.از دهان صندوق چوبی خاطرهای با دستهای عرق کردهمیریزد روی چینهای تقویم هنوز سبزآبی استو با پنجه…
انتشار: 2026/07/18 10:19 UTC
.از دهان صندوق چوبی خاطرهای با دستهای عرق کردهمیریزد روی چینهای تقویم هنوز سبزآبی استو با پنجههای گر گرفتهاشبر تپشهای آن تابستان میرقصدآن قدر نزدیک...که میشود مشت مشت توتهایی را چید که صدای رسیدنشان میچکد روی پشت بام کاهگل غروبآه ...غروب با بغلی پر از شعر دلتنگ که خالی از رقص صبح است و مه مه مهی با دامن دامن بغض که حتی نمیشود یک قدمی آن سال را دید و تو را در میان آن همهآواز جیر جیر #تیر پیدا کرد... ✍️ #زیبا_حسینی_جیرندهی☀️ #آن_تابستان🆔️ @ddelneveshtehayeman🆔️ @Bahar_Narenj_99




