شهدا شرمندهام... آری، در سکوتِ سنگین یادتان، سر به گریبان میشکنم. چه بگویم؟ چه توجیهی بتراشم برای…
انتشار: 2026/07/10 20:43 UTC
شهدا شرمندهام... آری، در سکوتِ سنگین یادتان، سر به گریبان میشکنم. چه بگویم؟ چه توجیهی بتراشم برای این همه غیبت ناخواسته، برای این همه فاصلهای که گاه از آرمانهایتان میگیرم؟ شما که با جانهای برکف، قامتِ تاریخ را راست نگه داشتید، من... گاهی در پیچوخم روزمرگی، گم میشوم. اما میدانم که رحمتتان، مثل آسمان، فراختر از خطاهای من است. میدانم که خون پاکتان، نه برای سرزنش، که برای بیداری ما بر زمین ریخت. پس امروز هم، با تمام سستیها و لغزشهایم، دوباره از نور راهتان روشنی میگیرم. دوباره سوگند یادآوری میکنم: زندهام تا ادامهدهندهٔ آرمانهایتان باشم، حتی اگر قدمهایم لرزان باشد. شرمسارم... اما بر میخیزم.•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•




