از زیستن بیتو مگو زیستن این نیستورهست به زعم تو، به تعبیر من این نیستاز بویش اگر چشم دلم را نگشاید…
انتشار: 2026/07/15 18:50 UTC
از زیستن بیتو مگو زیستن این نیستورهست به زعم تو، به تعبیر من این نیستاز بویش اگر چشم دلم را نگشایدیکباره کفن باد به تن، پیرهن این نیستیک چشم به گردابت و یک چشم به ساحلگیرم که دل اینست، به دریازدن این نیستتو یک تن و من یک تن از این رابطه چیزیعشق است ولی قصًهی یک جان دو تن این نیستعطریست در این سفرهی نگشوده هم امّاخون دل آهوی ختا و ختن این نیستسخت است که بر کوه زند تیشه هم امًابر سر نزند تیشه اگر کوهکن این نیستیک پرتو از آن تافته در چشم تو امّاخورشید من _آن یکتنه صد شبشکن_ این نیستزن اسوهی عشق است و خطرپیشه چنان ویسلیلای هراسنده! نه، تمثیل زن این نیست!#حسین_منزوى #سوئیس مگر خوده بهشت نیست؟






