الکساندر هر روز ساعتها کنار نوار نقاله میایستاد و زبالههای سرد و کثیف را از هم جدا میکرد. آن رو…
انتشار: 2026/07/31 11:43 UTCدریافت: 2026/08/01 07:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 07:17 UTC
الکساندر هر روز ساعتها کنار نوار نقاله میایستاد و زبالههای سرد و کثیف را از هم جدا میکرد. آن روز هم مثل همیشه خسته بود. ناگهان میان انبوه پلاستیکها و کاغذها، یک کیسه نایلونی سفید و دربسته توجهش را جلب کرد. وقتی کیسه را برداشت، سنگینیاش با بقیه زبالهها فرق داشت. او با کمک چاقو، گره کیسه را باز کرد و ناگهان با چشمان ترسیده یک گربه سیاه و سفید روبرو شد که کسی او را برای خفه شدن یا له شدن در دستگاه، آنجا رها کرده بود. الکساندر برای چند لحظه با تعجب و ناراحتی به حیوان نگاه کرد، گربه را در آغوش گرفت و از بقیه همکارانش خواست نوار نقاله را متوقف کنند. چند روز بعد الکساندر به عنوان «معاون افتخاری» در وزارت محیط زیست آن 10000 هزار روبل از طرف دولت روسیه به منطقه انتخاب شد و او اهدا شد.@bayadbedoni

