ديشب داخل تا نصف شب مشغول كار بودم متوجه نبودم امروز صبح زود موتور نبردم از دم مترو مصلى كه رفتم تو…
انتشار: 2026/07/04 20:58 UTC
ديشب داخل تا نصف شب مشغول كار بودم متوجه نبودم امروز صبح زود موتور نبردم از دم مترو مصلى كه رفتم تو ياد آخرين عيد فطرى كه اومديم نماز افتادمجمعيت همون جمعيت بودشور و حرارت و اشتياق ديدن آقا همون بودهمه همون حس رو داشتن كه از بالا پله ها واسن آقارو ببيننبا همون حس و حال اومدم داخلولى به خودم اومدم ديدم همه سياه پوشيدنعكس آقارو كه ديدم زانوهام شل شدهمون گوشه نشستم به اندازه اين چهارماهى كه نتونسته بودم براش گريه كنم گريه كردم ...هنوز نفهميديم چه كسى رو از دست داديم ...هنوز نفهميديم ...

