به عنوان یک زن به مسائل زنان جامعه نیز همواره نگاهی ویژه داشته است. شعر نغمه روسپی یکی از شعرهای قدیمی اوست که آن را تقدیم می کند به «مردان بداقبالی که در فرار از خانه عذابآور خود، مکان امنی نزد زنانی بد اقبالتر از خودشان جستجو می کنند».او در این شعر تلاش میکند شرایط نامناسب یک زن روسپی را به تصویر بکشد:... آه ، این کیست که در میکوبد؟ همسر امشب من میآید !وای، ای غم، ز دلم دست بکش کاین زمان شادی او میباید !لب من - ای لب نیرنگ فروش - بر غمم پردهیی از راز بکش !تا مرا چند درم بیش دهند، خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش!او در شعر دیگری به نام فعل مجهول از زبان دختری دانشآموز میگوید که چگونه پدرش خواهر را کتک میزند و مادر را از خانه بیرون میکند. خانه ای که در آن آسایشی نیست:...فعل مجهول فعل آن پدریست که دلم را ز درد پر خون کردخواهرم را به مشت و سیلی کوفت مادرم را ز خانه بیرون کرد...سیمین در شعری به برابری مرد و زن میپردازد و میگوید که مرد و زن نیمه یکدیگر هستند و مردان را خطاب قرار میدهد که کسی بر دیگری برتری ندارد:لاف ز برتری كم زن، سنگ برابرت هستيمتير بر ما چه میباری؟ نيمه ديگرت هستيمخالق اين جهان ما را واسطه كرد در خلقحرمت ما نگه میدار خالق و مادرت هستيم...بهبهانی بعد از پیروزی انقلاب ایران در سال ۵۷ و در فضای خاص آن روزها هم از بیان دغدغههای خود به شکل شعر چشم پوشی نکرد. فردای پیروزی انقلاب و هنگامی که جمعی از وابستگان حکومت قبلی بر بالای پشت بام مدرسه علوی اعدام شدند، سیمین از هراس خود برای انحراف انقلاب از خط مردمی سرود:نمیتوانم ببينم جنازهای بر زمين استكه برخطوط مهیبش، گلولهها نقطهچين است.و در هنگامه جنگ ایران و عراق نیز جانبازان و آسیب دیدگان جنگ را فراموش نکرد و برای آنها هم شعر نوشت:شلوار تاخورده دارد مردی که یک پا نداردخشم است و آتش نگاهش یعنی: تماشا ندارد!رخساره میتابم از او اما به چشمم نشستهبس نوجوان است و شاید از بیست بالا ندارد...بهبهانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ایران نیز از «همگرایی جنبش زنان» برای طرح مطالبات در انتخابات حمایت کرد: «بیانیهای به نام همگرایی جنبش زنان منتشر شد. پیام آن دعوت هر گروه از بانوان کشور به همگرایی جنبش زنان بود: دعوت به هماندیشی و همرایی برای تامین حقوق برابر زنان با مردان و پیوستن به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان. در این بیانیه به رئیس جمهور آینده تکلیف شده بود که برخلاف سنت پیشینیان خود، خواستههای بر حق زنان را برآورده سازد. واقعیت آفتاب بیرنگی است، اما حقیقت آن با هفت رنگ چهره مینماید. در عمل بیرنگی آفتاب کارساز ماست. خواه و ناخواه، در آینده نزدیک، کسی به عنوان رئیس جمهور بر مسند تکیه خواهد زد. این واقعیت است. امضاکنندگان بیانیه همگرایی جنبش زنان از این واقعیت چیزی طلب کردهاند که اگر صورت پذیرد و به دست آید، حقیقت چهره میگشاید وآشکار میشود اما اگر ما به آن واقعیت دست نیازیده باشیم، به آن حقیقت نیز نخواهیم پیوست. ماییم که باید کمر همت ببندیم و فلک را به مراد خود بگردانیم. التماس نمیکنیم، مکلف میسازیم! حرمت خود میداریم، که "ما دانیم قدر ما"!».سیمین بهبهانی با وجود همه محدودیتها همیشه از آزادی و به ویژه آزادی بیان دفاع کرده است. او در جمع فعالان حقوق زنان از آرزویش برای آزادی در وطن میگوید: «بزرگداشت شاعران، نویسندگان و هنرمندان این مملکت روزی است که یک نویسنده در زندان نباشد؛ یک شاعر گرفتار نباشد؛ یک دانشجو در زندان نباشد؛ روزنامهنگاران ما آزاد باشند؛ قلمهای ما آزاد باشند؛ فقر و بدبختی و نکبت و خفقان از اینجا رخت بربسته باشد."@AzimiBijan1


