عنکبوت آوازه خوان ...عنکبوت کوچک خیلی تنها بود و دوستی نداشت۰روزی تصمیم گرفت لانه ای درست کندو دوست…
انتشار: 2026/06/23 16:54 UTC
عنکبوت آوازه خوان ...عنکبوت کوچک خیلی تنها بود و دوستی نداشت۰روزی تصمیم گرفت لانه ای درست کندو دوستانش را آنجا دعوت کند۰ وقتی صبح شد و خورشید طلوع کرد عنکبوت کوچک مشغول تار تنیدن شد.یکی پس از دیگری تار درست می کرد تا لانه ای زیبا بسازد۰او اصلا به کلاس ریاضی نرفته بود اما یک طرح هندسی قشنگ و زیبا درست کرد.وقتی کارش تمام شد خسته شد و زیر سایه ی برگی نشست تا استراحت کند۰نسیم بهاری شروع به وزیدن کرد و تارها زیر نور خورشید می رقصیدند و طلایی به نظر می رسیدند۰صدای زیبایی از تکان خوردن تارها به گوش رسید۰عنکبوت کوچک با شنیدن صدای ساز تارها خوشحال و شاد شد و با دم برگ یه برگ کوچک شروع به آوازه خوانی کرد۰دوستان عنکبوت بازی برگ و باد و تار و صدای قشنگش را دیدند و شنیدند و دور و بر لانه جمع شدند۰عنکبوت کوچک به وسط تارها آمد و به دوستانش خوشامد گفت. دیگر تنها نبود۰او توانست آن روز کنسرت زیبایی اجرا کند۰کنسرتی با همراهی برگ و نسیم بهاری و تارهای خودشاو توانسته بود دل دوستانش را شاد کند۰✍ نویسنده : نجمه دائمی
