ای تشنه ای که شرح غمت در بیان نبودمارا به سخت جانی خود این گمان نبودناراحتم زیاد نماندم کنار توشم…
انتشار: 2026/06/28 04:35 UTC
ای تشنه ای که شرح غمت در بیان نبودمارا به سخت جانی خود این گمان نبودناراحتم زیاد نماندم کنار توشمر آمد و برای نشستن زمان نبودهر ناقه ای به غربت من گریه کرده استمانند من غریب دراین کاروان نبودای کاش در رکوع عقیق از تو میگرفتای کاش بین قافله ای ساربان نبودماندم چرا به زور کشیدند از تنتآخر لباس کهنه ی تو که گران نبودگفتم به آفتاب نتابد روی تنتشرمنده ام که روی تنت سایبان نبودبا لشگری برای سرت جنگ کرده امپس حق بده اگر که به جسمم توان نبوددیروز شش برادر کرار داشتمامروز دور خواهر تو جز سنان نبودآغوش من که هست چرا مانده ای به خاکجای تن تو برروی ریگ روان نبودای وای از این سفر که بدون تو میرومتنها شدن که حق من نیمه جان نبودباد صبا ببر به نجف روضه مراروضه بخوان که دخت علی در امان نبودما رسممان شهادت و از جان گذشتن استاما دگر اسیر شدن رسممان نبود#نــوكــر_نـوشـت:#حـسـیـن_جــانغمی بزرگ در دلم مرا عذاب میدهد تو را که میزنم صدا سنان جواب میدهد#صلیاللهعلیکياسيدناالمظلوميااباعبداللهالحسين سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،#روزيتون_زیارت_كـربلای_مـعـلـی#بهیادشهیدترورمحمدحسینیبهشتی#سالروزشهادتبهشتیوهفتادودوتنازیارانش#اللهمصلعلیمحمدوآلمحمدوعجلفرجهم📎 انتشار با #ذکر_منبع•┈••✾◆🍃🌺🌸🍃◆✾••┈•



