تصویری از خلبان شهید، مجید کاظمیتاریخ شهادت: ۱۰ اسفند/ حوالی پایگاه العدید قطر•┈••✾◆🍃🌺🌸🍃◆✾••┈•
انتشار: 2026/08/24 14:45 UTCدریافت: 2026/08/24 17:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 17:00 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — 🌷ب یاد شهیدان🌷
🖼 #لوح ▫️شهیدانی که خدمت به آستانش را نه تنها در حیات، که در ممات نیز ادامه میدهند.آنان که با دلشان جاروکش صحن بودند، با خونشان فرش ایوان شدند.شهادت، خدمت دوبارهای است به آستان آن حضرت و شهادتشان عطیهای است از سوی امام مهربانیها؛نامشان تا همیشه در صحن و سرای حرم جاری خواهد ماند.•┈••✾◆🍃🌺🌸🍃◆✾••┈•
محبت تجارت پایاپای نیست!چرتکه نیندازیم که من چه کردم و در مقابل تو چه کردی!بیشمار محبت کنیم...حتی اگر به هر دلیلی کفه ترازوی دیگران سبکتر بود ...#جملات_زیبا•┈••✾◆🍃🌺🌸🍃◆✾••┈•
🍃دست و پایم را گم کرده ام، #اشک چشمانم سبب شده دنیا را تار ببینم اما گویی عقربه های ساعت مسابقه گذاشته اند و زمان کمی مانده تا ۲۴ محرم الحرام؛ خورشید هم دل خون است و با بغض غروب می کند.🍃برای چندمین بار خواندم و برای چندمین بار خط به خط کتاب را گریستم. آه حاج عمار، زیر و رو کردی دل سیاهم را. #قصه_دلبری را خواندم و برای دلبری که بعد از تو در این دنیا جاماند گریستم. #عمار_حلب را خواندم و دلم جایی در بین الطلوعین حلب، زمان شهادتت جاماند.🍃خط به خط شهادتت #روضه بود.از خبر شهادتت بگویم که حال بچه های گروهت را دگرگون کرد. کسی آن طرف پشت بی سیم از حال رفت و وقتی خبر به ح.ا.ج ق.ا.س.م رسید گفت کمرم شکست. دلم پر کشید به عصر #عاشورا و ناله ی انکسرت ظهری ارباب.🍃از خانواده ات بگویم که یک ماه در دیار غربت چشم انتظار تو بودند و قاصدک خبر #شهادتت را برایشان برد و باهم برگشتید، پیکر تو و دل داغدار آنها. دلم سوخت برای کاروان اسرا و سرهای بالای نیزه...😓🍃از #معراج بگویم و آخرین خداحافظی که امیر حسین هشت ماه بر روی سینه ات نشسته بود و صورتت را نوازش می کرد.چقدر دلش برای بابا تنگ شده بود. دلم شکست به یاد دلتنگی های #رقیه برای حسین...🍃از همسرت بگویم که پیراهن مشکی روضه ات را برایت آورده بود. ناله میزنم به یاد پیراهن کهنه حسین و دل بی تاب زینب. امان از #وصیت های جامانده ات که باید اجرا میشد. کسی در قبر برایت روضه میخواند و سینه میزد و میگفت از حرم تا قتلگاه #زینب صدا می زند حسین دست و پا می زد حسین زینب صدا می زد حسین...😭🍃حاج عمار، نوش جانت شهادت .اصلا حیف بود شهید نشوی! سلام ما را هم به ارباب برسان اما فرمانده دلم گرفته، در هوای سنگین دنیای پرفریب نفس کم آورده ام. به قول خودت دنیا بازی ام داده. خسته ام و رمقی برایم باقی نمانده است. آقا محمد حسین برای دل مرده ام روضه بخوان! شاید زنده شد. شاید عاقبت بخیر شد...🌹#شهیدمحمدحسینمحمدخانی🌹تاریخ تولد : ٩ تیر ۱٣۶۴🌹تاریخ شهادت : ۱۶ آبان ۱٣٩۴🌹محل شهادت : حلب_سوریه 🌹مزار شهید : بهشت زهرا_قطعه۵٣•┈••✾◆🍃🌺🌸🍃◆✾••┈•
⚘﷽⚘رسیدیـم ڪربلا، رفتیـم حـرم حضـرت عبـاس، سینـہ زنـے و توسـل و دعـا...راه افتـادیـم سـمت حـرم امـام حسیـن، اونجـا هـم بـہ همیـن شکل، بلڪہ بیشتـر...بمانـد ڪہ توے بیـن الحرمیـن چقـدر خوندیـم و سینـہ زدیـم.نرسیـده بـہ هتـل، باز اومـد ڪہحاجے بیـا بریـم حـرم.سیـرے نداشٺ واقعـا عطشـان بودصبـح، ظهـر،شـب،سحـر ول نمےڪردمـدام میـومـد ڪہ بریـم حرم برامـون روضـہ بخـونگاهے قبـول نمیڪـردمبیشٺـر از این نمیڪشیـدمبا بچـہ هـا مےرفت و خـودش روضـہ مےخـوندشب حـرم بود، سحر مےرفتیـم، مے دیدیـم بـاز توے حـرم نشسـٺہجلـوش ڪم آورده بـودم اگـہ معـرفت نباشـہ، آدم نمیٺونہ این طـور عـرض ارادٺ ڪنہ خیلـے مہمـہ در جـوونی ایـن شڪلے عاشـق باشـےگـوشہ گـوشہ زندگیـش رو وصـل میـکرد بہ اهـل بیـت و امـام حسیـن (ع)در خصـوص گـریه صبـح وشـام براے امام حـسین (ع) صـحبت مےڪرد.وقٺے آب مےخورد یـاد امام حـسینمےافتاد. واقعـا از سـلامش احسـاس مےڪردم از روے عـادت نمےگـہ از ٺـہ دل سـلام میـگہ " یاحسین "بہروایٺدوسٺ #شہیدمحمدحسینمحمدخانے🌷•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
مرامهای خاص زیاد داشت اما بعضی چیز ها برایش قانون بود و خط قرمز داشت و یکی از آن خط قرمزها این بود: محمد حسین همیشه یکی از دیوارهای خوش اندازه که چشمخورش از بقیه جاها بیشتر بود را به عکس شهدا تعلق میداد و تو باید قبول میکردی که به واسطه عکس شهدا حرمت حضور شهدا را در خانه رعایت کنی قرارداد که تمام میشد و خانه را که میخواستیم عوض کنیم بعضأ عکسها هم نو میشد، یادم هست وقتی پوسترهای کم عرض شهدا مد شده بود محمدحسین کلی ذوق زد که عکسهای بیشتری را میتواند در خانه جا بدهد.🌷شهید #محمدحسین_محمدخانی🌷راوی: همسر شهید•┈••✾◆🍃🌺🌸🍃◆✾••┈•





