.🌦 @Barankavir🔴 «امتِ وسط»؛ از کرهٔ محلی تا پیتزای ناپلی✍️ علیرضا اباذری میکلایی📖 بر اساس آیهٔ قرآن…
انتشار: 2026/07/16 00:36 UTC
.🌦 @Barankavir🔴 «امتِ وسط»؛ از کرهٔ محلی تا پیتزای ناپلی✍️ علیرضا اباذری میکلایی📖 بر اساس آیهٔ قرآن که میفرماید: «وَجَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ» و نیز روایت شریف «خَيرُ الأُمُورِ أَوسَطُهَا»، «وسط» یا «میانه»، امری مبارک است. حتی در محاورات نیز مردم، «وسط» و «میانه» را پاس میدارند.🙂 اما میخواهم این بار، خلاف این قاعده سخن بگویم؛ اینکه ما، نسلِ وسط، میان سنتیها و مدرنها، چه بد مبتلا و گرفتار شدیم!👨👩👦 زمانی که دوران کودکیِ خود را سپری میکردیم، مادر، لب و لوچهاش را گاز میگرفت و میگفت: «آهسته صحبت کنید، آهستهتر راه بروید، صدای تلویزیون را کم کنید و...». چرا؟ چون پدر خواب است؛ مبادا با صدای بلندِ شما، سیمرغِ قافِ یقینش بپرد!🍗 موقعِ غذا، سرِ سفره، نخستین سهمِ ظرفِ غذا برای پدر بود؛ با هر آنچه بهتر بود. اگر مرغی ذبح میشد، رانش برای او بود و اگر گوسفندی، جگر و قلوهاش برای «آقاجون» تا صبحانهای به بدن بزند.👑 خلاصه، تمام برندینگهای سفره، از نیمرو گرفته تا تمام آپشنهای تاپِ خانه، هرچه بود، برای «آقایِ خانه» بود. آن روزها، در عالمِ کودکی، ما هم دلخوش میکردیم و روزی هزار بار بارفیکس میرفتیم تا زودتر بزرگ شویم و از مقامِ «آقازادگی» به مقامِ «آقایی» برسیم و لذتِ کائنات را به کام بکشیم!😅 اما حکایتِ ما، حکایتِ کسی شد که مادرش مریض بود؛ هم دلش زن میخواست و هم همیشه دعا میکرد:💭 «خدایا! مادرم بمیرد تا پدرم زنی بگیرد که آن زن، دختری داشته باشد و من هم دخترش را بگیرم!»🔄 روزگار چرخید؛ پدرِ سالم را به دیارِ باقی شتاباند و مادر، پس از مدتی، شوهری غولچماق اختیار کرد؛ با چند نرهغول که از زنِ قبلیاش به یادگار مانده بودند! آنها هر صبح، با یک تیپا بیدارش میکردند تا برود نانوایی و برایشان نانِ گرم بگیرد. این بینوا هم هر روز، موقع رفتن، میگفت:🤦♂️️ «خدایا! چه فکر میکردیم و چه شد؟»👨👧👦 حال و روزِ ما، نسلِ پنجاهیها، هم چنین شد. آن آرزوهای پدر شدن و خیالِ سلطنت، همه یکباره فرو ریخت.🤫 ما زمانی پدر شدیم که زنِ خانه، همیشه انگشتش به نشانِ سکوت، بر بینی و لب دارد و میگوید: «بچه خواب است!». صداها، از بیتالخلاء تا سرِ دروازه، تماماً «سایلنت» شده تا «گودزیلا» بیدار نشود!🍽️ از سکوتِ شبیه مرگ که بگذریم، سرِ سفره نیز آنچه حاکم است، میل و اشتهای همان پیتونهای خفته است!🌪️ خلاصه اینکه، ما چه فکر میکردیم و چه شد! نوبت به ما که رسید، آسمان تپید و خیر، شر شد.🌉 ما نسلِ سوختهٔ میان سنت و مدرنیتهایم؛ نسلی که روزی پاهایش از سرِ ادب، نزد بزرگترها جفت میشد؛ اما امروز، پاهای دراز و مساویِ فرزندانش، جایی برای نشستنِ خودش باقی نگذاشته است.🧈🍕 ما نه نسلِ «کرهخوردهایم» و نه توانِ «پیتزا خوردن» داریم. نه مدارکِ عالیهٔ ما برای والدینِ سنتیمان قابلِ درک بود و نه برای فرزندانمان قابلِ فهم.🤲 خدایا! از این مقدماتِ جاری در دنیا، لااقل تو حالوهوای این «امتِ وسط» را در عُقبی مراعات کن.🌦 بارانکویر 🇮🇷 @Barankavir




