از همان ابتدا ما به پایان فکر میکردیم، در میدان بودیم و شبنامهها را در قالب وصیت مینوشتیم و راه…
انتشار: 2026/08/16 19:17 UTCدریافت: 2026/08/17 03:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 03:37 UTC
از همان ابتدا ما به پایان فکر میکردیم، در میدان بودیم و شبنامهها را در قالب وصیت مینوشتیم و راه میافتادیم... به به خط میشدیم و به خط میزدیم و یکی یکی میافتادیم... باید دوباره راهی میدان شویم و آماده رزمی دیگر باشیم. روزگار عجیبی شده است. همه چیز از ابتدا شروع میشود، همه قصهها و همه داستانهایی که سالها پیش تعریف کرده بودیم. مرزهای ایران خونین است، این مرزها را قرنها وهزارهها است که خون ایرانیها حفظ کرده و چه میشود کرد که تاخون ندهیم، تا جان ندهیم این مرزها امن نخواهند بود.به میدان فکر میکنم،به نبردی دیگر، به حماسهای ماندگارتر با نسلی که فرزند همان نسل جنگ هستند،شایدهم فرزندِ فرزند آنها.مابه روزهای نبرد فکر میکنیم در حالی که هنوز هم جای خالی فرمانده حس میشود وچه کسی جای او را پر خواهدکرد، ایرانیان دوباره در کدام میدان وارد نبردخواهندشد.همه چیز در التهابی تازه است، همه چیز در خطی سرخ به امتداد شهادت کشیده شده وهرکسی در این راه گام گذشت باید تا آخر برود،بدود و درنهایت جان بدهد..این سنت ما ایرانیها است و راه فراری از آن نداریم. قصه پردردما،ادامه دارد و همه ما سربازان این آب وخاک هستیم..
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- 🌷ب یاد شهیدان🌷 · تطابق دقیق — ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۱۴
- 🌷ب یاد شهیدان🌷 · تطابق دقیق — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۲۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند




