جنگ و آینده ایراندکتر مصطفی قربانی/ بلوطستانیک پرسش اساسی برای افکار عمومی آن است که آیا با تداوم ج…
انتشار: 2026/08/13 08:03 UTCدریافت: 2026/08/13 15:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 15:51 UTC
جنگ و آینده ایراندکتر مصطفی قربانی/ بلوطستانیک پرسش اساسی برای افکار عمومی آن است که آیا با تداوم جنگ، ایران آباد باقی میماند؟ یا آیا تداوم جنگ سبب نابودی ایران نمیشود؟ در پاسخ به این قبیل سؤالها دو نوع پاسخ مطرح شده است: پاسخی که با کم توجهی به تبعات و خسارت های جنگ، خواهان تداوم جنگ به هر قیمتی است و حتی ارائهدهندگان آن منتقد جدی سیاستهای نظام در پذیرش آتشبس با آمریکا و تفاهمنامه اسلامآباد هستند. پاسخ دیگری که با برجسته کردن تبعات و خسارتهای جنگ، خواهان پایان جنگ و توافق به هر نحوی است و ارائهدهندگان آن حتی در مواردی منتقد پاسخهای موشکی ایران بوده و گاهی اوقات هم نظام را متهم به جنگطلبی میکنند. فراتر از این دو، اما راهبردها و سیاستهای نظام در قبال جنگ قرار دارد؛ بدین ترتیب که جمهوری اسلامی قبل از آغاز جنگ بهصورت جدی تلاش کرد تا مانع جنگ شود، اما نیک بهخاطر داریم که در هر دو دور، در اثنای مذاکرات بود که به ایران حمله شد و جالب آنکه برای جلوگیری از گرفتاری کشور در ورطه جنگ، نظام حتی حاضر شد تا در موضوع هستهای انعطافهایی منطقی نشان دهد. بنابراین، غیرمنصفانه است که کسی نظام را به جنگطلبی یا عدمتلاش برای عدمشکلگیری جنگ متهم کند. با این حال، بعد از آغاز جنگ، در هر دو مرحله و بهویژه در مرحله سومی که اخیراً شروع و هنوز هم معلوم نیست که به پایان رسیده است یا نه، با عبور دشمن از خطوط قرمز ایران، مواضع دشمن بهصورت مقتدرانه در هم کوبیده شد. در هر مرحله هم که دشمن تقاضای آتشبس کرده، نظام با وقوف به غیرقابلاعتماد بودن دشمن، اما این تقاضا را پذیرفته است. میتوان گفت که نظام با وقوف به تبعات جنگ، مایل به پایان یافتن آن است، اما هر بار طرف مقابل، با اصرار بر تحقق اهداف غیرقابل دسترساش در قبال ایران، بیش از آنکه درصدد حل مسأله با ایران باشد، درصدد تسلیم ایران بوده است. با توجه به آنچه گفته شد، حقیقتاً مشخص است که نظام هیچ تمایلی برای آغاز جنگ و تداوم آن نداشته و ندارد، اما چیزی که نظام اکنون بر آن اصرار دارد، نقد کردن دستاوردهای میدان و تثبیت معادلات جدیدی است که در سایه اقتدار دفاعی ایران خلق شده است. به بیان دقیقتر باید گفت که تداوم حملات موشکی ایران علیه مواضع دشمن بدین دلیل است که پس از انعقاد تفاهم اسلامآباد، آمریکاییها درصدد بودند تا با خودداری از انجام تعهدات خود طبق تفاهمنامه مذکور، تنگه هرمز را به هر نحو ممکن، با فشار یا با ایجاد کریدور جنوبی از سمت عمان و... باز کنند که در واکنش به این اقدام، ایران تنگه را بسته نگه داشت و باز شدن آن را منوط به تحقق شرایط هفتگانه خود در متن تفاهمنامه اعلام کرد. بنابراین، در اینجا نیز مقصر آغاز جنگ آمریکا بود که با عمل نکردن به تعهداتش انتظار داشت که ایران بدون کسب مابهازای لازم، تنگه هرمز را باز کند.حال پرسش مطرح شده را بار دیگر یادآوری میکنیم که آیا جنگ تأمینکننده منافع حال و آینده ایرانیان هست یا نه؟ در پاسخ، مبتنی بر آنچه در بالا گفته شد، باید به چند نکته اشاره کرد: این جنگ ماهیت تحمیلی دارد و هیچ انسان عاقلی اساساً از جنگ و خونریزی و تخریب استقبال نمیکند. برای جلوگیری از وقوع این جنگ و پایان آن، تلاشهای متعددی صورت گرفته، اما تاکنون موفق به پایان جنگ نشدهایم. در اینجا نیز مقصر نظام نیست، بلکه مقصر دشمنی است که حاضر به پذیرش مطالبات منطقی و بهحق ایران در مذاکرات نیست و حتی به تفاهمنامهای که خود آن را امضا کرده، پایبند نیست.میان تداوم جنگ و منافع مردم و آینده ایران اگرچه در نگاه ابتدایی، تعارض وجود دارد، اما با دقت در واقعیتهای دو قرن و بلکه پنج قرن اخیر ایران باید گفت که اگرچه جنگ تأمینکننده منافع ایرانیان نیست، اما اقتدار دفاعی بازدارنده قطعاً تأمینکننده منافع همه ایرانیان در حال و آینده است.در تمهیدی تاریخی باید گفت که از ابتدای دوره معاصر، آنچه که ابتدا به ساکن سبب انحطاط ایران و زوال قدرت و اقتصاد آن شد، ناتوانی ایران در حوزه دفاعی بود؛ بدین ترتیب که ایران در ابتدای دوره قاجار با شکست در برابر روسها، با معاهده تحمیلی «ترکمنچای» مواجه شد. مطابق با این معاهده، علاوه بر جدایی ۳۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران، تحمیل کاپیتولاسیون سیاسی بهنفع اتباع روس در ایران، تعیین رود ارس بهعنوان مرز مشترک ایران و روسیه، محکومیت ایران به پرداخت غرامت پنج میلیون تومانی و... کاپیتولاسیونی اقتصادی – تجاری به ایران تحمیل شد که طبق آن، واردات کالاهای روسی به ایران آزاد و مشمول پرداخت حداکثر پنج درصد عوارض گمرکی میشد. این در حالی بود که از کالاهای داخلی از مبدأ تبریز به مقصد تهران، در شش مقصد عوارض دریافت میشد.





