خاطره ای شیرین از زبان مادر شهید مدافع حرم محمدرضا شیبانی مجد. 12/اسفند/1397زمانی که محمدرضا عروسی…
انتشار: 2026/07/08 15:26 UTC
خاطره ای شیرین از زبان مادر شهید مدافع حرم محمدرضا شیبانی مجد. 12/اسفند/1397زمانی که محمدرضا عروسی کرد، گفت من فقط با یک ماشین میرم دنبال عروس. کسی دنبال من راه نیفته.با خانواده ی عروس هم شرط کرد که فقط یه ماشین باشه.به همه سپرده بود که کسی حتی بوق هم نزنه برای عروسیش.مادر شهید میگه وقتی رسیدیم نزدیک خونه، یکی از فامیل به محمدرضا گفت لااقل بذار اینجا بوق بزنیم.شهید محمدرضا بهشون گفت: کسی بوق نزنه. جوانِ عذب (ازدواج نکرده) این اطراف هست، نمیخوام حسرت به دلش بمونه. نمیخوام کسی بفهمه من دارم عروس میبرم به خونه.الله اکبر از این نکته بینی و نکته سنجیِ شهید محمدرضا شیبانی•┈••✾◆🍃🌺🌸🍃◆✾••┈•



