💯#ذهن_برترگاهی از خود بپرسید که اگه خودتون رو ملاقات میکردید، آیا از خودت خوشت میومد؟! صادقانه به…
انتشار: 2026/08/23 08:48 UTCدریافت: 2026/08/24 01:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 01:55 UTC
💯#ذهن_برترگاهی از خود بپرسید که اگه خودتون رو ملاقات میکردید، آیا از خودت خوشت میومد؟! صادقانه به این سوال جواب بدید و خواهید فهمید که نیاز به چه تغییراتی دارید#آنتونی_رابینز✅ @best_mind🥀
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ♦️🔷ذهن برتر🔷♦️
💯 #ذهن_برتر 💫پیشکش نگاه مهربونتون⭐️در این شب زیبا💫گل را برای زندگیتان⭐️و کوتاهی عمرش💫را برای غمهایتان آرزومندم⭐️شبتون به زیبایی گـــل💫امضای خدا پای تمام آرزوهاتون✨ #شبزیباتونخوشعزیزان✨✅ @best_mind✨
💯 #ذهن_برتر#نیایش_شبانگاهیخدایا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پای شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشاید.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود.و تو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تنبیه کردن.خدایا؛امشب برای همه ی دوستانم تو را آرزو دارم..✅ @best_mind✨
🎧 #نارسیسوس . یک شروع تازه و احساسی بی نظیر همراه با پیانویی آرام بخش با اجرای ماهرانه و زیبای #سامان_احتشامیلب دریا برویمتور در آب بیندازیمو بگیریم طراوت را از آبریگی از روی زمین برداریموزنِ بودن را احساس کنیم...!✍#سهراب_سپهری✅ @best_mind✨
💯 #ذهن_برتر #داستان_کوتاه_شب 📚روزی بهرام گور با گروهی از یاران عازم شکار گور شد . در تعقیب گوری (گور خر) از یاران جدا شد. آفتاب غروب کرد و در بیابان راه را گم کرد. از آنجا که به حس ششم اسب ایمان داشت زمام اسب را رها کرد تا به قدرت حس او راه به آبادی رساند .اسب و سوار بعد از مدتی طی طریق به چادری در دل بیابان رسیدند. بهرام بانک زد که ای اهل منزل آیا میهمان راه گم کرده را می پذیرید ؟ صدای نحیف پیرزنی از درون چادر آمدکه :میهمان حبیب خداست، داخل شو . بهرام داخل شد .پیرزن نا بینا بود و با تنها دختر و چند بز در بیابان زندگی می کرد به دخترش گفت:قدری شیر بدوش برای مهمان ، و جای خوابی نیز برایش بگستر . بهرام در لباس شکار بود و دختر ندانست که او پادشاه است ، بهرام شیر بخورد و در جای خواب رفت ، همانگونه که در رختخواب دراز کشیده بود به آسمان نگاه میکرد ،در دل اندیشید که این عشایر از منابع طبیعی بهره می برند اما مالیات نمیدهند ،فردا که به قصر رسیدم برای عشایر نیز مالیات وضع خواهم کرد.صبح شد همه از خواب برخاستند.پیرزن به دختر گفت برو شیر بدوش تا میهمان چاشت بخورد . دختر بادیه برداشت و به پستان هر گوسفند دست برد دید شیرش خشکیده ،برگشت و گفت: مادر در عجبم که دیشب پستان همه گوسفندان پر از شیر بود اما اکنون همه خشکیده اند !!!پیرزن گفت دخترم تعجب ندارد ، قطعاً پادشاه برایمان خواب بدی دیده . بهرام که این سخن شنید متعجب شد، با خود گفت من در لباس مبدل و این زال نیز نابینا ، و نیت مالیات نیز در دل من هست، هنوز به زبان نیاورده ام ؟!این زال چه می گوید. پرسید: مادر جان مگر تو پادشاه را دیده ای یا میشناسی ؟ چگونه این حرف را می زنی؟!پیر زن گفت : ای غریبه من تا به این سن هنوز هیچ پادشاهی را از نزدیک ندیده ام. اما به تجربه می دانم که هرگاه پادشاه بر رعیت ظلم پیشه گیرد، آسمان و زمین و حیوان نیز بخیل میشوند ، خشکسالی و بیماری سراسر ملک را فرا می گیرد…✅ @best_mind✨
💯 #ذهن_برترتمام اتفاقات بدی که برای آدمها رخ میده ربطی به شادی اونا نداره. وقتی اتفاقا درست پیش نمیرن، ما اغلب خودمون رو مقصر همه اونا میدونیم. این نوع تفکر یعنی حس گناه و تقصیر نه تنها غم و اندوه به بار میاره بلکه باعث میشه توان واکنش مناسب و صحیح از ما گرفته بشه. حقیقت اینه که هر موقعیتی در زندگی ما برآیند چیزهایی هستن که قابل کنترل و چیزهایی که کنترلشان از دست ما خارجه. فکر نکن که مقصر وقوع همه حوادث بد تو هستی.به یاد داشته باش اگر به جای تمرکز روی خطاها روی دستاوردهات متمرکز بشی احساس بهتری برای جبران خطا و پیشرفت پیدا میکنی.✅ @best_mind✨
💯 #ذهن_برترنگاه کردن دائم به گذشته این خطر را دارد که در دام شنهای روان آن گرفتار شویم.باید زندگی کرد، زندگی به معنای واقعی، باید به جلو نگاه کرده و قدم به قدم پیشروی کرد. باید اجازه داد زمانْ گذشتهی تلخ را از میان بردارد. مثل بادی که شنهای صحرا را کنار میزند.📕 #فردا_دیر_است#انیس_لودیگ✅ @best_mind✨



