#خاطرات_شهید ●برای گرفتن مرخصی وارد چادر فرماندهی گردان شدم، #شهید_تورجی_زاده طبق معمول به احترام س…
انتشار: 2026/07/14 15:58 UTC
#خاطرات_شهید ●برای گرفتن مرخصی وارد چادر فرماندهی گردان شدم، #شهید_تورجی_زاده طبق معمول به احترام سادات بلند شد و درخواستم را گفتم ؛بی مقدمه گفت نمی شود،با تمام احترامی که برای سادات داشت اما در فرماندهی خیلـی جدی بود؛کمی نگاهش کردم،با عصبانیت از چادر بیرون آمدم و با ناراحتی گفتم:" شکایت شما را به مادرم حضرت زهرا(س) می کنم.●" هنوز چند قدمی از چادر دور نشده بودم که دوید دنبال من با پای برهنه گفت:" این چی بود گفتی؟" به صورتش نگاه کردم...خیس اشک بود. بعد ادامه داد:" این برگه ی مرخصی سفید امضا، هر چه قدر دوست داری بنویس ،اما حرفت را پس بگیر✍راوی :همرزم شهید تورجی زاده🌹#شهید_محمدرضا_تورجی_زاده 🌹#سالروز_ولادت..🌸🕊🌸•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•






