از قشنگ ترین متن هایی بود کهخوندم :بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، بالاخره باید این را بلند بگویم…دیگر…
انتشار: 2026/07/29 18:27 UTC
از قشنگ ترین متن هایی بود کهخوندم :بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، بالاخره باید این را بلند بگویم…دیگر هیچ چیز مشترکی بین من و همسرم وجود ندارد.بیش از ۲۰ سال پیش، سر جلسهی آزمون ورودی رشتهی فلسفه با هم آشنا شدیم. جوان بودیم و بیتجربه. برخلاف توصیههای منطقی دیگران، خیلی زود ازدواج کردیم.بعد هم زندگی مسیر خودش را رفت و امروز انگار در دو دنیای کاملاً متفاوت زندگی میکنیم.او: بچهها، مدرسه، تدریس، علم، کوه، طبیعت، گربهها، فیلمهای درام.من: شرکتها، سرمایهگذاری، کسبوکار، شهر، بتن، سگها، فیلمهای کمدی.او: خلاق، همدل و رؤیاپرداز.من: تحلیلگر، عملگرا و متکی بر واقعیت.هیچ علاقهی مشترکی نداریم.هیچ سرگرمی مشترکی نداریم.حتی از دیدن یک ویدئوی اینستاگرامی هم با هم نمیخندیم.اگر از آن روانشناسهای برنامههای صبحگاهی تلویزیون بود، احتمالاً حکم پایان ازدواجمان را صادر میکرد. شاید دوستانمان هم منتظر باشند که بالاخره خبر طلاقمان را اعلام کنم.خب، پس اعلام میکنم…من امروز همسرم را بیشتر از بیست سال پیش دوست دارم.و وقتی شبها از چیزهایی برایم حرف میزند که هیچ علاقهای به آنها ندارم، با لذتی به حرفهایش گوش میدهم؛ لذتی که هیچ کتاب یا مشاور روابطی نمیتواند توضیحش دهد.چون در این بیست سال، چیزی را فهمیدم که برخلاف تمام چیزهایی است که رسانهها مدام به ما القا میکنند.علایق مشترک، ستون یک رابطه نیستند؛ فقط تزئینات آن هستند. آدمها با گذشت زمان، در مسیرهای متفاوتی حرکت میکنند و با سرعتهای متفاوتی رشد میکنند. این نشانهی خراب شدن رابطه نیست؛ این همان زندگی است.پایهی واقعی یک رابطه چیز دیگری است:اینکه خیر و خوشبختی طرف مقابل را حتی بیشتر از خوشبختی خودت بخواهی.نیازهای او را بر نیازهای خودت مقدم بدانی.بیشتر دوست داشته باشی ببخشی تا بگیری.اگر اینها نباشد، حتی اگر سلیقهی موسیقی، فیلم و تفریحتان کاملاً یکسان باشد، باز هم رابطهتان دوام نخواهد آورد.پس اگر شریک زندگیات کاملاً نقطهی مقابل توست، دست از تلاش برای تغییرش بردار. شاید دقیقاً همان تفاوتها راز ماندگاری رابطهی شما باشند.لازم نیست عاشق چیزهای یکسانی باشید.همین که ارزشهای مشترک، مقصدی مشترک، احترام به تفاوتها و توجهی عمیق به یکدیگر داشته باشید، کافی است.و در پایان، چیزی که تازه چند وقت پیش واقعاً درکش کردم…در تمام این ۲۰ سال، همسرم هر روز میتوانست انتخاب دیگری داشته باشد؛آدمی دیگر، زندگیای دیگر، دنیایی دیگر؛ دنیایی که شاید به کوههای او نزدیکتر از شهر بتنی من بود.اما او هر روز، دوباره همان انتخاب را کرد…من را.عشق چیزی نیست که فقط احساسش کنی؛عشق، انتخابی است که هر روز دوباره انجامش میدهی.من ۲۱ سال است که هر روز انتخابِ یک نفر بودهام و به این موضوع، واقعاً افتخار میکنم.@bayadbedoni

