خاطره ای از #فرمانده_جهادبحث #شهادت که می شود #فاطمه_مغنیه می گوید: مادر من یک زن فوق العاده است. خ…
انتشار: 2026/07/08 12:38 UTC
خاطره ای از #فرمانده_جهادبحث #شهادت که می شود #فاطمه_مغنیه می گوید: مادر من یک زن فوق العاده است. خبر #شهادت بابا که رسید رفت و دو رکعت نماز خواند. همه ما را آرام کرد. بدون اینکه حرفی مستقیم به ما بزند وقتی دید در مواجهه با پیکر بابا بی تاب شده ایم خطاب به بابا گفت: الحمدلله که وقتی #شهید شدی کسی خانواده ات را به اسارت نگرفت و به ما جسارت نمی کند. همین یک جمله ما را آنقدر خجالت داد که آرام شدیم. بعد خودش رفت و وقتی مراسم تشییع برگزار می شد یک ساعت در قبری که برای بابا آماده کرده بودند ماند و قرآن و زیارت عاشورا خواند ...خبر #شهادت #جهاد را هم که شنید همین طور ....دلم سوخت وقتی دیدمش ... مثل #بابا شده بود ... خون ها را شسته بودند ولی جای زخم ها و پارگی ها بود ... جای کبودی و خون مردگی ها ...تصاویر #شهادت و بابا و #جهاد با هم یکی شده بودند و یک لحظه به نظرم رسید من دیگرنمی توانم تحمل کنم...بازمادرغیرمستقیم من ومصطفی را آرام کرد،وقتی صورت #جهاد را بوسید،گفت : ببین دشمن چه بلایی سر #جهادم آورده ....البته هنوز به ارباًاربا نرسیده..«لایوم کیومک یااباعبدالله»باز خجالت آراممان کرد.•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•



