✍ادامه..... یک نکته بسیار مهم به نظر مشکل اصلی را نباید صرفاً در افراد شورای کشاورزی جستوجو کرد؛ ب…
انتشار: 2026/08/23 03:21 UTCدریافت: 2026/08/23 03:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 03:40 UTC
✍ادامه..... یک نکته بسیار مهم به نظر مشکل اصلی را نباید صرفاً در افراد شورای کشاورزی جستوجو کرد؛ بلکه باید به طراحی نهادی شورا توجه کرد. یعنی سؤال اصلی این نیست که: «چه کسی در شورا خوب یا بد عمل میکند؟» بلکه سؤال اساسیتر این است: «چه ساختاری ایجاد کردهایم…❇️چرایی فقدان تشکل یابی کشاورزان شهر بجستان ✍این مسئله معمولاً یک علت واحد ندارد؛ ضعف تشکلیابی کشاورزان حاصل ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی و حتی تجربههای ناموفق گذشته است. اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، مهمترین دلایل اینها هستند:۱. غلبه منافع فردی بر منافع جمعیکشاورز معمولاً با مسئلهای فوری و فردی روبهروست: آب، نهاده، فروش محصول، قیمت و معیشت. بنابراین ممکن است بگوید «اول مشکل خودم را حل کنم» و ضرورت اقدام جمعی را کمتر ببیند.۲. بیاعتمادی به تشکلهاتجربه برخی تعاونیها و تشکلهای گذشته، اگر با ضعف مدیریتی، سیاسیشدن یا عدم تحقق وعدهها همراه بوده باشد، باعث میشود کشاورز نسبت به تشکل جدید هم با تردید نگاه کند.۳. نبود رهبران اجتماعی مورد اعتمادتشکل موفق فقط با اساسنامه و مجوز شکل نمیگیرد؛ به چهرههایی مورد اعتماد، پاکدست، توانمند و دارای قدرت گفتوگو با مسئولان نیاز دارد. نبود چنین افرادی یکی از موانع اصلی است.۴. پراکندگی کشاورزانکشاورزان از نظر نوع محصول، اندازه زمین، میزان سرمایه، دسترسی به آب و بازار و حتی منافع اقتصادی با یکدیگر متفاوتاند. این پراکندگی، رسیدن به یک مطالبه مشترک را دشوار میکند.۵. نگاه کوتاهمدت به جای نگاه توسعهایممکن است تشکل کشاورزی به جای اینکه درباره «آینده کشاورزی منطقه» تصمیم بگیرد، صرفاً به دنبال حل مشکلات روزمره مانند قیمت کود، آب یا خرید محصول باشد.۶. ضعف مهارتهای تشکلداریبسیاری از افراد متخصص کشاورزیاند، اما الزاماً مهارتهای مذاکره، شبکهسازی، مطالبهگری، مدیریت تعارض، جذب سرمایه و سیاستگذاری را ندارند.۷. ترس از هزینه و پیامد مشارکتبرخی کشاورزان تصور میکنند عضویت و فعالیت در تشکل، وقت و هزینه میگیرد ولی نتیجه ملموسی ندارد؛ بنابراین ترجیح میدهند کنار بایستند و منتظر نتیجه فعالیت دیگران باشند.۸. رقابت و اختلافات محلیدر جوامع کوچک، گاهی اختلافات شخصی، خانوادگی، محلی یا رقابتهای قدیمی وارد تشکل میشود و مسئله اصلی یعنی منافع مشترک کشاورزان را تحتالشعاع قرار میدهد.۹. وابستگی بیش از حد به دولتگاهی کشاورزان به جای اینکه خود را یک «بازیگر توسعه» بدانند، تشکل را ابزاری برای گرفتن امکانات از دولت تلقی میکنند. در چنین شرایطی تشکل از یک نهاد مطالبهگر و سیاستگذار به یک نهاد درخواستکننده تبدیل میشود.۱۰. ضعف اقتصادی تشکلاگر تشکل نتواند برای اعضایش مزیت اقتصادی واقعی ایجاد کند، انگیزه عضویت کاهش مییابد. تشکل باید بتواند مثلاً خرید نهاده، فروش محصول، بازاریابی، بیمه، سرمایهگذاری، آموزش یا ایجاد زنجیره ارزش را برای اعضا بهتر و ارزانتر کند.۱۱. نبود «مسئله مشترک» به عنوان محور اتحادبه نظراین یکی بسیار مهم است. برای شکلگیری تشکل قدرتمند، صرفاً گفتن اینکه «کشاورزان باید متحد شوند» کافی نیست. باید یک مسئله مشخص وجود داشته باشد که همه احساس کنند:اگر با هم اقدام نکنیم، این مشکل حل نخواهد شد.مثلاً «بحران آب»، «خامفروشی محصول»، «نبود صنایع تبدیلی»، «بازار فروش»، «تأمین نهاده» یا «توسعه زنجیره ارزش».اما یک نکته مهمتربه نظر برای شهری مانند بجستان، مسئله را نباید صرفاً اینگونه تعریف کرد که:«چرا کشاورزان تشکل ندارند؟»بلکه سؤال بنیادیتر این است:«چرا کشاورزان هنوز منافع مشترک خود را به یک قدرت جمعی برای توسعه کشاورزی تبدیل نکردهاند؟»این تغییر نگاه بسیار مهم است؛ چون هدف نباید صرفاً ایجاد یک «شورای کشاورزی» یا یک تشکل جدید باشد. هدف باید ایجاد یک نهاد توسعهای قدرتمند، مستقل و مورد اعتماد باشد که کشاورزان،، صاحبان صنایع تبدیلی، تجار ،و مسئولان را حول مسائل اصلی کشاورزی منطقه جمع کند✅«#کانال_بجستان_فردا » 👇🆔 @bajestanfarda

